در دنیای پرتلاطم سیاست و اقتصاد بینالمللی، گروه بریکس – که از حروف اول نامهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی تشکیل شده – به عنوان یکی از مهمترین چالشها برای سلطه غرب ظاهر شده است. این اتحاد که در سال ۲۰۰۹ با هدف تقویت همکاری اقتصادی میان اقتصادهای نوظهور شکل گرفت، اکنون بیش از ۴۰ درصد جمعیت جهان و حدود ۳۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را پوشش میدهد. گسترش این بلوک در سال ۲۰۲۴ با اضافه شدن مصر، اتیوپی، ایران و امارات متحده عربی، آن را به یک نیروی قدرتمندتر تبدیل کرد و بحثهای جدی درباره کاهش وابستگی به دلار آمریکا و ایجاد سیستمهای پرداخت جایگزین را مطرح کرد. اما دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، این تحولات را تهدیدی مستقیم برای منافع آمریکا میبیند. از زمان بازگشت به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵، ترامپ با موجی از تهدیدهای تعرفهای، تحریمها و انتقادهای تند، بریکس را هدف قرار داده و آن را “حملهای به دلار” و “سیاستهای ضدآمریکایی” توصیف کرده است.
بریکس نه تنها یک اتحاد اقتصادی است، بلکه نمادی از تلاش کشورهای در حال توسعه برای ایجاد یک جهان چندقطبی است. این گروه با تأسیس بانک توسعه جدید (NDB) در سال ۲۰۱۴، که مقر آن در شانگهای است، تلاش کرده تا جایگزینی برای نهادهایی مانند بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول ارائه دهد. NDB تاکنون بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برای پروژههای زیرساختی در کشورهای عضو تأمین کرده است. همچنین، بحثهای جدی درباره ایجاد یک ارز مشترک یا سیستم پرداخت بر پایه ارزهای ملی، مانند استفاده از یوان چین یا روبل روسیه، مطرح شده که میتواند سلطه دلار را به چالش بکشد. طبق گزارشهای اقتصادی، بیش از ۵۰ درصد تجارت میان اعضای بریکس اکنون با ارزهای غیر دلاری انجام میشود، که این رقم در سال ۲۰۱۹ تنها ۲۰ درصد بود. ترامپ این روند را “توطئهای علیه اقتصاد آمریکا” میداند و معتقد است که بدون دلار، ایالات متحده قدرت خود را از دست خواهد داد. اما آیا این تهدیدها واقعاً مؤثر خواهند بود؟ تحلیلگران میگویند که رویکرد ترامپ، که بر پایه “آمریکا اول” استوار است، ممکن است کشورهای بریکس را به سمت اتحاد نزدیکتر سوق دهد و حتی کشورهای دیگری مانند ترکیه، عربستان سعودی و اندونزی را به پیوستن ترغیب کند.
واکنش تند ترامپ: از تهدید تعرفه تا اعلام مرگ بریکس
دونالد ترامپ از همان روزهای اولیه بازگشت به کاخ سفید، موضع خصمانهای نسبت به بریکس اتخاذ کرد. در جولای ۲۰۲۵، پس از اجلاس بریکس در ریودوژانیرو، ترامپ این گروه را “گروه کوچکی که به سرعت در حال محو شدن است” توصیف کرد و به حضور کمرنگ برخی رهبران اشاره کرد. او هشدار داد که هر کشوری که با “سیاستهای ضدآمریکایی” بریکس همسو شود، با تعرفه اضافی ۱۰ درصدی بر واردات مواجه خواهد شد. این تهدید بخشی از استراتژی گستردهتر ترامپ برای حفظ هژمونی دلار بود. او بریکس را متهم به تلاش برای “تخریب دلار” کرد و گفت: “بریکس برای هدفی بسیار بد تأسیس شده و هدف آن تضعیف اقتصاد آمریکاست.” ترامپ حتی ادعا کرد که رهبران بریکس پس از هشدارهای او، جرات اشاره به نام این گروه را ندارند و آن را “رسماً مرده” اعلام کرد.
این واکنشها ریشه در نگرانی عمیق ترامپ از ابتکارات بریکس دارد. برای مثال، در اوت ۲۰۲۵، ترامپ برزیل را به طور خاص هدف قرار داد و تعرفه ۵۰ درصدی بر واردات از این کشور پیشنهاد کرد. او ادعا کرد که این اقدام برای تضعیف بریکس است، اما تحلیلگران مانند کارشناسان چتم هاوس معتقدند که این سیاست ممکن است نتیجه معکوس دهد و برزیل را بیشتر به سمت بریکس سوق دهد. ترامپ همچنین هشدار داد که اگر بریکس ارز جدیدی ایجاد کند، با عواقب شدیدی مانند تعرفههای ۱۰۰ درصدی مواجه خواهد شد. در یک پست در شبکه اجتماعی Truth Social، ترامپ نوشت: “تمام پولها باید تا اول اوت ۲۰۲۵ پرداخت شود – هیچ تمدیدی داده نخواهد شد.” این تهدیدها نه تنها بریکس را هدف گرفته، بلکه نشاندهنده رویکرد تهاجمی ترامپ برای حفظ سلطه اقتصادی آمریکاست.
علاوه بر تعرفهها، ترامپ تحریمهای جدیدی علیه روسیه اعمال کرد، مانند تحریم دو شرکت بزرگ نفتی روسی در اکتبر ۲۰۲۵، که این اقدام را بخشی از فشار بر بریکس دانست. او همچنین کشورهای اروپایی را تحت فشار قرار داد تا تعرفههایی علیه چین و هند اعمال کنند، زیرا این کشورها نفت ارزان روسیه را خریداری میکنند و درآمد آن به جنگ اوکراین کمک میکند. ترامپ در یک سخنرانی گفت: “بریکس تهدیدی جدی نیست، اما تلاش آنها برای نابودی دلار است و ما اجازه نمیدهیم.” این موضع ترامپ واکنشهای بینالمللی را برانگیخت؛ برای مثال، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، آن را “کوتهبینانه” خواند و گفت که بریکس بر چندقطبی بودن تمرکز دارد، نه نابودی دلار. همچنین، شی جینپینگ، رهبر چین، در اجلاس بریکس تأکید کرد که این بلوک تنها برای همکاری اقتصادی است.
ترامپ حتی ایده تشکیل “هسته ۵” را مطرح کرد – شامل آمریکا، چین، روسیه، هند و ژاپن – برای مقابله با بریکس، اما این پیشنهاد اروپا را کنار میگذارد و ممکن است تنشها را افزایش دهد. تحلیلگران مانند جیم اونیل در پراجکت سیندیکیت میگویند که ترامپ با این رویکرد، ناخواسته بریکس را تقویت میکند، زیرا کشورهای عضو را به سمت اتحاد بیشتر سوق میدهد. برای مثال، پس از تهدیدهای ترامپ، تجارت میان چین و برزیل ۲۰ درصد افزایش یافت و هند سرمایهگذاریهای خود در روسیه را دو برابر کرد.
روابط پیش از گسترش: ترکیبی از دوستی، تجارت و تنشهای پنهان
قبل از گسترش بریکس در سال ۲۰۲۴، روابط ترامپ با اعضای اصلی این بلوک ترکیبی از عملگرایی، ایدئولوژی و تقابل بود. در دوره اول ریاستجمهوری او (۲۰۱۷-۲۰۲۱)، ترامپ تلاش کرد روابط شخصی قوی با برخی رهبران برقرار کند، در حالی که با دیگران درگیر جنگ تجاری شد.
با هند، ترامپ رابطه گرمی با نارندرا مودی ایجاد کرد. تجمعهای مشترک مانند “Howdy Modi” در سال ۲۰۱۹ در تگزاس، که بیش از ۵۰ هزار نفر شرکت کردند، نمادی از این دوستی بود. قراردادهای دفاعی مانند فروش هلیکوپترهای آپاچی و سیستمهای دفاع هوایی به ارزش میلیاردها دلار، این روابط را تقویت کرد. اما تنشهای تجاری وجود داشت؛ ترامپ تعرفههایی بر فولاد و آلومینیوم هند اعمال کرد و هند را از فهرست کشورهای در حال توسعه خارج کرد، که منجر به تلافی هند با تعرفه بر محصولات آمریکایی مانند بادام شد. ترامپ هند را “پادشاه تعرفهها” خواند، اما این اختلافات مانع همکاری استراتژیک در برابر چین نشد.
در برزیل، تحت رهبری ژائیر بولسونارو، روابط بر پایه ایدئولوژی ضدچپگرا گرم بود. ترامپ بولسونارو را “ترامپ گرمسیری” مینامید و همکاری در مسائل زیستمحیطی و تجاری را تقویت کرد. اما پس از شکست بولسونارو در انتخابات ۲۰۲۲، ترامپ اتهاماتی مانند مداخله در انتخابات برزیل مطرح کرد و روابط تیره شد. ترامپ حتی از اعتراضات پس از انتخابات حمایت کرد، که این اقدام انتقادهایی در برزیل به همراه داشت.
چین اما داستان کاملاً متفاوتی داشت. جنگ تجاری ترامپ در سال ۲۰۱۸ با اعمال تعرفههای ۲۵ درصدی بر ۵۰ میلیارد دلار کالای چینی آغاز شد و به بیش از ۳۶۰ میلیارد دلار رسید. ترامپ چین را به سرقت مالکیت معنوی، دستکاری ارز و تجارت ناعادلانه متهم کرد. این جنگ میلیاردها دلار خسارت به هر دو طرف وارد کرد، اما ترامپ آن را “پیروزی” خواند. با این حال، توافق فاز یک در سال ۲۰۲۰، که چین را ملزم به خرید بیشتر محصولات آمریکایی کرد، تنشها را موقتاً کاهش داد.
روسیه دینامیک پیچیدهای داشت. ترامپ شخصاً ولادیمیر پوتین را تحسین میکرد و در اجلاس هلسینکی ۲۰۱۸ گفت: “ما روابط خوبی داریم.” اما تحریمهایی بر سر دخالت در انتخابات آمریکا و حمله به اوکراین اعمال کرد. ترامپ بیش از ۱۰۰ تحریم جدید علیه روسیه وضع کرد، اما همزمان پیشنهاد دیدارهای شخصی داد. این دوگانگی نشاندهنده تعادل ترامپ بین ایدئولوژی و واقعیت ژئوپلیتیکی بود.
آفریقای جنوبی تعامل کمتری داشت. ترامپ سیاستهای اصلاحات ارضی را “نژادپرستانه” خواند و توییت کرد که “کشاورزان سفیدپوست در حال کشته شدن هستند.” این اظهارات روابط را تیره کرد، اما تجارت ادامه یافت و آفریقای جنوبی همچنان شریک تجاری مهمی برای آمریکا باقی ماند.
به طور کلی، روابط پیش از گسترش بیشتر بر پایه منافع شخصی ترامپ بود تا یک استراتژی منسجم. او بریکس را جدی نمیگرفت و آن را “گروهی از اقتصادهای ضعیف” میدانست، اما گسترش ۲۰۲۴ این دیدگاه را تغییر داد.
پس از گسترش: تشدید تقابل، تحریمها و انزوای احتمالی آمریکا
گسترش بریکس در سال ۲۰۲۴، که ایران، مصر، اتیوپی و امارات را اضافه کرد، نقطه عطفی بود که ترامپ را خشمگین کرد. ورود ایران – که ترامپ آن را “دشمن شماره یک” میداند – این بلوک را به “اتحادی ضدغربی” تبدیل کرد. ترامپ کمپین “فشار حداکثری” را احیا کرد و حملاتی به تأسیسات هستهای ایران انجام داد، که این اقدام را بخشی از مقابله با بریکس دانست. او گفت: “ایران با پیوستن به بریکس، به دنبال نابودی آمریکاست.”
امارات متحده عربی، که قبلاً متحد نزدیک با پیمانهای ابراهیم بود، حالا تحت فشار قرار گرفته. ترامپ تعرفههایی بر نفت امارات پیشنهاد کرد و گفت که پیوستن به بریکس “خیانت” است. این اقدام ممکن است روابط دفاعی را آسیب بزند، زیرا امارات بیش از ۱۰ میلیارد دلار تسلیحات آمریکایی خریداری کرده است.
با برزیل، ترامپ تعرفههای سنگین اعمال کرد تا بلوک را تضعیف کند. در اوت ۲۰۲۵، او ۵۰ درصد تعرفه بر کالاهای برزیلی وضع کرد، اما این سیاست اعتراضات گستردهای در برزیل برانگیخت، جایی که مردم با سوزاندن عروسک ترامپ اعتراض کردند. لولا دا سیلوا، رئیسجمهور برزیل، اجلاس اضطراری بریکس فراخواند تا پاسخی جمعی بدهد. تحلیلگران میگویند این تهدیدها برزیل را بیشتر به سمت چین سوق میدهد، جایی که تجارت دوجانبه به ۱۵۰ میلیارد دلار رسیده است.
هند با فشارهای جدیدی بر سر صادرات برنج و دارو روبرو است. ترامپ هند را به “سوءاستفاده از سیستم” متهم کرد و تعرفههایی بر ویزای H-1B اعمال کرد. مودی در پاسخ، روابط با روسیه را تقویت کرد و خرید نفت روسی را افزایش داد، که این اقدام ترامپ را عصبانی کرد. ترامپ گفت: “هند فکر میکند میتواند ما را فریب دهد، اما اشتباه میکند.”
چین همچنان هدف اصلی است. ترامپ تعرفههای جدیدی بر کالاهای چینی به ارزش ۲۰۰ میلیارد دلار اعمال کرد و گفت: “چین هیچ اهرمی ندارد.” اما چین با افزایش سرمایهگذاری در آفریقا و آمریکای لاتین پاسخ داد و تجارت با بریکس را ۳۰ درصد افزایش داد.
روسیه در میان جنگ اوکراین، از لنز رقابت دیده میشود. ترامپ تحریمهای جدیدی علیه شرکتهای نفتی روسی اعمال کرد، اما همزمان پیشنهاد دیدار با پوتین در بوداپست داد. پوتین این تحریمها را “غیرسازنده” خواند و گفت که بریکس قویتر خواهد شد.
با آفریقای جنوبی روابط کمب سردترشده. ترامپ پس از دیدار با سیریل رامافوزا، تعرفههایی بر فلزات آفریقایی اعمال و از سیاستهای این کشور انتقاد کرد.
مصر و اتیوپی کمتر مستقیم هدف هستند، اما تهدیدهای تعرفهای میتواند کمکهای آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. برای مثال، مصر سالانه ۱.۳ میلیارد دلار کمک نظامی دریافت میکند.
به طور کلی، رویکرد ترامپ ممکن است آمریکا را منزوی کند. گزارش شورای روابط خارجی میگوید که این سیاستها بریکس را برای همکاری جنوب-جنوب قویتر میسازد. برای مثال، پس از تهدیدها، ۲۲ کشور جدید درخواست پیوستن به بریکس دادند.
آینده پرتنش: آیا ترامپ بریکس را نابود میکند؟
رویکرد تهاجمی ترامپ ریسک تسریع تغییر به سمت جهان چندقطبی را دارد. در حالی که او ادعای پیروزی در “خفه کردن” بریکس را دارد، اجلاسهای این گروه ادامه مییابد و کشورها به دنبال جایگزینهایی برای دلار هستند. تحلیلگران هشدار میدهند که تهدیدها ممکن است اعضای بریکس را متحدتر کند، به ویژه در آفریقا و آسیا، جایی که بیش از ۵۰ کشور علاقهمند به پیوستن هستند.
ترامپ حتی ایده “هسته ۵” را مطرح کرده، اما این ممکن است اروپا را ناراضی کند و تنشها را افزایش دهد. گزارش فارین افیرز میگوید که ترامپ با عقبنشینی از نهادهای جهانی، بریکس را به عنوان “آخرین خط دفاع جهانیسازی” تقویت میکند. تأثیر اقتصادی نیز قابل توجه است؛ تعرفههای ترامپ میتواند رشد جهانی را ۱ درصد کاهش دهد، طبق گزارش صندوق بینالمللی پول، در حالی که بریکس میتواند رشد خود را به ۴ درصد برساند.
در نهایت، ترامپ بریکس را چالشی برای “آمریکا اول” میبیند، اما سیاستهایش ممکن است دقیقاً همان تغییری را ایجاد کند که با آن مخالف است. اگر ترامپ نتواند اتحادهای جدیدی بسازد، بریکس ممکن است به نیروی غالب در اقتصاد جهانی تبدیل شود.









