یک قرعه کشی متفاوت
قرعهکشی نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ در مرکز جان اف. کندی برای هنرهای نمایشی در واشنگتن دیسی برگزار شد—اما آنچه در قاب دوربینها نشست، بیش از آنکه شبیه یک روال معمول ورزشی باشد، رنگوبوی شوی سیاسی داشت. گزارش رویترز از مراسم، از «صفحهآرایی کاملاً طراحیشده با سلیقه رئیسجمهور» میگوید: یک صحنه پرزرقوبرق، سلبریتیها، موسیقی و یک روایت مرکزی که همه چیز را حول محور رئیسجمهور منسجم میکرد.
این تصویرسازی اتفاقی نبود. فیفا از هفتهها قبل به سمت یک «قرعهکشی پرستاره» حرکت کرده بود؛ از معرفی چهرههای هنری و مجریان تا تأکید بر اجرای زنده چند قطعه موسیقی و ترکیب آن با تصاویر «نوستالژیک» جامهای جهانی گذشته. در اطلاعیه رسمی فیفا درباره برنامه هنری، از حضور آندرهآ بوچلی، رابی ویلیامز، نیکول شرزینگر و گروه Village People به عنوان بخشی از برنامه یاد شد.
این قاببندی یک کارکرد مهم داشت: قرعهکشی را از «رویداد فنی فوتبال» به «رویداد فرهنگی-سیاسی» ارتقا میداد؛ چیزی که هم مخاطب عمومی بیشتری جذب میکند و هم امکان میدهد میزبان و بهویژه شخص رئیسجمهور روی صحنه بهعنوان «چهره اصلی» دیده شود. گزارش رویترز حتی به جزئیات صحنه اشاره میکند: سه رهبر کشورهای میزبان پشت سکویهای رنگی شبیه برنامههای مسابقهای ایستاده بودند و قرعهها را بیرون میکشیدند؛ یک ایده که عملاً سیاست را وارد زبان بصری فوتبال میکرد.
چرا واشنگتن و چرا کندی سنتر؟
اینکه قرعهکشی در واشنگتن برگزار شد، شهری که خود میزبان مسابقات جام جهانی نیست، از همان ابتدا پرسشبرانگیز بود. اما نقطه عطف، اعلام رسمیِ محل برگزاری در ۲۲ اوت ۲۰۲۵ بود؛ زمانی که دونالد ترامپ در کنار رئیس فیفا خبر داد قرعهکشی در کندی سنتر برگزار میشود.
از نگاه منتقدان، این انتخاب دو معنا داشت:
-
قرار دادن جام جهانی در مدار نمادهای قدرت سیاسی آمریکا (واشنگتن به جای یک شهر میزبان مسابقه)
-
تبدیل «شروع داستان جام جهانی» به بخشی از میراث سیاسی رئیسجمهور (درست مثل مراسمهای ملی و سیاستمحور)
رویترز در همان گزارش اوت ۲۰۲۵ تأکید میکند که این انتخاب «با اعلام رئیسجمهور» انجام شد و حتی اشاره میکند کندی سنتر علاوه بر میزبانی مراسم، نقشهایی در زیرساخت اداری جام جهانی در آمریکا هم خواهد داشت.
این چیدمان، با توجه به رابطه نزدیک رئیس فیفا با ترامپ، یک تفسیر کلیدی را تقویت کرد: فیفا نه فقط به دنبال اجرای یک مراسم، بلکه در حال ساختن یک «اتحاد نمادین» با دولت میزبان است؛ اتحادی که میتواند هم در مسائل اجرایی (امنیت، روادید، لجستیک) و هم در روایت عمومی (تبلیغ، مشروعیت، فروش بلیت) نقش ایفا کند.
لحظه اصلی: قرعهها، گروهها و پیامهای پنهان
از منظر فوتبال، قرعهکشی بالاخره باید پاسخ یک سؤال را میداد: ۴۸ تیم در قالب ۱۲ گروه چه سرنوشتی پیدا میکنند؟ طبق گزارش الجزیره، تیم میزبان آمریکا در گروهی قرار گرفت که شامل استرالیا و پاراگوئه است و یک تیم اروپایی از بین ترکیه/رومانی/اسلواکی/کوزوو نیز به آن اضافه خواهد شد.
همان گزارش، گروهبندی کامل را هم منتشر میکند (۱۲ گروه A تا L) و در ادامه توضیح میدهد که با فرمت جدید، صعود به مرحله حذفی گستردهتر شده و «بهترین تیمهای سوم» نیز شانس عبور خواهند داشت؛ نکتهای که از نظر اقتصادی-رسانهای هم برای فیفا جذاب است: مسابقات بیشتر، فروش بیشتر، زمان پخش بیشتر و مصرف محتوای بیشتر.
از سوی دیگر، خودِ نقشه گروهها حامل پیامهایی فراتر از فوتبال هم بود. برای نمونه، قرار گرفتن چند تیم با تنشهای سیاسی یا حساسیتهای مهاجرتی در گروههایی که بازیهایشان عمدتاً در خاک آمریکا برگزار میشود، بلافاصله پای بحث «ویزا، کنترل مرزی، نظارت امنیتی و محدودیتهای سفر» را وسط کشید؛ چیزی که رسانهها بعدتر آن را یکی از ریسکهای اصلی جام جهانی ترامپمحور دانستند.
«جایزه صلح فیفا»؛ یک مدال، چند بحران معنا
بزرگترین نقطه جنجالساز مراسم، لحظهای بود که جیانی اینفانتینو روی صحنه، جایزهای با عنوان «FIFA Peace Prize – Football Unites the World» را به ترامپ اهدا کرد. خود فیفا در روایت رسمیاش میگوید این جایزه برای نخستین بار به رئیسجمهور آمریکا داده شد و آن را در چارچوب کمپین «فوتبال جهان را متحد میکند» توضیح میدهد.
اما همان لحظهای که فیفا آن را «نماد وحدت» معرفی کرد، بسیاری از رسانهها آن را «نماد سیاسیشدن فیفا» خواندند. گزارش رویترز از مراسم صریح است: ترامپ که بهگفته رویترز به شکل تهاجمی دنبال جایزه نوبل صلح بوده، در مراسمی که کاملاً حول خودش چیده شده بود، جایزه را دریافت کرد و ادعاهایی درباره «پایان دادن به چند جنگ» مطرح کرد که خود رویترز نیز تأکید میکند محل مناقشه است.
گاردین نیز ضمن بازتاب سخنان ترامپ، به دو محور انتقادی اشاره میکند:
-
فیفا درباره فرآیند انتخاب توضیح شفاف نداده
-
حتی درباره سازوکارهای آینده نیز صحبت از کمیتهای شده که ریاست آن با یک چهره جنجالی (تاجر میانماری) است
این ابهامها، خودِ مفهوم «صلح» را به جای تقویت، وارد چالش مشروعیت کرد.
در همین چارچوب، گزارشهای تحلیلیتر از «تناقض بنیادین» حرف میزنند: چگونه نهادی که همواره از «بیطرفی سیاسی» دفاع کرده، یک جایزه سیاسی-اخلاقی تأسیس میکند و نخستین برنده آن را رئیسجمهور کشور میزبان اعلام میکند؟ همین تناقض، بهویژه در اروپا، به سوختی برای بحثهای مربوط به تحریم یا دستکم اعتراض نمادین تبدیل شد.
سه کشور میزبان؛ یک جام جهانی، سه سطح از سیاست
در قاب رسمی مراسم، رهبران سه کشور میزبان کنار هم ایستادند: مارک کارنی و کلودیا شینباوم.
این تصویر از نظر دیپلماتیک ارزشمند است: جام جهانی پروژهای است که بدون همکاری لجستیکی، امنیتی و مرزیِ سه کشور، به سختی «بیدردسر» برگزار میشود؛ از تردد تیمها و هواداران تا هماهنگی پلیس، گمرک، حملونقل هوایی، مقررات اقامتی و پوشش رسانهای.
اما همین همنشینی، یک حقیقت دیگر را پنهان نمیکند: بخش اعظم مسابقات در خاک آمریکا برگزار میشود و بنابراین سیاست داخلی آمریکا (امنیت شهری، کنترل مهاجرت، اعتراضات اجتماعی، فضای عمومی) بیشترین اثر را روی تجربه جام جهانی خواهد داشت. گزارش واشنگتنپست درباره «جهانِ نگران از جام جهانی ترامپ»، دقیقاً روی همین نقطه دست میگذارد و توضیح میدهد که بسیاری از نگرانیها، از قیمت بلیت تا روادید و نظارت مستقیماً به سیاستهای دولت آمریکا گره خورده است.
«امنیت» بهعنوان زبان سیاسی جام جهانی
ترامپ مدتهاست درباره امنیت جام جهانی صحبت میکند؛ اما لحن این صحبتها بیشتر شبیه زبان سیاست داخلی است تا زبان یک میزبان ورزشی. در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵، رویترز گزارش داد ترامپ تهدید کرده اگر شهرهای میزبان را «ناامن» بداند، ممکن است بازیها را جابهجا کند و در آن مقطع از سیاتل و سانفرانسیسکو نام برده شد.
این تهدیدها چند پیامد دارد:
الف) فشار سیاسی بر شهرداریها و فرمانداران
بهخصوص شهرهایی که از نظر سیاسی در اردوگاه مخالف قرار میگیرند، در معرض یک جنگ روایت قرار میگیرند: «امنیت را ثابت کنید یا سهمتان از جام جهانی را از دست بدهید.» این دقیقاً همان سازوکار آشنا در سیاست داخلی آمریکاست که به ورزش منتقل میشود.
ب) ایجاد ابهام برای سرمایهگذاریهای شهری
میزبانی جام جهانی فقط برگزاری مسابقه نیست؛ مجموعهای از پروژههای زیرساختی، قراردادهای محلی، اسپانسرینگ شهری، نوسازی حملونقل و برنامهریزی امنیتی است. تهدید به جابهجایی بازیها حتی اگر عملی نشود میتواند هزینه مالی و ریسک اداری شهرها را بالا ببرد.
ج) سؤال حقوقی: آیا رئیسجمهور واقعاً میتواند بازیها را جابهجا کند؟
برخی تحلیلها تأکید دارند اختیار رسمی در دست فیفاست، نه کاخ سفید؛ اما رابطه نزدیک رئیس فیفا با ترامپ میتواند «نفوذ غیررسمی» ایجاد کند. همین بحث، بهخودیخود نشان میدهد چرا سیاسی شدن رابطه میزبان-فیفا حساس است.
مهاجرت، ویزا و مسئله «چه کسی میتواند بیاید؟»
یکی از پیچیدهترین گرهها، سیاست مهاجرتی آمریکاست. در همان اعلام رسمی محل قرعهکشی، آسوشیتدپرس گزارش داد ترامپ درباره محدودیتهای ورود و نگرانیهای مربوط به برخی کشورها صحبت کرده و اشاره کرده که برای بعضی ملیتها (مثل ایران) روال ورود دشوارتر است؛ ضمن اینکه استثناهای مربوط به ورزشکاران و عوامل رسمی، الزاماً شامل هواداران نمیشود.
در ژانویه ۲۰۲۶ هم، نگرانیها پررنگتر شد. رویترز از قول شهردار لسآنجلس نقل میکند که باید پیام «خوشآمدگویی» روشن به جهان داده شود، چون سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی و اقدامات اجرایی میتواند باعث شود بخشی از هواداران احساس ناامنی یا عدمپذیرش کنند.
واشنگتنپست نیز به نگرانیهای روادید، کنترلهای گستردهتر و حتی «راستیآزمایی شبکههای اجتماعی» اشاره میکند؛ موضوعی که بهویژه برای هواداران و خبرنگاران خارجی میتواند تجربه سفر را تغییر دهد.
این سطح از حساسیت، جام جهانی را وارد حوزهای میکند که در آن «حق حضور» به یکی از عناصر مناقشه بدل میشود: جام جهانی ذاتاً قرار است جشن فراگیر باشد؛ اما اگر سیاست مهاجرتی باعث شود بخشی از جامعه جهانی، عملاً از حضور محروم یا دلسرد شود، آن جشن از درون ترک میخورد؛ حتی اگر استادیومها پر باشد.
اقتصاد جام جهانی: میلیاردها دلار، اما برای چه کسانی؟
دولتها و مدیران شهری معمولاً جام جهانی را با «درآمد گردشگری، شغل و توسعه شهری» توجیه میکنند. اما در جام جهانی ۲۰۲۶ یک موضوع اقتصادی از همان ابتدا جنجال آفرید: بلیت و بازار ثانویه.
-
ESPN گزارش داد که قیمتهای رسمی فیفا تا چند هزار دلار میرسد و پس از انتقادها، صحبت از سهمیههایی با بلیتهای ارزانتر نیز شد.
-
آسوشیتدپرس گزارش داد که در بازار بازفروشِ خودِ فیفا، قیمتهای بسیار نجومی برای برخی مسابقات (از جمله فینال) دیده شده و فیفا از کارمزد بازفروش نیز سهم میبرد.
-
گاردین هم از سیاست «بلیت ۶۰ دلاری محدود» نوشت و توضیح داد که این رقم، درصد کوچکی از کل ظرفیت را پوشش میدهد و انتقادها را کاملاً خاموش نکرد.
در کنار قیمت، خود فیفا نیز از «تقاضای عظیم» حرف میزند: اینفانتینو در داووس از صدها میلیون درخواست بلیت سخن گفت؛ روایتی که از نگاه فیفا نشاندهنده جذابیت و موفقیت است، اما از نگاه منتقدان میتواند توجیهی برای سیاستهای گرانسازی باشد.
نتیجه این ترکیب چیست؟ جام جهانیای که از یک سو میخواهد «جهانی و مردمی» باشد و از سوی دیگر در عمل، بخش بزرگی از تجربه حضوری را به طبقات مرفهتر و بازارهای سفتهبازانه واگذار میکند. وقتی این شکاف با سیاستهای سختگیرانه ویزا هم همراه شود، تصویر «جام جهانی برای همه» بیش از پیش زیر سؤال میرود.
واکنشها: از تمسخر جایزه تا زمزمه تحریم
پسلرزههای «جایزه صلح» و پیوند آشکار فیفا با ترامپ، در اروپا سریع نمود پیدا کرد. واشنگتنپست گزارش میدهد که در برخی محافل سیاسی و رسانهای اروپا، بحث تحریم یا کنش اعتراضی مطرح شده و این جام جهانی «به شکل جداییناپذیر» به ترامپ گره خورده است.
اما در عمل، نهادهای رسمی فوتبال کمتر به سمت تحریم رفتند. گاردین در پایان ژانویه ۲۰۲۶ گزارش داد فدراسیون فوتبال آلمان ایده تحریم را رد کرد و بر این موضع تأکید کرد که ورزش باید عامل وحدت باشد.
این تناقض «فشار افکار عمومی برای اعتراض» در برابر «واقعگرایی فدراسیونها» یکی از خطوط روایی مهم جام جهانی ۲۰۲۶ است. حتی اگر هیچ تحریمی رخ ندهد، نفسِ مطرح شدن آن، به برندسازی تورنمنت لطمه میزند و فضا را سیاسیتر میکند.
فوتبال چه میشود؟ رشد محبوبیت یا گروگان سیاست؟
یک نگاه خوشبینانه میگوید: هر چه باشد، جام جهانی فوتبال را در آمریکا بزرگتر میکند. اما نگاه بدبینانه هشدار میدهد: وقتی رئیسجمهور میزبان، جام جهانی را بخشی از میراث شخصی خود معرفی کند، مسابقات میتواند به «ابزار هویتی» تبدیل شود؛ جایی که هر گل، هر اعتراض، هر اتفاق امنیتی یا هر بحران ویزا، به سوختِ جنگ روایتها بدل خواهد شد.
این خطر در چند سطح دیده میشود:
-
سطح رسانهای: هر حاشیه سیاسی، از خود فوتبال جلو میزند.
-
سطح اجرایی: امنیت و مهاجرت، بخشی از برنامه مسابقات میشود نه صرفاً «پشتیبانی».
-
سطح نمادین: فیفا با ادعای بیطرفی، ناچار است با واقعیات سیاسی میزبان کنار بیاید و این کنار آمدن، همواره هزینه اعتبار دارد.
در این میان، خود فیفا هم در یک دوگانگی قرار میگیرد: از یک طرف به دولت میزبان نیاز دارد (برای ویزا، امنیت، مدیریت بحرانها) و از طرف دیگر هر نزدیکی بیش از حد به سیاست، سرمایه نمادین فوتبال را فرسایش میدهد. گزارشهای رویترز و گاردین درباره نزدیکی اینفانتینو و ترامپ و واکنشهای انتقادی، عملاً همین دوگانگی را برجسته میکنند.
جمعبندی: تابستان ۲۰۲۶ چه چیزهایی را باید زیر نظر داشت؟
جام جهانی ۲۰۲۶ از همین حالا یک «رویداد چندلایه» است: فوتبال در سطح زمین جریان دارد، اما بیرون زمین، سیاست و اقتصاد و امنیت مثل یک تور موازی حرکت میکنند. قرعهکشی واشنگتن نشان داد که در این نسخه از جام جهانی، میزبان فقط کشورها نیستند؛ دولتها هم میزباناند و دولتِ میزبان میتواند روایت را به نفع خود شکل دهد.
با نزدیک شدن به آغاز مسابقات (که بنا بر گزارشها از ۱۱ ژوئن تا ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۶ برگزار میشود) پرسشهای کلیدی چنیناند: آیا سیاست مهاجرتی و امنیتی آمریکا با «منطق جشن جهانی» قابل جمع است؟ آیا بازار بلیت و بازفروش، تجربه هواداری را طبقاتیتر میکند؟ و آیا فیفا میتواند میان نیاز اجرایی به دولتها و ادعای بیطرفی، تعادل واقعی بسازد؟
اگر پاسخها مثبت باشد، جام جهانی ۲۰۲۶ میتواند به یک جشن عظیم و موفق تبدیل شود. اما اگر این شکافها عمیقتر شود، تورنمنت حتی با استادیومهای پر ممکن است به «جنجالیترین جام جهانی دوران جدید» بدل شود؛ جامی که پیش از شروع، بحث بر سر معنای آن آغاز شده است.
فهرست منابع
-
گزارشهای مراسم قرعهکشی و اهدای جایزه صلح (رویترز، دسامبر ۲۰۲۵).
-
گزارش رویترز درباره تهدید ترامپ به جابهجایی بازیها به دلیل «امنیت شهرها» (سپتامبر ۲۰۲۵).
-
گزارش الجزیره درباره جزئیات قرعهکشی و گروهبندیها (۵ دسامبر ۲۰۲۵).
-
روایت رسمی فیفا از «FIFA Peace Prize – Football Unites the World» (۵ دسامبر ۲۰۲۵).
-
اعلام رسمی زمان/مکان قرعهکشی و نقش کندی سنتر (رویترز/AP، اوت ۲۰۲۵).
-
اطلاعیه فیفا درباره برنامه هنری و اجرای موسیقی در قرعهکشی (۲ دسامبر ۲۰۲۵).
-
گزارشهای مربوط به قیمت بلیت و بازار بازفروش (ESPN و AP، ژانویه ۲۰۲۶).
-
گزارش گاردین درباره سهمیه محدود بلیت ۶۰ دلاری و واکنشها (دسامبر ۲۰۲۵).
-
گزارش واشنگتنپست درباره بالا گرفتن بحث تحریم/اعتراض در اروپا و نگرانیهای ویزا/نظارت/قیمتها (ژانویه ۲۰۲۶).
-
گزارش گاردین درباره رد ایده تحریم توسط فوتبال آلمان (۳۱ ژانویه ۲۰۲۶).
-
گزارش رویترز درباره نگرانیهای استقبال از هواداران و موضع شهردار لسآنجلس (ژانویه ۲۰۲۶).
-
گزارشهای گاردین درباره ابهام در فرآیند جایزه صلح و نقش کمیته «مسئولیت اجتماعی» (دسامبر ۲۰۲۵).








