- روایتِ رویداد: یک پیام کوتاه، چند برداشت متفاوت
- «آزمایش هستهای» یعنی چه؟ تفاوتِ یک واژه با چند پیامد
- پسزمینه تاریخی: از آخرین انفجار ۱۹۹۲ تا هنجارِ جهانیِ «آزمایش نکردن»
- حقوق و سیاست: آمریکا «پایبندی حقوقی» دارد یا «پایبندی سیاسی»؟
- رقابت با روسیه و چین: واقعیتِ اعداد و واقعیتِ روایتها
- ادعای «آزمایش پنهانی دیگران»: شواهد، تردیدها و نقش سامانههای پایش
- واکنشها: از هشدارهای مسکو تا نگرانی نهادهای کنترل تسلیحات
- همزمانی خطرناک: پایانِ نزدیکِ «نو استارت» و شکنندگیِ معماری کنترل تسلیحات
- اجرای عملی آزمایش انفجاری: چرا «دستور» به معنای «انفجار فردا» نیست؟
- گزینه جایگزین: آزمایشهای زیرآستانه و برنامهی «نظارت بر زرادخانه»
- پیامدهای احتمالی: از مسابقه تسلیحاتی تا «هدیه اطلاعاتی» به رقبا
- هزینهها و سیاست داخلی: وقتی «بازدارندگی» با «بودجه» گره میخورد
- زیستمحیطی و انسانی: میراثی که هنوز تمام نشده است
- جمعبندی: سه سناریو برای آیندهی ماجرا
- فهرست منابع (منتخب)
روایتِ رویداد: یک پیام کوتاه، چند برداشت متفاوت
مطابق گزارشهای خبری، ترامپ همان روز ۳۰ اکتبر در پستی نوشت که به «وزارت جنگ» دستور داده «آزمایش سلاحهای هستهای» را آغاز کند؛ اصطلاحی که خود بهجای «وزارت دفاع» به کار برد و به ابهامها افزود.
این پیام، دقایقی پیش از دیدار ترامپ با شی جینپینگ در بوسان و در حاشیهی مذاکرات تجاری منتشر شد؛ همزمانیای که باعث شد برخی ناظران آن را نه فقط یک تصمیم فنی، بلکه سیگنالی سیاسی در فضای رقابت قدرتهای بزرگ بدانند.
با این حال، همان روز و روزهای بعد، پیامهای رسمیِ دستگاههای مختلف در دولت آمریکا یکدست نبود. روایت رسانهایِ «ازسرگیری آزمایش هستهای» با این پرسش روبهرو شد که آیا قرار است آمریکا واقعاً به «آزمایش انفجاری هستهای» (که از ۱۹۹۲ انجام نداده) بازگردد، یا صرفاً دربارهی آزمایشهای پروازی سامانههای حامل و آزمایشهای غیرانفجاریِ مرتبط با کلاهکها صحبت میشود—چیزی که در برنامههای نگهداشت زرادخانه (بهویژه در چارچوب برنامهی نظارت بر زرادخانه) سابقه دارد.
«آزمایش هستهای» یعنی چه؟ تفاوتِ یک واژه با چند پیامد
در ادبیات فنیِ سیاست هستهای، «آزمایش هستهای» معمولاً به آزمایش انفجاری با ایجاد بازده هستهای اشاره دارد؛ همان چیزی که تابوی سیاسیِ پس از جنگ سرد را شکل داده است. در مقابل، آمریکا سالهاست مجموعهای از فعالیتها را ادامه میدهد که شامل:
-
آزمایشهای غیرانفجاری اجزا و مواد،
-
شبیهسازیهای رایانهای و آزمایشگاهی،
-
و آزمایشهای زیرآستانه (که در آن از مواد هستهای و مواد منفجرهی شیمیایی استفاده میشود، اما واکنش زنجیرهایِ خودپایدار رخ نمیدهد)
است.
این تمایز، در ماجرای ۳۰ اکتبر تعیینکننده شد؛ زیرا بخش بزرگی از واکنشهای جهانی، دقیقاً از ترسِ بازگشت به انفجارهای آزمایشی ناشی میشد، در حالیکه بعضی توضیحات رسمی بعدی، تلاش داشتند ماجرا را به سمت «آزمایشهای غیرانفجاری» سوق دهند.
پسزمینه تاریخی: از آخرین انفجار ۱۹۹۲ تا هنجارِ جهانیِ «آزمایش نکردن»
آمریکا آخرین آزمایش انفجاری هستهای خود را در سال ۱۹۹۲ انجام داد و پس از آن، یک توقف عملی (موراتوریوم) را دنبال کرد.
در روایت تاریخیِ مراکز علمی آمریکا، آزمایش «هانترز تروفی» در پایگاه نوادا، در زمرهی آخرین آزمونهای زیرزمینی بود و بلافاصله پس از آن، فضای سیاسی به سمت توقف طولانیمدت حرکت کرد.
در دهههای بعد، تلاش جهانی برای تبدیل این هنجار به یک قاعدهی حقوقیِ فراگیر، در قالب «پیمان منع جامع آزمایشهای هستهای» شکل گرفت؛ با این حال، این پیمان بهطور کامل لازمالاجرا نشده، چون برخی کشورها (از جمله آمریکا) آن را تصویب نکردهاند.
در همین دوره، یک «هنجار عملی» شکل گرفت: دولتها حتی اگر پیمان را تصویب نکرده باشند عموماً از آزمایش انفجاری فاصله گرفتند و نظام پایش بینالمللی هم رشد کرد.
به گفته نهادهای بینالمللی، در مجموع بیش از دو هزار آزمایش هستهای در جهان انجام شده و میراث انسانی و زیستمحیطی آن، یکی از دلایل اصلی پافشاری بر حفظ این هنجار است.
حقوق و سیاست: آمریکا «پایبندی حقوقی» دارد یا «پایبندی سیاسی»؟
در برخی رسانه ها آمده است که آمریکا به پیمان منع جامع آزمایشهای هستهای «پایبند بوده است». اینجا یک اصلاح مهم لازم است: آمریکا پیمان را امضا کرده اما تصویب نکرده و بنابراین، در معنای حقوقیِ کلاسیک، «عضو لازمالاجرا» محسوب نمیشود؛ با این حال، از ۱۹۹۲ به اینسو یک توقف عملیِ آزمایش انفجاری را حفظ کرده است.
همین وضعیتِ «نه عضوِ کامل، نه بیتعهد» باعث میشود هر سیگنال سیاسی دربارهی آزمایش، فوراً حساسیتزا شود: چون از یک سو هنجار جهانی شکننده است و از سوی دیگر، بازیگران رقیب میتوانند از شکافهای حقوقی برای توجیه تصمیمهای خود استفاده کنند.
رقابت با روسیه و چین: واقعیتِ اعداد و واقعیتِ روایتها
ترامپ در پیامها و سخنانش، مسئله را در چارچوب رقابت با دیگر قدرتها توضیح داد و مدعی شد کشورهای دیگر «در حال آزمایش» هستند؛ او همچنین رتبهبندیهایی درباره توان هستهای ارائه کرد.
اما گزارشهای مرجع در حوزه کنترل تسلیحات، نشان میدهند تصویر «شماره یک و دو و سه» در افکار عمومی الزاماً با واقعیتِ ترکیب زرادخانهها یکسان نیست. برای نمونه، در همان گزارشهای خبری آمده که برآوردهای رایج، تعداد کل کلاهکهای روسیه را حدود ۵۵۸۰ و ایالات متحده آمریکا را حدود ۵۲۲۵ ذکر میکنند؛ فاصلهای که با ادعای «برتری مطلق» همخوانی کامل ندارد.
در مورد چین هم بحث حساس است: برخی گزارشها شمار تقریبی زرادخانه را حدود ۶۰۰ کلاهک برآورد کردهاند و درباره روند افزایش آن هشدار دادهاند.
این اعداد، در منطق بازدارندگی، بهخودیِ خود به معنای «نیاز فوری به آزمایش انفجاری» نیستند؛ اما در منطق سیاست داخلی و نمایش قدرت، میتوانند تبدیل به ابزار روایتسازی شوند.
ادعای «آزمایش پنهانی دیگران»: شواهد، تردیدها و نقش سامانههای پایش
نکته کلیدی این است که بخش بزرگی از توان راستیآزمایی امروز، متکی بر شبکههای پایش بینالمللی است. «سازمان پیمان منع جامع آزمایشهای هستهای» با شبکهای از ایستگاهها (لرزهای، فروصوت، رادیونوکلئیدی و…) داده جمع میکند و هدفش این است که هیچ انفجار هستهای از چشم ناظران پنهان نماند.
با این وجود، کارشناسان همزمان دو نکته را مطرح میکنند:
-
انفجارهای بزرگ معمولاً قابل ردیابیاند و پنهانکردنشان بسیار دشوار است.
-
اما درباره آزمایشهای بسیار کمبازده یا برخی فعالیتهای مرزی (مثل آزمایشهای زیرآستانه)، بحثهای فنی و سیاسی وجود دارد و همین «منطقه خاکستری» گاهی به جنگ روایتها دامن میزند.
واکنشها: از هشدارهای مسکو تا نگرانی نهادهای کنترل تسلیحات
پس از پیام ۳۰ اکتبر، واکنشها در چند سطح بروز کرد:
واکنش روسیه: «ابهام را روشن کنید»
روایتهای خبری نشان میدهد مقامات روسیه هم از «پیامهای متناقض» گفتند و خواستار روشنشدن مقصود آمریکا شدند؛ همزمان هشدار دادند اگر آمریکا به سمت آزمایش انفجاری برود، این میتواند دیگران را هم به واکنش وا دارد.
نکته مهم در این باره، پیشینهی تصمیم روسیه در سالهای اخیر است: روسیه در ۲۰۲۳ تصویب پیمان منع جامع آزمایشها را پس گرفت، اما بارها اعلام کرد تا زمانی که آمریکا به آزمایش بازنگردد، مسکو هم آزمایش انفجاری را از سر نخواهد گرفت.
واکنش جامعهی کنترل تسلیحات و کارشناسان
نهادهای تخصصی کنترل تسلیحات، از همان ابتدا روی «خطر شکستن تابو» و «اثر دومینویی» دست گذاشتند: اگر آمریکا—به عنوان یکی از ستونهای هنجار پساجنگ سرد—به آزمایش انفجاری بازگردد، احتمال دارد کشورهایی مانند روسیه و کره شمالی و شاید دیگران نیز مسیر مشابهی را دنبال کنند.
در نشستها و تحلیلهای تخصصی، همچنین بر این نکته تأکید شد که حتی اگر آمریکا تصور کند آزمایش به تقویت بازدارندگی کمک میکند، شکستن هنجار میتواند در بلندمدت به افزایش نااطمینانی، تشدید رقابت و سختتر شدن مذاکره برای محدودسازی زرادخانهها منجر شود.
همزمانی خطرناک: پایانِ نزدیکِ «نو استارت» و شکنندگیِ معماری کنترل تسلیحات
یک دلیل دیگر برای حساسیت بالا، زمانبندی رویداد است. طبق تحلیلهای معتبر، «پیمان کاهش تسلیحات راهبردی نو» میان آمریکا و روسیه قرار است در اوایل فوریه ۲۰۲۶ منقضی شود و اگر جایگزینی نداشته باشد، جهان برای نخستین بار پس از دهه ۱۹۷۰ ممکن است بدون محدودیتهای حقوقیِ دوجانبه بر نیروهای راهبردی دو قدرت اصلی بماند.
در چنین فضایی، حتی «اشاره» به آزمایش هستهای هم میتواند مانند یک شتابدهنده عمل کند: از یک سو بهانهای برای افزایش بودجهها و گسترش برنامهها در داخل میدهد، و از سوی دیگر اعتمادِ حداقلیِ لازم برای مذاکره را فرسودهتر میکند.
اجرای عملی آزمایش انفجاری: چرا «دستور» به معنای «انفجار فردا» نیست؟
یکی از ضعفهای متن اولیه شما این بود که مسیر اجرایی را کموبیش «کوتاه و فوری» نشان میداد. در حالی که گزارشهای تخصصی میگویند بازگشت به آزمایش انفجاری، از نظر فنی و لجستیکی ساده نیست و به زمان قابلتوجهی نیاز دارد.
نقش پایگاه نوادا و مسئله «آمادگی آزمایش»
اگر قرار باشد آزمایش انفجاری انجام شود، کانون اصلی، سایت معروف نوادا است که امروز «پایگاه امنیت ملی نوادا» نام دارد و زیرساختهای تاریخی آزمایشها را در خود دارد.
اما حتی با وجود این زیرساختها، آمادهسازیِ یک آزمایش انفجاریِ «ایمن و قابلمهار» شامل حفاری، طراحی مهار، سامانههای اندازهگیری، مدیریت پسماند و دهها جزئیات دیگر است. گزارشهای تحلیلی و نیز گزارشهای کنگره اشاره میکنند که بازگشت کامل میتواند سالها زمان ببرد و اعداد مختلفی درباره بازه زمانی مطرح شده است.
«آمادگی ظرف ۳۶ ماه»؛ الزامهای برنامهای
در منابع رسمیِ تحلیلی درباره سیاست آمریکا آمده که دولت آمریکا باید «قابلیتِ انجام آزمایش» را در یک بازه زمانی مشخص حفظ کند (موضوعی که گاهی با عدد ۳۶ ماه در بحثهای عمومی مطرح میشود).
با این حال، حتی اگر چنین الزامهایی وجود داشته باشد، عبور از «قابلیتِ بالقوه» به «تصمیم برای انفجار واقعی» نیازمند تصمیم سیاسی، بودجه، مجوزهای فنی و مواجهه با پیامدهای داخلی و خارجی است.
گزینه جایگزین: آزمایشهای زیرآستانه و برنامهی «نظارت بر زرادخانه»
کارشناسان نزدیک به نهادهای فنی آمریکا بارها گفتهاند هدف اصلی در دهههای اخیر، این بوده که زرادخانه بدون انفجار آزمایشی «ایمن، قابل اعتماد و مؤثر» بماند—با تکیه بر آزمایشهای زیرآستانه، دادهبرداری آزمایشگاهی و شبیهسازیهای رایانهای.
نمونه روشن این مسیر، انجام آزمایشهای زیرآستانه در سالهای اخیر است. در یک مورد گزارششده، «اداره ملی امنیت هستهای» آمریکا اعلام کرد یک آزمایش زیرآستانه را در زیرزمین انجام داده که مطابق توضیح رسمی، واکنش زنجیرهای خودپایدار تولید نکرده و بنابراین در چارچوب توقفِ آزمایش انفجاری قرار میگیرد.
حتی در همان گزارش آمده بود که روسیه نیز—بر اساس اطلاعات ارائهشده—این اقدام را نقض پیمان تلقی نکرده است، هرچند اختلافات سیاسیِ بزرگتر سر جای خود باقی مانده است.
این واقعیت، به یکی از محورهای نقد تصمیم احتمالی برای انفجار آزمایشی تبدیل شد: اگر مسیر فنیِ نگهداشت زرادخانه بدون انفجار وجود دارد، منفعت افزودهی انفجار واقعی چیست و آیا ارزش هزینههای سیاسی و انسانی را دارد؟
پیامدهای احتمالی: از مسابقه تسلیحاتی تا «هدیه اطلاعاتی» به رقبا
۱) خطر اثر دومینویی
چندین تحلیل و گزارش رسانهای هشدار میدهند که بازگشت آمریکا به آزمایش انفجاری، میتواند سایر کشورها را به واکنش تشویق کند؛ هم به دلیل رقابت، هم برای نمایش قدرت داخلی.
۲) تضعیف رژیم عدم اشاعه و دشوارتر شدن توافقها
همزمانی با بحران نو استارت، این نگرانی را تشدید کرده که هر گام تحریکآمیز، مسیر مذاکره برای محدودسازی نیروهای راهبردی را دشوارتر میکند.
۳) «فایده برای رقیب» به اندازه «فایده برای خود»
کارشناسانی که با منطق آزمایشهای هستهای آشنا هستند، بارها گفتهاند اگر آمریکا آزمایش کند، کشورهایی که تجربه یا دادههای کمتری دارند، ممکن است از شکستن تابو و باز شدن فضای سیاسی برای آزمایش، بیشتر سود ببرند—چون فرصت مییابند طراحیهای جدید را با دادههای واقعی بهبود دهند.
هزینهها و سیاست داخلی: وقتی «بازدارندگی» با «بودجه» گره میخورد
بحث آزمایش هستهای را نمیتوان از بحث بزرگتر «نوسازی هستهای» جدا کرد. برآوردهای رسمی نشان میدهد هزینههای نگهداشت و نوسازی نیروهای هستهای آمریکا در یک بازه دهساله میتواند به حدود ۹۴۶ میلیارد دلار برسد.
در گزارشهای خبری دیگر نیز آمده که مسیر نوسازی، در عمل با چالشهای مدیریتی و افزایش هزینه مواجه بوده و همین، بحثهای سیاستگذاری را پیچیدهتر کرده است.
در چنین زمینهای، هر «سیگنال» درباره آزمایش انفجاری، میتواند به تقویت اردوگاههایی کمک کند که از افزایش بودجه دفاعی و شتابدهی به برنامههای بازدارندگی حمایت میکنند حتی اگر نهایتاً تصمیم اجرایی برای انفجار گرفته نشود.
زیستمحیطی و انسانی: میراثی که هنوز تمام نشده است
اگر قرار باشد «بازگشت به آزمایش انفجاری» رخ دهد، یکی از سنگینترین پروندهها، میراث انسانی و زیستمحیطیِ آزمایشهای گذشته است؛ میراثی که هم در داخل آمریکا و هم در مناطق دوردست دنیا دیده میشود.
«داونویندرها» و پروندههای جبران خسارت در آمریکا
آزمایشهای اتمسفری دهههای نخست، موجب شکلگیری پروندههای بزرگ سلامت عمومی شد. دولت آمریکا برای برخی گروهها سازوکار جبران خسارت ایجاد کرده است. طبق توضیح رسمی وزارت دادگستری آمریکا، قانون جبران خسارتِ مواجهه با پرتو، برای برخی افراد واجد شرایط پرداخت یکباره پیشبینی میکند.
در گزارشهای پژوهشی نیز به برآورد مواجهه با ید رادیواکتیو و پیامدهای تیروئیدی در مناطق متاثر از ریزشهای رادیواکتیو اشاره شده است.
جزایر مارشال: از انفجارهای بزرگ تا زخمی که در سیاست جهانی مانده
در حوزه بینالمللی، جزایر اقیانوس آرام، از جمله مارشال یکی از نمادهای پیامدهای آزمایشهای هستهای آمریکا هستند. در گزارشهای خبری اخیر نیز به بازخوانی این میراث اشاره شده است.
همزمان، در اسناد سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری نیز «میراث هستهای» بهعنوان موضوعی مرتبط با حقوق بشر مطرح شده و پیگیریهای رسمی در سطح بینالمللی دیده میشود.
این بخش از پرونده، فقط گذشته نیست: هر بحثی درباره بازگشت به آزمایش انفجاری، بلافاصله این پرسش را زنده میکند که جهان چرا اصلاً به سمت منع آزمایش رفت و چه هزینههایی پرداخت شد.
جمعبندی: سه سناریو برای آیندهی ماجرا
با کنار هم گذاشتن دادههای موجود، میتوان سه سناریوی واقعبینانهتر ترسیم کرد:
سناریوی اول: عقبنشینی از «انفجار»، حرکت به سمت «آزمایشهای غیرانفجاری»
در این سناریو، دولت آمریکا با حفظ ابهام سیاسی، عملاً مسیر آزمایشهای غیرانفجاری و زیرآستانه را ادامه میدهد و از انفجار واقعی پرهیز میکند—مدلی که در دو دهه گذشته هم ستون اصلی نگهداشت زرادخانه بوده است.
سناریوی دوم: فشار سیاسی برای شکستن تابو، اما گیرکردن در هزینهها و پیامدها
در این سناریو، بحث آزمایش انفجاری در فضای رسانهای و سیاسی ادامه مییابد، اما بهواسطه موانع داخلی، هزینهها، مخالفتها و پیامدهای بینالمللی، به تصمیم اجرایی روشن تبدیل نمیشود.
سناریوی سوم: بازگشت واقعی به آزمایش انفجاری و آغاز چرخه واکنشها
این سناریو کماحتمالتر اما پرریسکتر است: اگر آمریکا آزمایش انفجاری انجام دهد، احتمال واکنش متقابل از سوی رقبای اصلی افزایش مییابد و همزمان، امکان احیای محدودیتهای تسلیحاتی سختتر میشود.
فهرست منابع (منتخب)
-
گزارش و ویدئوی رویترز درباره دستور ترامپ برای آغاز روند «آزمایش» (۳۰ اکتبر ۲۰۲۵).
-
گزارش آسوشیتدپرس درباره ابهامهای فرمان و واکنشها.
-
گزارش رویترز درباره درخواست روسیه برای روشنشدن نیت آمریکا (۷ نوامبر ۲۰۲۵).
-
تحلیل مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی درباره بازگشت بحث آزمایش هستهای (۵ نوامبر ۲۰۲۵).
-
نشست و توضیحات «انجمن کنترل تسلیحات» درباره پیامدهای بازگشت آزمایش انفجاری (۲۱ نوامبر ۲۰۲۵).
-
گزارش کنگره آمریکا درباره آزمایشهای هستهای و موضوع آمادگی (خلاصه تحلیلی).
-
گزارش «اداره ملی امنیت هستهای» و رویترز درباره آزمایش زیرآستانه و تعریف آن (۲۰۲۴).
-
صفحه رسمی «پایگاه امنیت ملی نوادا» درباره ماهیت و مأموریت سایت.
-
روایت «آزمایش آخر ۱۹۹۲» در گزارش آرشیوی آزمایشگاه لیورمور.
-
معرفی و توضیح «سازمان پیمان منع جامع آزمایشها» و شبکه پایش بینالمللی.
-
تحلیل «چتمهاوس» درباره انقضای نزدیک «نو استارت» و پیامدهایش (ژانویه ۲۰۲۶).
-
گزارش رویترز درباره خطر مسابقه تسلیحاتی با نزدیک شدن به پایان نو استارت و برآورد هزینههای نوسازی (ژانویه ۲۰۲۶).
-
گزارش دفتر بودجه کنگره آمریکا درباره هزینههای نیروهای هستهای (۲۰۲۵ تا ۲۰۳۴).
-
صفحه سازمان ملل درباره سلاحهای هستهای و آمار «بیش از ۲۰۰۰ آزمایش».
-
فهرست «تعداد آزمایشهای هستهای» در سایت انجمن کنترل تسلیحات.
-
اطلاعات رسمی وزارت دادگستری آمریکا درباره قانون جبران خسارت مواجهه با پرتو.
-
منابع پژوهشی درباره برآورد مواجهه تیروئیدی و ابزارهای برآورد دزِ ریزشهای نوادا.
-
اسناد و پیگیریهای سازمان ملل/حقوق بشر درباره میراث هستهای جزایر مارشال.
-
گزارش رویترز درباره بازخوانی میراث آزمایشها در مارشال (ژانویه ۲۰۲۶).
-
گزارش واشنگتنپست درباره «پروژه ۲۰۲۵» و مهمترین پیشنهادهای آن (مرور کلی).
-
متن سیاستنامه (برای ارجاع به مواضع مرتبط در خود سند).








