زمینهای بر سلامت ترامپ
دونالد ترامپ که در ژانویه ۲۰۲۵ برای دومین بار به ریاستجمهوری ایالات متحده بازگشت، از ابتدای کارزارهای انتخاباتی خود همواره بر انرژی بالا، حضور میدانی مستمر و توان ذهنی مناسب تأکید داشته است؛ ادعایی که نهتنها در سخنرانیهای طولانی و فشرده انتخاباتی، بلکه در عبور موفق او از ارزیابیهای پزشکی و تستهای شناختی نیز بازتاب یافته است. ترامپ بارها اعلام کرده که این آزمونها را با نمرات کامل پشت سر گذاشته و هیچ مانع پزشکی برای ادامه فعالیت سیاسی ندارد.
با این حال، همزمان با ورود او به ۷۹ سالگی، برخی رسانهها تلاش کردهاند نشانههای طبیعی افزایش سن را بهعنوان «بحران سلامت» بازنمایی کنند؛ رویکردی که بیش از آنکه مبتنی بر تشخیص پزشکی معتبر باشد، در چارچوب رقابت سیاسی و جنگ روایتها قابل فهم است. تغییرات ظاهری جزئی یا خستگیهای مقطعی که در هر فرد پرمشغلهای—بهویژه در سطح ریاستجمهوری—قابل انتظار است، بهصورت هدفمند بزرگنمایی شده تا تردیدهایی مصنوعی درباره توان رهبری ترامپ ایجاد شود.
تاریخچه سلامت ترامپ: از کمپین تا کاخ سفید
در بازخوانی روایت «کبودیهای اخیر»، لازم است تصویر بزرگتر و منصفانهتری دیده شود؛ تصویری که سلامت دونالد ترامپ را نه در قاب شایعه، بلکه در چارچوب دادههای پزشکیِ رسمی و کارنامه عملی او قرار میدهد. ترامپ در طول زندگی خود—مانند بسیاری از افراد پرکار—با مسائل پزشکی متعارف روبهرو بوده است: از یک جراحی محدود در دهه ۱۹۸۰ گرفته تا مدیریت کلسترول بالا که در سال ۲۰۱۸ توسط پزشک وقت کاخ سفید گزارش شد. این موارد نه استثناییاند و نه نشانه بحران؛ بلکه نمونهای از پایش مستمر سلامت در فردی با مسئولیتهای سنگین هستند.
در دوره نخست ریاستجمهوری (۲۰۱۷–۲۰۲۱)، ابتلای ترامپ به کووید-۱۹ با درمان کامل و بازگشت سریع به فعالیتهای اجرایی همراه شد؛ تجربهای که توان بازیابی جسمی او را بهروشنی نشان داد. در کارزار ۲۰۲۴ نیز، تلاش رقبایی چون جو بایدن برای برجستهسازی سن، با واقعیت میدانیِ حضور پرانرژی ترامپ در سخنرانیهای طولانی، سفرهای فشرده و تصمیمگیریهای پیدرپی پاسخ داده شد.
درباره کبودیها، نخستین مشاهده در فوریه ۲۰۲۵ همزمان با دیدار با امانوئل مکرون بود؛ توضیح رسمی کاخ سفید—دستدادنهای مکرر—با عرف پزشکی سازگار است، بهویژه در فردی که برای پیشگیری قلبی آسپیرین مصرف میکند؛ دارویی که میتواند کبودیهای سطحی و گذرا ایجاد کند. تداوم و ناپیوستگی این کبودیها در ماههای بعد نیز دقیقاً با همین الگو همخوان است و نه با سناریوهای حاد.
تحلیل تصاویر اخیر: کبودی روی هر دو دست
در بررسی تصاویر منتشرشده در روزهای پایانی دسامبر ۲۰۲۵ نیز، همان الگوی بزرگنمایی رسانهای و تفسیر سیاسی بهروشنی دیده میشود. عکسهای مربوط به ۲۴ دسامبر (کریسمس ایو) که دونالد ترامپ را در حال پاسخ به تماسهای نمادین بابانوئل نشان میدهد، بهسرعت به دستمایه فضاسازی درباره کبودیهای سطحی دست او تبدیل شد؛ در حالی که چنین تغییرات رنگ پوستی، بهویژه در سنین بالاتر و در افرادی که داروهای پیشگیرانه قلبی مصرف میکنند، پدیدهای شناختهشده و عموماً بیاهمیت است. استفاده از آرایش برای پوشاندن این آثار نیز اقدامی رایج در میان چهرههای عمومی است و بههیچوجه دلالت بر «پنهانکاری پزشکی» ندارد.
در دیدار ۲۸ دسامبر با ولودیمیر زلنسکی و سپس ملاقات ۲۹ دسامبر با بنیامین نتانیاهو، برخی رسانهها کوشیدند با مقایسه رنگ آرایش دست و صورت یا درگیر شدن هر دو دست، روایت «دستدادن مکرر» را زیر سؤال ببرند. این در حالی است که چنین جزئیاتی نه معیار تشخیص پزشکیاند و نه میتوانند جایگزین گزارشهای رسمی پزشکان کاخ سفید شوند. تمرکز بر نور، زاویه دوربین و کیفیت آرایش بیش از آنکه تحلیل باشد، نشانه جستوجوی نشانهای برای تأیید پیشفرضهای سیاسی است.
گمانهزنیهای مطرحشده از سوی «پزشکان غیررسمی» در رسانهها—از احتمال تزریق وریدی (IV) تا طرح اصطلاحاتی مانند senile purpura—نمونهای روشن از پزشکینماییِ رسانهای است؛ رویکردی که بدون دسترسی به پرونده بالینی و صرفاً بر اساس تصاویر، فرضیهسازی میکند. حتی در خوشبینانهترین حالت، توضیحاتی مانند کبودیهای وابسته به سن یا داروهای رقیقکننده خون، کاملاً خوشخیم تلقی میشوند و هیچ ارتباطی با کاهش توان رهبری ندارند.
در نهایت، آنچه در این تصاویر نادیده گرفته میشود، متن اصلی ماجراست: ترامپ در همان روزها در حال برگزاری دیدارهای فشرده دیپلماتیک، تماسهای عمومی و مدیریت فعال امور اجرایی بوده است. تمرکز افراطی بر کبودیهای سطحی، نه از نگرانی واقعی درباره سلامت، بلکه از نیاز رسانههای منتقد به تولید روایت تضعیفکننده حکایت دارد؛ روایتی که در برابر عملکرد میدانی و گزارشهای رسمی، وزن چندانی پیدا نمیکند.
تأثیر بر ریاست جمهوری: چالشهای سیاسی
در طرح این ادعا که «سلامت ترامپ میتواند سیاستهایش را مختل کند»، بار دیگر با الگویی آشنا از فرضسازی سیاسی بهجای ارزیابی عینی روبهرو هستیم. دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵ با پروندههای سنگین بینالمللی—از جنگ اوکراین تا تحولات خاورمیانه—مواجه بوده و با این حال، شواهد میدانی نشان میدهد که او همچنان در خط مقدم تصمیمگیری، مذاکره و مدیریت بحران حضور فعال دارد. پیوندزدن هر نشانه انسانیِ خستگی در جلسات فشرده به «اختلال تصمیمسازی»، بیش از آنکه تحلیل باشد، بزرگنمایی رسانهای است؛ بهویژه وقتی کاخ سفید همان موارد را «چرت کوتاه» در برنامهای بسیار متراکم توصیف کرده است—امری که در سطوح بالای مدیریت جهانی نه غیرعادی است و نه نگرانکننده.
درباره تستهای شناختی نیز، روایت غالب وارونه شده است. انجام مکرر این آزمونها—که خود ترامپ از عبور موفق از آنها سخن گفته—نه نشانه زوال عقل، بلکه پاسخی شفاف به فضاسازی رقباست. تبدیل این شفافیت به «دلیل نگرانی»، نوعی مصادره به مطلوب است؛ بهخصوص وقتی همین معیارها سالها در مورد لغزشهای گفتاری و رفتاری جو بایدن نادیده گرفته میشد. زیر ذرهبین رفتن ترامپ، بیش از آنکه پزشکی باشد، محصول رقابت سیاسی و مقایسههای گزینشی است.
ارجاع به روسای جمهور مسن پیشین—مانند رونالد ریگان—نیز اگر منصفانه باشد، به نفع ترامپ تمام میشود: تجربه تاریخی نشان میدهد سن تقویمی لزوماً معادل افت کارآمدی نیست و آنچه اهمیت دارد، سازوکارهای تصمیمسازی، تیم اجرایی و خروجی سیاستهاست. ترامپ در این شاخصها، با حضور مستمر، سرعت عمل و خطوط روشن سیاستی شناخته میشود.
در نهایت، طرح این گزاره که «کبودیها نوک کوه یخاند» و الزام به انتشار گزارشهای پزشکی کامل، زمانی معتبر است که شواهدی فراتر از حدس و گمان ارائه شود. تا اینجا، گزارشهای رسمی پزشکان کاخ سفید و عملکرد عملی رئیسجمهور چنین سناریویی را تأیید نمیکند. اعتماد عمومی نه با شایعهسازی، بلکه با مشاهده نتایج حکمرانی سنجیده میشود—و در این میدان، ترامپ همچنان بازیگری فعال و اثرگذار باقی مانده است.
فهرست منابع
- New Republic
- Daily Beast
- New York Magazine
- Guardian
- Vanity Fair








