- پدربزرگِ مهاجر و ماجرای «بازگشتِ ناکام»
- تولد و کودکی در برونکس
- مرگ پدر در همهگیری و نقش پررنگِ مادر
- کار به سبک نیویورک»؛ از فروشگاه مدرن تا شکار فرصتهای ورشکستگی
- پروژههای بزرگ: از بنسونهرست تا کُنیآیلند
- ۱۹۵۴؛ سنا، اتهام «سود بادآورده» و جنگ لفظی با «سوداگران مسکن»
- ۱۹۲۷ و ۱۹۷۶؛ دو بازداشت، دو روایت، یک نام خانوادگی
- خیریه، وجههسازی و «روایت خودساخته»
- زندگی خانوادگی؛ انضباط سخت، جاهطلبی و شکلگیری روحیه رقابتی
- سیاستورزی پشتپرده: جمهوریخواه در ثبت، عملگرا در کمک مالی
- «سوئدی هستیم»! مسئله هویت قومی و فشار تاریخ
- سالهای پایانی؛ بیماری، مرگ و پرسشهای بزرگ درباره ارث
- مردی که شهر ساخت، اما داستانش ساده نیست
- فهرست منابع
در روایت مشهورِ «خانواده ترامپ»، پدر معمولاً در حاشیه میماند و فرزند در مرکزِ خبر میایستد. اما اگر بخواهیم مسیر اقتصادی و اجتماعیِ این خاندان را بفهمیم، باید به مردی برگردیم که نه برجهای منهتن ساخت و نه ستاره تلویزیون شد؛ او آپارتمانهای آجریِ کمزرقوبرق ساخت، با وامها و سیاستهای دولتِ پس از رکود و جنگ رشد کرد، و همزمان در چند بزنگاه مهم از بحثهای مربوط به تبعیض در اجارهداری تا تحقیقات سنای آمریکا زیر ذرهبین رفت. فرد ترامپ، توسعهگر املاک در نیویورکِ قرن بیستم، برای هوادارانش نمونه «سازندهی خودساخته» بود و برای منتقدانش نمونهای از سرمایهداریِ متکی به یارانههای دولتی و نظم تبعیضآمیزِ بازار مسکن.
از روستای آلمان تا نیویورک؛ مهاجرت، بازگشت اجباری و تولد در آمریکا
پدربزرگِ مهاجر و ماجرای «بازگشتِ ناکام»
پدرِ فرد، فردریک ترامپ، در نوجوانی از کالشتات به ایالات متحده مهاجرت کرد. او در آمریکا کارهایی مانند آرایشگری و مدیریت کسبوکارهای مرتبط با اقامت و پذیرایی را تجربه کرد و در جریان تبِ مهاجرت و رونقهای اقتصادیِ اواخر قرن نوزدهم، سرمایهای به دست آورد. در برخی منابع حتی آمده که در دوره «تبِ طلا» در کانادا و یوکان، بخشی از درآمد او از راه کسبوکارهایی بوده که در مناطق مرزی با خدمات «سرگرمی بزرگسالان» همپوشانی داشتهاند. این بخش از روایت، بهطور کلی در منابع مختلف ذکر شده، اما درباره شکل دقیق آن (مثلاً اینکه «رستوران و هتل» بوده یا «رستوران و روسپیخانه») جزئیات یکسان نیست.
پدربزرگ در اوایل قرن بیستم به آلمان بازگشت و با الیزابت کریست ترامپ ازدواج کرد. اما این بازگشت پایدار نماند. طبق روایتهای تاریخی، چون او هنگام خروج از آلمان الزامات مرتبط با خدمت/ثبت رسمی را بهطور کامل طی نکرده بود، دولتِ وقتِ بایرن در نهایت تابعیت او را نپذیرفت و خانواده مجبور شد دوباره به آمریکا برگردد.
اصلاح یک نکته رایج: گاهی گفته میشود «نام خانوادگی از درومپف به ترامپ تغییر کرد». آنچه در منابع زندگینامهایِ رایج دیده میشود این است که نام پدربزرگ در اسناد مهاجرتی و فعالیتهای تجاریاش «Trump» ثبت شده و بحث «Drumpf» بیشتر به ریشههای دورتر نام خانوادگی در چند قرن پیش اشاره دارد، نه اینکه او در آمریکا رسماً نام را تغییر داده باشد.
تولد و کودکی در برونکس
فرد در ۱۱ اکتبر ۱۹۰۵ در نیویورک به دنیا آمد و بعدها کودکی و نوجوانیاش را عمدتاً در کوئینز گذراند. او از همان سالهای اولیه با فضای کار و ملک آشنا شد؛ زیرا خانواده از دوران پدربزرگ، درگیر کسبوکارهای خرد و سپس املاک بود.
مرگ پدر در همهگیری و نقش پررنگِ مادر
فردریک ترامپ در ۱۹۱۸ درگذشت؛ سالی که همهگیری آنفلوانزای ۱۹۱۸ بسیاری از خانوادهها را در آمریکا داغدار کرد. پس از مرگ پدر، الیزابت کریست ترامپ مدیریت داراییها و مسیر اقتصادی خانواده را ادامه داد تا پسرش به سن و تجربه کافی برسد. در روایتهای عمومی، این مقطع نقطهای کلیدی است: خانواده از «درآمدهای پراکنده» به سمت «مسیر منظم و انباشتیِ ملکداری» حرکت میکند.
از نظر آموزشی، در منابع آمده که فرد در دورهای در Pratt Institute هم حضور داشته (در حد تحصیل در دورهها)، هرچند مسیر حرفهای او بیش از آنکه آکادمیک باشد، کارگاهی و تجربی بود.
کار به سبک نیویورک»؛ از فروشگاه مدرن تا شکار فرصتهای ورشکستگی
فروشگاه «Trump Market»؛ یک تجربه کوتاه اما مهم
یکی از جزئیات کمتر گفتهشده در زندگینامه فرد این است که او فقط «سازنده ساختمان» نبود. در ۱۹۳۳ فروشگاهی به نام «Trump Market» در وودهاون راهاندازی کرد؛ فروشگاهی «سلفسرویس» با شعار «Serve Yourself and Save!» که از الگوی فروشگاههای زنجیرهای آن دوره الهام میگرفت. این تجربه خیلی طولانی نبود و پس از چند ماه، فروشگاه به King Kullen واگذار شد اما همان درآمد و تجربه، بهعنوان سکوی پرتابی برای تمرکز جدیتر روی املاک مطرح میشود.
عبور از رکود؛ خرید «عنوان ملک» به جای ساخت از صفر
در ۱۹۳۴، فرد از فرصتهای ناشی از ورشکستگی و شکست برخی مجموعهها استفاده کرد و با دسترسی به اسناد و عناوینِ ملکهایی که در آستانه مصادره بودند، توانست ملکها را با قیمت پایینتر بخرد و با سود بفروشد یا نگه دارد. این راهبرد ترکیبی از «ساخت»، «خرید ارزان» و «مدیریت ملک» بعدها در رشد او نقش مهمی بازی کرد.
موتور اصلی رشد: وام دولتی، مسکن انبوه و تناقضِ «رفاه عمومی/سود خصوصی»
نقطه عطف بزرگِ مسیر فرد، پیوند خوردن با برنامههای مالی دولت فدرال در بازار مسکن بود. پس از تصویب سیاستهای حمایتیِ مسکن در دهه ۱۹۳۰ و بعدتر رونق عظیمِ پس از جنگ جهانی دوم، توسعهگران بسیاری از سازوکارهای اعتباری استفاده کردند و فرد یکی از موفقترینِ آنها در نیویورک شد.
اما همین نقطه، منشأ مناقشه هم هست: در منابع تاریخی اشاره میشود که برخی سیاستهای اعتباریِ آن دوره (از جمله سازوکارهای مرتبط با وام و ارزیابی محلهها) با «ردلاینینگ» و تبعیض ساختاری علیه گروههای اقلیت گره خورده بود؛ موضوعی که بعدها در تاریخنگاری مسکن آمریکا پررنگ شد. در چنین بستری، حتی وقتی یک توسعهگر «بهظاهر» فقط خانه میسازد، در عمل داخل شبکهای از سیاستهای اجتماعی و نابرابریهای نهادی قرار میگیرد.
پروژههای بزرگ: از بنسونهرست تا کُنیآیلند
«Shore Haven» و «Beach Haven»؛ شهرکسازیِ آجری با پولِ اعتباری
در اواخر دهه ۱۹۴۰، فرد مجموعه Shore Haven را ساخت: طبق منابع، شامل دهها ساختمان چندطبقه و یک مرکز خرید؛ پروژهای که با منابع مالیِ قابل توجهِ اعتباری پیش رفت. کمی بعد، پروژه Beach Haven Apartments ساخته شد؛ مجموعهای بزرگ در بروکلین که در روایتهای تاریخی، نمونه کلاسیک «مسکن انبوهِ پساجنگ» بهشمار میرود.
«Trump Village»؛ نام خانوادگی روی نقشه شهری
در کنار اینها، Trump Village نیز به یکی از شناختهشدهترین پروژههای خانوادگی تبدیل شد؛ مجموعهای که نام «ترامپ» را قبل از عصر رسانههای اجتماعی، روی جغرافیای نیویورک حک کرد.
چرا این پروژهها مهماند؟
چون آنها «برجهای لوکس» نبودند؛ محصول دورانِ نیاز فوری به مسکن برای طبقه متوسط و کارگرانِ شهری بودند. سبک معماری و ساخت ساده، تکرارشونده، و متکی به مدیریت انبوه به فرد اجازه داد تعداد زیادی واحد تولید کند و همزمان جریان درآمدیِ پایدار از اجارهداری بسازد. همین «درآمد اجارهایِ انبوه» بود که بعدها، بهگزارش بسیاری از روایتها، پشتوانه مالی خانواده در دهههای بعد شد.
۱۹۵۴؛ سنا، اتهام «سود بادآورده» و جنگ لفظی با «سوداگران مسکن»
دهه ۱۹۵۰ دورهای است که دولت فدرال بهطور جدی به «سودهای بادآورده» در پروژههای تحت پوشش وام نگاه میکند. در ۱۹۵۴، در فضای سیاسیِ دولت دوایت آیزنهاور و افزایش انتقادها از «سوداگران قراردادهای دولتی»، نام فرد هم در میان توسعهگرانی مطرح شد که متهم بودند از سازوکارهای دولتی برای سودهای بالا استفاده میکنند. او و برخی شرکا، از جمله ویلیام توماسیلو، در تحقیقات و جلسات مرتبط با «سودهای غیرمتعارف» مطرح شدند. منابعی مانند تاریخنگاریهای دانشگاهی نیز اشاره میکنند که فرد بهعنوان شاهد در جلسات مربوط به این موضوع حاضر شده است.
در این پروندهها و بررسیها، آنچه در روایتهای عمومی برجسته است این است که موضوع بیشتر «نحوه طراحی قراردادها و اجاره زمین و ساختار مالی» بود یعنی مرز خاکستری میان «قانونی بودن» و «عادلانه بودن». در منابع آمده که در نهایت، این موج تحقیقات به محکومیت کیفریِ مشهور و قطعی علیه فرد ختم نشد، اما بهعنوان نمونهای از مناقشه دیرپای «پول عمومی و سود خصوصی» باقی ماند.
۱۹۲۷ و ۱۹۷۶؛ دو بازداشت، دو روایت، یک نام خانوادگی
بازداشت در ماجرای مرتبط با کوکلاکسکلان
در ۱۹۲۷، نام فرد در میان افرادی دیده میشود که در جریان یک آشوب مرتبط با رژه یا تجمع کوکلاکسکلان در کوئینز بازداشت شدند. گزارشهای بعدی (از جمله روایتهای رسانهای مبتنی بر سوابق آن زمان) میگویند اتهام ثبتشده «سرپیچی از دستور پلیس برای متفرق شدن» بوده است. نکته مهم اینجاست: همین سند بهتنهایی اثبات نمیکند که او عضو یا حامی ایدئولوژیک KKK بوده؛ منابع جدی معمولاً با احتیاط میگویند «واقعه بازداشت ثبت شده، اما درباره انگیزه و نقش دقیق، قطعیت وجود ندارد».
بازداشت دوم؛ نقض مقررات ساختمانی
دههها بعد، در ۱۹۷۶ بازداشت دیگری هم برای او گزارش شده که مربوط به «نقض مقررات» در ملکی در ایالت مریلند بوده است. این مورد نیز در رسانهها بهعنوان بخشی از تصویر مدیریتی و مالکیت او مطرح شده؛ تصویری که میان «سازنده موفق» و «مالک سختگیر با پروندههای نگهداری» در نوسان است.
پرونده تبعیض در اجارهداری؛ مهمترین پرونده حقوقیِ خانوادگی پیش از شهرت جهانی
در ۱۹۷۳، دولت فدرال از طریق وزارت دادگستری ایالات متحده علیه Trump Management طرح دعوی کرد و مدعی شد در اجاره دادن واحدها، تبعیض نژادی علیه متقاضیان سیاهپوست رخ داده است. این پرونده در ۱۹۷۵ با «رضایتنامه» حلوفصل شد: در متن رضایتنامه معمولاً تأکید میشود که توافق «بهمنزله پذیرش تخلف نیست»، اما همزمان مجموعهای از تعهدات الزامآور برای منع تبعیض و اصلاح رویهها تعیین میشود از جمله منع دروغگویی درباره موجود بودن واحد، منع تهدید و اجبار، و چارچوبهایی برای اطلاعرسانی و رعایت قواعد.
این پرونده از نظر تاریخی مهم است، چون در بحث عمومی آمریکا، بهویژه پس از ورود دونالد ترامپ به سیاست، بارها به آن ارجاع داده شد؛ هم از سوی منتقدان برای نشان دادن «ریشههای تبعیض در ساختار کسبوکار»، و هم از سوی مدافعان برای تأکید بر اینکه «توافق الزاماً اعتراف به جرم نیست». روایت بیطرفانه ناچار است هر دو نکته را کنار هم بگذارد: اتهام رسمی وجود داشته و به توافق حقوقی الزامآور ختم شده، اما در متن توافق، پذیرش تخلف تصریح نشده.
خیریه، وجههسازی و «روایت خودساخته»
فرد و همسرش مری اَن مکلود ترامپ (ازدواج در ۱۹۳۶) در کنار فعالیتهای اقتصادی، در امور خیریه هم حضور داشتند: از حمایت از مراکز درمانی تا اهدای ساختمان یا زمین به برخی نهادها. در منابع به کمکهای خانواده به Jamaica Hospital Medical Center و نیز به برخی سازمانهای حمایتی اشاره شده است.
همزمان، در روایتهای تاریخی آمده که فرد به اهمیت «روابط عمومی» و ساختن یک تصویر عمومی از خودش باور داشت. روایت «از هیچ به همهچیز رسیدن» که در فرهنگ آمریکایی بسیار محبوب است به او کمک میکرد تا خود را نه فقط یک سرمایهدار، بلکه یک «سازنده مفید برای جامعه» نشان دهد. او در ۱۹۸۵ از Horatio Alger Association جایزه دریافت کرد؛ جایزهای که معمولاً به روایتهای «موفقیت و خودساختگی» پیوند میخورد.
زندگی خانوادگی؛ انضباط سخت، جاهطلبی و شکلگیری روحیه رقابتی
فرد و مری اَن پنج فرزند داشتند. در منابع زندگینامهای، او غالباً «پدر سختگیر» توصیف میشود: نظم شخصی، حساسیت به آداب و قواعد خانه، و تأکید بر کار و انضباط. این فضا بهویژه برای دونالد اغلب بهعنوان محیطی روایت میشود که روحیه رقابت، «برنده بودن» و نگاه تجاریِ بیرحمانهتر را تقویت کرده است.
خانواده سالها در جامائیکا استیتس زندگی کردند؛ محلهای که در حافظه عمومی نیویورک، بهعنوان یکی از مناطق مرفهتر کوئینز شناخته میشود.
سیاستورزی پشتپرده: جمهوریخواه در ثبت، عملگرا در کمک مالی
در مدخلهای زندگینامهای آمده که فرد گرایش جمهوریخواه داشته، اما در فضای سیاست شهریِ نیویورک که شبکههای محلی و شهرداری نقش تعیینکنندهای در پروژههای مسکن دارند، کمک مالی به سیاستمداران و رابطهسازی، الزاماً خط حزبیِ خشک ندارد. به همین خاطر، در کنار هویت حزبی، از کمکها و ارتباطات متنوع در سطح محلی هم یاد میشود.
«سوئدی هستیم»! مسئله هویت قومی و فشار تاریخ
موضوع هویت آلمانی خانواده، در روایتهای رسانهای بهویژه پس از شهرت دونالد ترامپ بارها مطرح شد. در بعضی روایتها آمده که خانواده در دورههایی ریشه آلمانی را کمرنگ میکرد و روایتهایی مثل «اسکاندیناوی/سوئد» را برجسته میساخت؛ روایتی که بعدها هم در روایت عمومی درباره پیشینه خانوادگی دونالد دیده شد. این مسئله را میتوان بهعنوان ترکیبی از «فشار اجتماعیِ دورههای ضدآلمانی» و «تمایل به ارائه تصویری قابلقبولتر در افکار عمومی آمریکا» توضیح داد.
سالهای پایانی؛ بیماری، مرگ و پرسشهای بزرگ درباره ارث
فرد در ۲۵ ژوئن ۱۹۹۹ درگذشت و در Lutheran All Faiths Cemetery به خاک سپرده شد. در منابع همچنین به زوال عقل در سالهای پایانی اشاره شده است.
اما پرونده «پس از مرگ» از خود زندگی هم پرخبرتر شد: اختلافات بر سر ارث، روابط خانوادگی و قراردادهای محرمانه.
دعوای نوهها؛ از دادگاه تا توافق محرمانه
از جمله مشهورترین پروندههای خانوادگی، شکایت مری ترامپ و فرد سی. ترامپ سوم درباره نحوه تقسیم دارایی و ادعای نفوذ ناروا در تنظیم توافقها و تصمیمات بود. گزارشهای خبری میگویند دعوا در نهایت با توافقی محرمانه خاتمه یافت و در سالهای بعد، تلاشهایی برای بازگشایی پرونده صورت گرفت.
در ۲۰۲۲، رویترز گزارش داد دادگاه، شکایت مری ترامپ را رد کرده و به توافق قبلی (که طبق گزارشها شامل پرداختی چند میلیون دلاری بوده) بهعنوان مانع حقوقیِ طرح دوباره ادعاها استناد کرده است.
مردی که شهر ساخت، اما داستانش ساده نیست
فرد ترامپ را نمیشود فقط با یک برچسب توضیح داد. او در تاریخ شهری نیویورک، یکی از چهرههای اثرگذار در تولید مسکنِ انبوهِ پساجنگ است؛ کسی که توانست «کارخانهوار» خانه بسازد و نظام اجارهداری بزرگی شکل دهد. اما همانقدر که کارنامهاش از منظر «ساختوساز» مهم است، از منظر «سیاست مسکن» و «عدالت شهری» هم محل پرسش است: رشد بر بستر وامهای دولتی، حضور در موج تحقیقات «سودهای بادآورده»، و پرونده تبعیض در اجارهداری—همه باعث میشود تصویر نهایی، خاکستری و پیچیده باشد، نه قهرمانانه و نه صرفاً سیاه.
: فرد ترامپ یک سازنده بود؛ اما داستان او فقط درباره ساختمانها نیست درباره سازوکارهای قدرت، سیاست مسکن، و خانوادهای است که بعدها سیاست آمریکا را هم تحتتأثیر قرار داد.
فهرست منابع
- مدخل زندگینامه فرد ترامپ (اطلاعات پایه، پروژهها، تحقیقات ۱۹۵۴، امور خیریه، مرگ و محل دفن).
- مدخل زندگینامه فردریک ترامپ (مهاجرت، بازگشت اجباری، روایت کسبوکار در تب طلا).
- پرونده و خلاصه «United States v. Fred C. Trump…» در Clearinghouse (رضایتنامه و مفاد کلیدی).
- گزارش Washington Post درباره دو بازداشت (۱۹۲۷ و ۱۹۷۶).
- گزارش رویترز درباره رد شکایت مری ترامپ و استناد دادگاه به توافق ۲۰۰۱.
- Horatio Alger Association (صفحه عضو/دریافت جایزه ۱۹۸۵).
- Bowery Boys History و Newsday (روایت و زمانبندی خرید/فروش Trump Market و پیوند با King Kullen).
- مقاله دانشگاهی (OUP/JAH) درباره زمینه تاریخیِ جلسات ۱۹۵۴ و سیاست اعتباری مسکن.









