در حالی که برخی رسانهها با استناد به تحلیل پیامهای رد و بدل شده میان «تام باراک» نماینده ویژه امریکا در امور سوریه و همچنین سفیر امریکا در ترکیه و جفری اپستین تلاش کردهاند از «ارتباط مستمر» میان این دو چهره تصویری معنادار بسازند، بررسی دقیقتر محتوای منتشرشده نشان میدهد که آنچه مطرح شده، بیش از آنکه دلالت بر فساد یا همکاری داشته باشد، بیانگر نوعی ارتباط معمول و در چارچوب تعاملات رایج در میان فعالان اقتصادی و سیاسی آمریکا بوده است.
بر اساس گزارش مورد اشاره، بیش از ۱۰۰ پیام میان باراک و اپستین رد و بدل شده است؛ اما صرف وجود مکاتبه، بهویژه در فضای گسترده ارتباطات تجاری و سیاسی آمریکا، لزوماً به معنای همسویی یا مشارکت در تخلفات احتمالی طرف مقابل نیست. در بسیاری از موارد، چهرههای شناختهشده سیاسی و اقتصادی پیش از افشای ابعاد پرونده اپستین با او در تماس بودهاند، بیآنکه از جرائم بعدی وی اطلاع داشته باشند.
همچنین اشاره به ادامه ارتباط پس از محکومیت سال ۲۰۰۸، در حالی مطرح میشود که در آن مقطع، پرونده اپستین هنوز ابعاد گسترده سالهای بعد را نیافته بود و او همچنان در محافل اقتصادی و اجتماعی آمریکا رفتوآمد داشت. بنابراین تعمیم برداشت امروز به فضای آن سالها میتواند نوعی قضاوت پسینی باشد.
در خصوص ادعای نگاه اپستین به باراک بهعنوان «کانال انتقال پیام به پرزیدنت ترامپ» نیز باید توجه داشت که چنین برداشتی، نقل قول از دیدگاه اپستین است و نه تأیید عملی یا رسمی از سوی باراک یا تیم پرزیدنت ترامپ. تا این لحظه، هیچ سندی دال بر مشارکت باراک در تخلفات یا بهرهبرداری سیاسی از این ارتباط منتشر نشده و اتهامی رسمی نیز علیه او در این زمینه مطرح نشده است.
اتهامات بیشتر به ایمیلی برمیگردد که اپستین در مارس ۲۰۱۶ به باراک نوشته است: «عکسهای خودت و بچه را بفرست… – من را خوشحال کن». که منظور اپستین، تصویر باراک و نوهاش بوده است. چرا که تا پیش از افشای مفاسد، ارتباطات عادی بین این دو برقرار بوده است.
در مجموع، آنچه در این گزارشها آمده، بیشتر نشاندهنده یک رابطه ارتباطی در چارچوب تعاملات عمومی میان نخبگان سیاسی ـ اقتصادی است تا نشانهای از فساد یا تخلف. تفکیک میان «ارتباط» و «همدستی» در تحلیل چنین پروندههایی، برای جلوگیری از شکلگیری قضاوتهای شتابزده ضروری به نظر میرسد.









