کودکی، تحصیلات و نخستین مشاغل
جفری اپستین در سال ۱۹۵۳ در محله کنیآیلند بروکلین و در یک خانواده یهودی از طبقه متوسط بهدنیا آمد. پدرش در اداره پارکهای شهری کار میکرد و مادرش کمکمعلم بود. او از کودکی در ریاضیات استعداد داشت و از پنجسالگی پیانو مینواخت. اپستین دبیرستان لیافایت را تمام کرد و مدتی در کوپر یونیون و دانشگاه نیویورک درس خواند، اما بدون گرفتن مدرک هر دو را رها کرد. با وجود نداشتن تحصیلات دانشگاهی، در میانه دهه ۱۹۷۰ توانست در مدرسه خصوصی دالتون بهعنوان معلم فیزیک و ریاضی استخدام شود. ظاهر پرزرقوبرق و رفتار غیررسمی او در محیط سختگیرانه مدرسه توجه همه را جلب میکرد. او با کت خز و زنجیر طلا در راهروها قدم میزد و این پوشش برای دانشآموزان عجیب بود. برخی دختران آن دوران بعدها گفتند توجه بیش از حد اپستین آنها را ناراحت میکرد، هرچند در همان زمان هیچ شکایت رسمی ثبت نشد.
اپستین پس از دو سال تدریس در دالتون، از طریق خانواده یکی از دانشآموزانش وارد والاستریت شد. او فرزند رئیس شرکت «بر استیرنز» را آموزش میداد و توانست در سال ۱۹۷۶ شغلی در همین بانک سرمایهگذاری بهدست آورد. اپستین در بر استیرنز سریع رشد کرد و با حمایت مدیران ارشد، از جمله آلن گرینبرگ و جیمز کین، به مقام «شریک محدود» رسید؛ جایگاهی که تنها یک پله با شراکت کامل فاصله داشت. اما در سال ۱۹۸۱ ناگهان استعفا داد و گفت میخواهد کسبوکار خودش را راه بیندازد. شایعاتی درباره علت رفتنش شکل گرفت. برخی همکاران ادعا کردند او بهخاطر یک «عملیات غیرقانونی» مجبور به ترک شرکت شد. مدیرعامل وقت این ادعا را رد کرد و گفت اپستین کاملاً داوطلبانه رفت و هیچ تحقیق داخلی درباره او انجام نشد. با این خروج، اپستین مسیر تازهای در دنیای مالی آغاز کرد؛ مسیری که بعدها زندگی او را دگرگون کرد.
ورود به والاستریت و شکلگیری چهرهی سرمایهگذار مرموز
اپستین در سال ۱۹۸۲ شرکت خود را با نام J. Epstein & Co. تأسیس کرد؛ شرکتی که بعدها با عنوان Financial Trust Co نیز شناخته شد. او همیشه میگفت فقط با افرادی کار میکند که حداقل یک میلیارد دلار دارایی دارند و با شوخی میافزود: «تنها کسی بودم که آنقدر دیوانه یا مغرور بودم که حد سرمایهگذاری را یک میلیارد دلار گذاشتم.» اپستین ادعا میکرد پس از ترک بر استیرنز فقط برای میلیاردرها مدیریت مالی انجام میدهد و آنها هم بهخاطر رازداریاش به او اعتماد دارند. او با ساختن چنین تصویری، چهرهای مرموز از خود ساخت؛ چهرهای که همیشه پشت صحنه فعالیت میکرد و نام مشتریانش را پنهان نگه میداشت. برخلاف سرمایهگذارانی مثل جرج سوروس که اطلاعات مالیشان علنی است، اپستین هیچگاه فهرست موکلان یا جزئیات معاملاتش را منتشر نکرد. حتی بسیاری از دوستان ثروتمندش نمیدانستند او دقیقاً چطور پول درمیآورد و منبع واقعی درآمدش چیست.
در سالهای ابتدایی استقلال کاری، زندگی اپستین چندان تجملی نبود و او با چالشهای مالی روبهرو بود. اما در اواخر دهه ۱۹۸۰ با استیون هافنبرگ آشنا شد؛ سرمایهداری که بعدها بهدلیل طرحهای کلاهبردارانه بدنام شد. هافنبرگ ادعا کرد اپستین در پروژههای مشکوک شرکت تاورز فایننشل نقش داشته و در تلاش برای تصاحب شرکتهایی مثل پنام و امریایر در سالهای ۱۹۸۷ و ۱۹۸۸ به او مشاوره میداده است. اپستین همیشه این ادعاها را رد می کرد و هیچگاه متهم نشد، اما اسناد نشان میدهد مدتی با هافنبرگ همکاری مالی داشت. او در همان دوره به دوستانش میگفت «شکارچی جایزه» است؛ فردی که پولهای گمشده یا دزدیدهشده را برای دولتها یا ثروتمندان پیدا میکند. حتی مجوز حمل اسلحه گرفت و با این رفتارها هالهای از ابهام دور خود ساخت. ترکیب واقعیت و افسانهسازی، چهره اپستین را پیچیدهتر کرد و او را در محافل مالی به شخصیتی معماگونه بدل ساخت.
منابع ثروت اپستین: واقعیتها و شایعات
با مرگ جفری اپستین در سال ۲۰۱۹، پرسش اصلی درباره منشأ ثروت حدوداً ۶۰۰ میلیون دلاری او پررنگتر شد. او ادعا میکرد با مهارت در معاملات ارزی و گرفتن کارمزد ثابت از مشتریان فوقثروتمند پول به درست آورده است، اما شواهد چیز دیگری میگفتند. تقریباً تمام دارایی اپستین از اعتماد چند میلیاردر بزرگ میآمد؛ مهمترینشان لزلی وکسنر، مالک برندهای لیمیتد بود. وکسنر از اواخر دهه ۱۹۸۰ تمام ثروت شخصی، بنیادهای خیریه و حتی عمارت ۲۱ هزار فوتی خود در منهتن را به او سپرد. اپستین سالها در این خانه زندگی کرد و بعدها ادعا کرد مالک آن است. وکسنر بعدتر فهمید اپستین دهها میلیون دلار از داراییهایش را دزدیده و در سال ۲۰۱۹ اعلام کرد بیش از ۴۶ میلیون دلار از اموالش بهطور غیرقانونی برداشته شده است.
پس از وکسنر، سرمایهداران دیگری هم به افزایش ثروت اپستین کمک کردند. لئون بلک در دهه ۲۰۱۰ بیش از ۱۰۰ میلیون دلار بابت مشاوره مالی به او پرداخت و بعدها همین رابطه، باعث کنارهگیری بلک از ریاست شرکتش شد. اپستین در معاملات بزرگ نقش دلال نفوذ را بازی میکرد و با وصلکردن سیاستمداران و سرمایهداران برای خود پول درمیآورد. رسانهها او را «میلیاردر» معرفی میکردند اما بررسی فوربز نشان داد ثروتش هرگز به یک میلیارد دلار نرسیده بود. ثبت شرکت در جزایر ویرجین، حمایت چند ابرثروتمند و احتمالاً معاملات پنهانی، ستون اصلی دارایی او را میساختند. با این حال بسیاری از جزئیات این ثروت همچنان مبهم ماندهاند.
شبکه ارتباطی اپستین با نخبگان پرنفوذ
یکی از دلایل شهرت اپستین، فهرست بلندبالای دوستان و آشنایان پرنفوذ او بود. او توانسته بود در حلقهٔ اجتماعی ثروتمندان، سیاستمداران، افراد خاندان سلطنتی، هنرمندان و دانشمندان نفوذ کند. در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، چهرههای سرشناس متعددی در کنار او دیده شدند یا از امکاناتش بهره بردند. به چند نمونه از این شبکه ارتباطی اشاره میکنیم:
بیل کلینتون
اپستین روابط نزدیکی با برخی چهرههای سیاسی برقرار کرد. از جمله بیل کلینتون رئیسجمهور اسبق آمریکا که چندین نوبت با هواپیمای شخصی اپستین در سفرهای بینالمللی همراه شد . طبق بیانیه دفتر کلینتون، او در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ سوار هواپیماهای اپستین شد و به مقاصدی مانند اروپا، آسیا و آفریقا پرواز کرد . کلینتون تأکید کرده که هرگز به جزیره خصوصی اپستین در کارائیب نرفته است و پس از رسوایی، دفتر او با صدور بیانیهای هرگونه بیاخلاقی را تکذیب کرد. با این حال، نام کلینتون در دفترچه تماسهای اپستین درج شده بود و این ارتباط بارها سوژه رسانهها شد .
لزلی وکسنر
علاوه بر نقشی که بهعنوان تنها مشتری عمده اپستین داشت، وکسنر یک دروازه ورود اپستین به دنیای نخبگان بهشمار میرفت. از طریق وکسنر، اپستین با بسیاری از مدیران ارشد دنیای کسبوکار و سیاست ارتباط پیدا کرد و حتی در نهادهای معتبری عضویت یافت که معمولاً جایگاه ثروتمندان بانفوذ است. برای مثال، اپستین عضو «کمیسیون سهجانبه» و «شورای روابط خارجی آمریکا» بود . این عضویتها نشان میداد وی در جمع نخبگان سیاستگذاری نیز پذیرفته شده است.
دونالد ترامپ
اپستین در دهه ۱۹۹۰ با دونالد ترامپ، غول املاک و بعدها رئیسجمهور آمریکا، دوستی نزدیکی داشت. هر دو در فلوریدا (پالم بیچ) اقامتگاه داشتند و در محافل اجتماعی یکدیگر را ملاقات میکردند . ترامپ در مصاحبهای در سال ۲۰۰۲ اپستین را فردی «فوقالعاده» توصیف کرد و گفت: «او معاشرت با زنان زیبا را به اندازه من دوست دارد، و بسیاری از آنها گرایش دارند که کمسنتر باشند» . این اظهار نظر ترامپ که با لحن شوخیآمیز بیان شد، در واقع گواهی بر شهرت اپستین در علاقه به دختران بسیار جوان حتی در آن زمان بود. روابط نزدیک اپستین با ترامپ تا حدود سال ۲۰۰۴ ادامه داشت، اما بعدها میان آنها فاصله افتاد و ترامپ گفت که سالهاست با او صحبت نکرده است.
خاندان سلطنتی بریتانیا
شاهزاده اندرو، دوک یورک و پسر ملکه الیزابت، از دوستان نزدیک اپستین بود و همین رابطه بعدها برای او رسوایی بزرگی ساخت. دوستی آنها از اوایل دهه ۱۹۹۰ شکل گرفت و اندرو چندینبار در اقامتگاههای اپستین، از جمله عمارت نیویورک و جزیره خصوصی او، میهمانش بود. عکسی از سال ۲۰۰۱ او را کنار ویرجینیا جوفری نشان میدهد؛ تصویری که بعدها به سندی مهم در شکایتهای حقوقی تبدیل شد. اپستین حتی ۱۵ هزار پوند به سارا فرگوسن، همسر سابق اندرو، قرض داد؛ مبلغی که او بعدها «خطایی بزرگ» نامید.
با علنیشدن ارتباط اندرو با پرونده قاچاق جنسی اپستین، کاخ باکینگهام بیانیه داد و همه اتهامات را «کاملاً نادرست» خواند. اما فشار افکار عمومی شدید شد و اندرو در سال ۲۰۱۹ از وظایف سلطنتی کنار رفت. در سال ۲۰۲۲ نیز با ویرجینیا جوفری به توافق مالی خارج از دادگاه رسید و اعلام کرد از آشنایی با اپستین پشیمان است و شجاعت قربانیان را میستاید.
دانشمندان و دانشگاهیان
اپستین با تکیه بر علاقه ظاهری خود به علم، رابطه نزدیکی با جمعی از دانشگاهیان و دانشمندان مطرح ایجاد کرده بود. او در سال ۲۰۰۳ مبلغ ۶.۵ میلیون دلار به دانشگاه هاروارد داد تا برنامهای در حوزه ریاضیات زیستی و تکاملی راهاندازی شود. برخی استادان شناختهشده هاروارد، از جمله آلن درشوویتز و مارتین ناواک، او را فردی «باهوش و نیکوکار» معرفی میکردند. اپستین با دانشمندانی از سطح برندگان نوبل – مانند موری گلمان و جرالد ادلمن – نیز رابطه داشت و گاهی هزینه تحقیقات آنها را میپرداخت. در خانه مجللش مهمانیهای شام برگزار میکرد؛ مهمانیهایی که ترکیب عجیبی از دانشمندان برجسته و زنان جوان زیبارو داشت. گلمان حتی با خنده گفته بود: «هر بار به خانه او میروم، اطرافش پر از دختران زیباست.» این رفتار دوگانه، یعنی حمایت علمی در کنار عادات هوسبازانه، تصویری مرموز از اپستین ساخت و باعث شد برخی نخبگان نسبت به کاستیها و رفتارهای غیرعادی او چشمپوشی کنند.
اپستین با سرمایهگذاری در علم و تکنولوژی، به مراکز علمی و پژوهشگران نزدیک شد. او میلیونها دلار به دانشگاه هاروارد کمک کرد و مبالغی نیز به مؤسساتی مانند MIT اهدا نمود . اپستین از طریق این حمایتهای مالی، پای خود را به محافل علمی باز کرد و با برخی دانشمندان صاحبنام مراوده داشت. به عنوان مثال، در سال ۲۰۰۶ او گروهی از متخصصان – از جمله استیون هاوکینگ فیزیکدان مشهور – را به جزیره خصوصی خود دعوت کرد تا در یک همایش علمی شرکت کنند (تصاویر حضور هاوکینگ در جزیره اپستین بعدها رسانهای شد). همچنین یکی از مدیران آزمایشگاه رسانهای MIT در سال ۲۰۱۹ بهدلیل پنهانکاری درباره کمکهای مالی اپستین ناچار به استعفا شد . این موارد نشان میدهد اپستین با بهرهگیری از ثروتش، شبکهای میانرشتهای تشکیل داده بود که از اساتید دانشگاه تا نخبگان فناوری را دربرمیگرفت.
هنرمندان و مشاهیر دنیای سرگرمی
در محافل هنری نیز نام اپستین به چشم میخورد. برای مثال، کوین اسپیسی بازیگر هالیوود و نائومی کمبل ابرمدل بریتانیایی از جمله افرادی بودند که زمانی در زمره معاشرت کنندگان با اپستین بهشمار میرفتند . کوین اسپیسی در سال ۲۰۰۲همراه بیل کلینتون و اپستین با جت شخصی او به یک سفر انساندوستانه به آفریقا رفت. همچنین کریس تاکر کمدین معروف نیز در آن سفر حضور داشت. اپستین در محافل مد و هنر نیویورک رفتوآمد داشت و گاهی ستارگان سینما یا مد را به میهمانیهایش دعوت میکرد. البته بسیاری از این چهرهها پس از افشای جرایم اپستین، به سرعت فاصله خود را با او علنی کردند.
سایرین
فهرست دوستان بانفوذ اپستین بسیار طولانی بود و همین شبکه سالها برای او نقش سپر محافظ ایجاد کرد. نزدیکترین فرد به او گویسلین ماکسول بود؛ دختر رابرت ماکسول و چهرهای شناختهشده در محافل اشرافی لندن. ماکسول از اوایل دهه ۱۹۹۰ کنار اپستین ماند و برنامه مهمانیها، روابط اجتماعی و کارهای روزمره او را مدیریت میکرد. حضور او اپستین را به حلقههای ثروتمندان اروپا و آمریکا وصل کرد. در کنار ماکسول، افراد دیگری نیز مرتب در مهمانیهای اپستین دیده میشدند؛ مانند مورت زاکرمن ناشر مشهور، رونالد پرلمن میلیاردر صنایع، لئون بلک سرمایهدار بانفوذ، ناتان میروولد مدیر پیشین مایکروسافت و تام پریتزکر وارث هتلهای هایت. این چهرهها شبکهای قدرتمند پیرامون اپستین ساختند. به همین دلیل، وقتی اتهامات سوءاستفاده جنسی در اواخر دهه ۲۰۰۰ مطرح شد، برخی از همین افراد تلاش کردند با نفوذ و ارتباطات خود فشار پرونده را کم کنند یا روند رسیدگی را تغییر دهند.
ابعاد بینالمللی روابط
نفوذ اپستین فقط به آمریکا محدود نبود و او در اروپا نیز با چهرههای مهم ارتباط داشت. بنا بر اسناد آرشیو ملی بریتانیا، تونی بلر نخستوزیر پیشین این کشور در سال ۲۰۰۲ به معرفی پیتر مندلسون با اپستین در دفتر نخستوزیری دیدار کرد. همچنین گزارشهایی از رابطه او با نزدیکان دولتهای دیگر، از جمله اهود باراک نخستوزیر اسبق اسرائیل، منتشر شده است. اپستین در اواخر دهه ۱۹۹۰ عضو شورای روابط خارجی آمریکا و بنیاد تریلترال بود؛ دو اندیشکده مهم که فرصت شبکهسازی گستردهتری به او میدادند. همین دامنه جهانی روابط باعث شد در شکایتهای حقوقی، ادعاهایی درباره ایجاد یک حلقه بینالمللی سوءاستفاده جنسی مطرح شود؛ حلقهای که اپستین در آن دختران کمسن را به «سیاستمداران ارشد آمریکا، مدیران بزرگ، روسای جمهور خارجی و حتی یک نخستوزیر» معرفی میکرد.
هرچند این ادعاها علیه افراد مشخص اثبات نشد، اما ماجرای اپستین به اعتبار بسیاری از نزدیکانش ضربه زد و رسوایی او بُعدی فراملی پیدا کرد.
ویژگی شخصیتی و سبک زندگی
اپستین فردی کاریزماتیک اما رازآلود توصیف شده که بهخاطر معاشرت با مشاهیر و مهمانیهای افسانهایاش شهرت داشت .او علیرغم شهرت و ثروت فراوان هرگز ازدواج رسمی نداشت و از او فرزند به ثبت رسیده ای نیز باقی نمانده است. وی با در اختیار گذاشتن جت شخصی و جزیره خصوصی خود برای استفاده دوستان بانفوذ، توانست شبکهای از روابط در سطوح بالای سیاست، اقتصاد و هنر ایجاد کند . برخی او را به گتسبی معاصر تشبیه کردهاند – مردی ثروتمند و مرموز که در پس میهمانیهای مجلل، رازهای تاریکی را پنهان کرده بود . این تشبیه با سرنوشت او نیز همخوانی داشت؛ سقوط اپستین از اوج روابط با نخبگان تا رسوایی و محکومیت، روایتگر داستانی واقعی اما شبیه به رمانهای عبرتآموز است .
جفری اپستین سبک زندگیای ساخته بود که حتی در میان ثروتمندان هم چشمگیر بود. او در یکی از بزرگترین خانههای شخصی نیویورک زندگی میکرد؛ عمارتی ۷ طبقه در خیابان ۷۱ منهتن که پیشتر مدرسه خصوصی بود و اپستین آن را با هزینههای سنگین به کاخی اشرافی تبدیل کرد. تزئینات داخلی خانه حالوهوایی عجیب داشت. در سرسرا، بهجای تابلوهای هنری، دیوارها با چشمهای مصنوعی قابشده پوشیده شده بود و اپستین با افتخار برای مهمانان توضیح میداد این چشمها را از انگلستان آورده است. در گوشهای تندیسی عظیم از یک جنگجوی برهنه آفریقایی قرار داشت و روی پیانوی بزرگ خانه، یک سگ پودل سیاه تاکسیدرمیشده دیده میشد. خودش با خنده میگفت: «هیچ دکوراتوری جرأت چنین کاری ندارد.» کنار این اشیای غیرمعمول، فرشهای ایرانی بزرگ، مبلمان طلاکوب و آثار هنری کمیاب فضای خانه را به ترکیبی همزمان مجلل و غریب تبدیل میکرد؛ فضایی که تقریباً هر مهمانی را شوکه میکرد.
علایق اصلاح نژادی و روابط نامتعارف
در کنار این زندگی پرزرقوبرق، رفتارهای شخصی اپستین گاهی رنگی از هوسرانی و حتی هراس داشت. یکی از عجیبترین ایدههای او که پس از بازداشتش در سال ۲۰۱۹ فاش شد، علاقهاش به بهنژادی و تکثیر گسترده ژنهای خودش بود. به گزارش نیویورکتایمز، اپستین سالها به برخی دانشمندان و دوستان ثروتمندش میگفت میخواهد در مزرعهاش در نیومکزیکو زنان متعددی را باردار کند تا «نسلی برتر» از فرزندان او به وجود بیاید. او حتی ادعا میکرد قصد دارد تا ۲۰ زن را همزمان در «زورو رانچ» باردار کند و DNA خود را در مقیاسی بزرگ تکثیر کند. این طرح بیمارگونه هرگز اجرا نشد، اما گفتوگو درباره آن در مهمانیها و جمعهای خصوصی اپستین جریان داشت. بسیاری از دانشمندان که این حرفها را شنیده بودند، این تمایل عجیب را نشانهای از خودبزرگبینی شدید و جهانبینی غیرعادی اپستین میدانستند؛ جهانبینیای که مرز میان واقعیت و توهم قدرت را برای او محو کرده بود.
تمایل اپستین به معاشرت با دختران بسیار جوان سالها پیش از مطرحشدن پروندههای کیفری مطرح شده بود. رفتوآمد دختران نوجوان در ویلاها و جت شخصی او همیشه توجه مهمانان و اطرافیان را جلب میکرد. مایکل وولف، روزنامهنگاری که در دهه ۱۹۹۰ یکبار با هواپیمای او سفر کرده بود، میگوید اپستین همراه سه دختر نوجوان وارد جت شد؛ دخترانی که نه شبیه فرزندانش بودند و نه رفتاری خانوادگی داشتند. سنشان حدود ۱۸ یا ۱۹ سال بود و ظاهرشان بیشتر به مدلها شباهت داشت. وولف نقل میکند که اپستین با لحنی بیپرده گفت: «من دختران جوان را دوست دارم.» همین جمله نشان میداد او سالها پیش از رسوایی رسمی، به روابط با افراد کمسن افتخار میکرد. دوستان سابقش هم گفتهاند اپستین همیشه اطرافش را از «دختران زیبا» پر میکرد و این رفتار را بخشی از سبک زندگی خود میدانست. بعدها روشن شد بعضی از همین دختران، قربانیان شبکه سوءاستفاده او بودهاند.
رسوایی و محکومیت
در سال ۲۰۰۵ پرونده اپستین با شکایت مادرخواندهٔ یک دختر ۱۴ ساله آغاز شد. او ادعا کرد اپستین برای یک ماساژ غیراخلاقی به دختر نوجوانش ۲۰۰ دلار پرداخت کرده است. پلیس با ادامه تحقیقات، حدود ۴۰ دختر نوجوان را بهعنوان قربانیان احتمالی شناسایی کرد. بسیاری از آنها بعدها با دریافت غرامت، شکایت خود را کنار گذاشتند. در سال ۲۰۰۸ اپستین با دادستانها وارد یک توافق بحثبرانگیز شد. او به یک اتهام خفیفتر اقرار کرد و در مقابل، پرونده سنگین قاچاق جنسی بسته شد. اپستین از ۱۸ ماه حکم حبس، تنها ۱۳ ماه را گذراند و سپس با شرایط ویژه آزاد شد. نام او نیز وارد فهرست مجرمان جنسی شد. این توافق پنهانی بعدها اعتراضهای گستردهای بهدنبال داشت و الکساندر آکوستا، دادستان وقت پرونده، زیر فشار افکار عمومی مجبور به استعفا شد.
اپستین پس از گذراندن محکومیت سبک خود در سال ۲۰۰۹ آزاد شد و فکر میکرد میتواند با کمی محدودیت به زندگی قبلیاش برگردد. او همچنان ثروت فراوان داشت و با وجود ثبت نامش بهعنوان «مجرم جنسی»، در نیویورک و پالمبیتچ رفتوآمد میکرد. حتی در سال ۲۰۱۱ شاهزاده اندرو در یکی از مهمانیهای او دیده شد و همین حضور، بعدها رسوایی بیشتری برای خاندان سلطنتی ایجاد کرد. اپستین در آن دوره کوشید با کمکهای مالی و برگزاری مهمانیهای مجلل، وجهه آسیبدیده خود را بازسازی کند و دوباره وارد جمع نخبگان شود. اما فضای رسانهای تغییر کرده بود و پس از جنبش MeToo حساسیت نسبت به پروندههای سوءاستفاده جنسی افزایش یافت. در نوامبر ۲۰۱۸ روزنامه میامی هرالد با گزارشهای تحقیقی جولی براون جزئیات تازهای از پرونده ۲۰۰۸ اپستین و نقش آکوستا در اعطای مصونیت به او منتشر کرد. این گزارشها دوباره نگاه افکار عمومی و مقامات را به سوی اپستین برگرداند.
از بازداشت مجدد تا خودکشی و شاید قتل!
اپستین در ژوئیه ۲۰۱۹ هنگام بازگشت از پاریس در فرودگاه تتربورو بازداشت شد. او به اداره شبکه قاچاق جنسی دختران کمسن بین سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ متهم بود. بازرسی از عمارتش صدها عکس غیراخلاقی از دختران زیرسن قانونی را آشکار کرد. با وجود پیشنهاد وثیقه ۱۰۰ میلیون دلاری و حصر خانگی، دادگاه بهدلیل خطر فرار درخواست او را رد کرد. اما پیش از برگزاری محاکمه، در ۱۰ اوت ۲۰۱۹ خبر مرگ او در زندان منهتن اعلام شد. پزشکی قانونی آن را خودکشی دانست، اما نقصهای عجیب در نظارت زندان موجی از تردید و نظریههای توطئه ایجاد کرد.
پس از مرگ او، قربانیان برای دریافت غرامت از اموالش اقدام کردند و برخی همدستان او تحت پیگرد قرار گرفتند. مهمترین آنها گویسلین ماکسول بود که در سال ۲۰۲۱ به جرم قاچاق جنسی کودکان به ۲۰ سال زندان محکوم شد. ماجرای اپستین با وجود بستهشدن پرونده جنایی، همچنان ادامه دارد؛ زیرا شبکه روابطش، پرسشها درباره نفوذ ثروتمندان بر عدالت، و ابعاد تاریک سوءاستفاده از کودکان هنوز محل توجه رسانهها و افکار عمومی است. داستان او نمونهای از سقوط فردی است که سالها از قدرت و روابطش سپر ساخت، اما در نهایت زیر بار حقیقت فرو ریخت.
پایان بخش اول
روابط و تعاملات جفری اپستین و دونالد ترامپ (بخش دوم)
منابع
گاردین
فکت چک
ای بی سی نیوز
تایم
نیچر
ونیتی فر
رویترز
وکس









