- «لغوش کنید!» و لرزش یک نماد صنعتی
- «داروسازها دارند آدم میکشند» و افتِ شاخص دارویی
- یک فروشگاه، یک برند خانوادگی، و سؤالِ تضاد منافع
- «آتش و خشم»؛ وقتی بازار دنبال پناهگاه میگردد
- تعرفهها؛ ضربهای که هم برنده دارد هم بازنده
- خروج از توافق هستهای و جهش نفت
- آتشبس ۹۰ روزه؛ لبخند کوتاه بازارها
- اوپک زیر فشار یک جمله
- یکشنبه شبِ پراضطراب؛ تهدید چین و سقوط فیوچرز
- مکزیک؛ تعرفه بهعنوان ابزارِ پرونده مهاجرت
- عقبنشینیهای حسابشده؛ وقتی بازار نفس میکشد
- جمعهٔ تلخ والاستریت؛ وقتی خواسته شد از چین بیرون بروند
- پایان معافیتهای نفتی ایران؛ جهش تا سقفهای سال
- شبی که ژنرال کشته شد؛ نفت و طلا بالا رفتند
- امضای فاز یک؛ رکوردها و آرامش کوتاه
- بازگشت در ۲۰۲۵؛ رمزارزها و تعرفههای چندجبههای
- ژانویه ۲۰۲۶؛ از سئول تا اتاوا، از دلار تا نفت
- بازآیا هدف، «نوسانسازی» برای سود مالی است؟
- فهرست منابع
ساعتها هنوز به نیمه نرسیده، اما بازارها بیدارند؛ نه فقط در نیویورک، که در لندن و توکیو هم. صفحههای سبز و قرمز مثل نوار قلب بالا و پایین میروند. اینجا قانونِ نانوشتهای هست: خبر همیشه مهم است، اما خبرِ رئیسجمهور میتواند مهمتر باشد چون ممکن است «قانون»، «تحریم»، «تعرفه»، یا حتی «جنگ» پشتش باشد.
و در مرکز این صحنه، رئیسجمهوری ایستاده که هم زبان رسانه را میشناسد، هم زبان معامله را: دونالد ترامپ. همین ترکیب است که هر بار، سؤال قدیمی را تازه میکند:
آیا این ضربهها، تهدیدها، عقبنشینیها، تعرفهها، توییتها فقط سیاستاند؟ یا گاهی «نوسان» خودِ هدف است؟
«لغوش کنید!» و لرزش یک نماد صنعتی
یک روزِ زمستانیِ سال ۲۰۱۶، هنوز دوره ریاستجمهوری شروع نشده بود، اما پیام روشن بود: قرارداد هواپیمای ریاستجمهوری نماد قدرت آمریکا به نظر «گران» میآمد. پیام در چند کلمه خلاصه شد: سفارش را لغو کنید. واکنش، فوری بود: بازار روی همین چند کلمه معامله کرد. گزارش رویترز از همان روز نشان میدهد که همین موضعگیری، فضای سهام و قرارداد را به هم ریخت و در رسانهها پیچید.
در ظاهر، ماجرا «صرفهجویی» بود. اما در عمق، یک چیز دیگر هم دیده میشد: نمایش قدرت چانهزنی. هر کسی که با قراردادهای بزرگ سروکار دارد میداند وقتی طرف مقابل بفهمد «هزینه حیثیتیِ مخالفت» بالا رفته، نرمتر میشود. بازار هم همین را دید: یک معاملهگر، پیش از آنکه جزئیات قرارداد را بخواند، فقط سرعت تیترها را دنبال میکرد.
«داروسازها دارند آدم میکشند» و افتِ شاخص دارویی
چند هفته بعد، دونالد ترامپ جملهای درباره قیمت داروها گفت که مثل پتک نشست: شرکتهای دارویی «دارند از دولت پول میکَنند». همان روز، سهام دارویی و شاخصهای مرتبط پایین آمدند؛ چون بازار بلافاصله سناریو ساخت: فشار سیاسی یعنی کاهش حاشیه سود.
در سیاست، چنین جملهای میتواند «پیام به رأیدهنده» باشد. اما در بازار، ترجمهاش ساده است:
-
اگر دولت به سمت مذاکره اجباریِ قیمت دارو برود، سود شرکتها کم میشود.
-
اگر مقررات سختتر شود، ارزشگذاری پایین میآید.
پس معاملهگرها، حتی اگر دقیق ندانند چه قانونی تصویب میشود، «ریسک» را قیمتگذاری میکنند.
اینجا اولین نشانه یک الگو دیده شد: کلمه قبل از سیاست میآید؛ و بازار، قبل از قانون واکنش نشان میدهد.
یک فروشگاه، یک برند خانوادگی، و سؤالِ تضاد منافع
فوریه ۲۰۱۷، ماجرای یک فروشگاه بزرگ مطرح شد: Nordstrom تصمیم گرفت یک برند پوشاک را کنار بگذارد و واکنش سیاسی با رنگ و بوی شخصی به راه افتاد. کار به جایی رسید که کاخ سفید وارد دفاع شد و منتقدان درباره مرز باریک «قدرت عمومی» و «منفعت خصوصی» حرف زدند.
نام ایوانکا ترامپ در این داستان فقط یک اسم نبود؛ یک «سیگنال» بود. سیگنالی که به بازار یادآوری میکرد: گاهی سیاستورزی، با برند و تجارت گره میخورد و همین گره، بعدها در بحث «نوسانسازی» اهمیت پیدا کرد: چون هر جا احتمال تضاد منافع باشد، بازار به شایعه هم واکنش نشان میدهد چه برسد به تصمیم.
«آتش و خشم»؛ وقتی بازار دنبال پناهگاه میگردد
اوت ۲۰۱۷، یک هشدار تند درباره کره شمالی گفته شد و تیترها با سرعت نور چرخیدند. همانطور که گزارشهای بازار نشان داد، سهامها عقب نشستند و پول به سمت داراییهای امنتر رفت: طلا، ارزهای امن، و اوراق دولتی.
این صحنه نشان میدهد بازار فقط به «سیاست اقتصادی» واکنش نمیدهد؛ به «خطر» هم واکنش نشان میدهد.
تهدید جنگ حتی اگر عملی نشود میتواند در چند دقیقه، جهت سرمایه را عوض کند.
تعرفهها؛ ضربهای که هم برنده دارد هم بازنده
مارس ۲۰۱۸، داستان تعرفه فولاد و آلومینیوم مثل یک تیغه دو لبه بود: سهام شرکتهای فولادی و آلومینیومی بالا رفت، اما بخشی از صنایع مصرفکننده مواد اولیه، ضربه خوردند. گزارش رویترز همین دوگانه را ثبت کرده: یک طرف «حمایت»، طرف دیگر «هزینه».
در روایت بازار، این لحظه یک نقطه عطف است: از اینجا به بعد، معاملهگرها فهمیدند که «جنگ تجاری» میتواند مثل یک اهرم دائمی استفاده شود. کافی است تهدید مطرح شود؛ بازار روی احتمال وقوعش قیمت میگذارد. کافی است تهدید عقب کشیده شود؛ بازار دوباره نفس میکشد.
خروج از توافق هستهای و جهش نفت
مه ۲۰۱۸، تصمیم خروج آمریکا از توافق هستهای با ایران، اثر فوری در بازار انرژی داشت؛ نفت بالا رفت و سهام شرکتهای بزرگ انرژی جان گرفتند.
چرا بازار اینقدر تند واکنش نشان میدهد؟
چون نفت، یک کالای سیاسی است. هر تصمیمی که عرضه را تهدید کند حتی در حد احتمال تحریم یا کاهش صادرات میتواند قیمت را تکان بدهد. و وقتی نفت تکان میخورد، زنجیرهای از بازارها با آن میجنبند: تورم انتظاری، نرخ بهره، سهام صنایع حملونقل، و حتی رمزارزها.
آتشبس ۹۰ روزه؛ لبخند کوتاه بازارها
دسامبر ۲۰۱۸، در حاشیه نشست گروه بیست، توافقی اعلام شد که فعلاً تعرفههای جدید متوقف میشود و فرصت مذاکره به وجود میآید. بازارها واکنش مثبت نشان دادند؛ چون «عدم قطعیت» کمی عقب نشست.
این صحنه برای سؤال اصلی یک کلید دارد:
بازار از «خودِ تعرفه» بدش نمیآید؛ بازار از «نامعلوم بودن» بدش میآید.
و هر سیاستمداری که این را بفهمد، میتواند با بالا و پایین کردن درجه عدم قطعیت، موج بسازد حتی بدون امضای قانون.
اوپک زیر فشار یک جمله
فوریه ۲۰۱۹، یک انتقاد مستقیم از OPEC مطرح شد و همان روز نفت افت کرد. گزارشها نشان میدهند که بازار این پیام را چنین خواند: فشار سیاسی یعنی احتمال افزایش عرضه یا تغییر رفتار تولیدکنندگان.
آوریل همان سال هم یک فشار مشابه دوباره تکرار شد و باز نفت واکنش نشان داد.
در اینجا «اثر کلمه» از همیشه شفافتر است:
نه تحریمی وضع شد، نه میدان نفتی جدیدی پیدا شد اما قیمت تکان خورد.
چون بازار میداند رئیسجمهور آمریکا ابزارهای زیادی دارد: دیپلماسی، تحریم، قرارداد امنیتی، و حتی پیامهای پشتپرده. توییت، فقط نوک کوه یخ است.
یکشنبه شبِ پراضطراب؛ تهدید چین و سقوط فیوچرز
مه ۲۰۱۹، وقتی تهدید افزایش تعرفهها علیه چین مطرح شد، حتی پیش از باز شدن بازار رسمی، قراردادهای آتی سقوط کردند. گزارش رویترز این لحظه را دقیق ثبت کرده است.
اینجا بازار یک چیز را فهمید:
حتی «زمانبندی» پیام هم مهم است.
گفتن یک تهدید در یکشنبه شب (پیش از بازگشایی) میتواند مثل موج ضربهای عمل کند؛ چون معاملهگرها فرصت بازتنظیم ندارند و اضطراب، نقدینگی را میبلعد.
مکزیک؛ تعرفه بهعنوان ابزارِ پرونده مهاجرت
تهدید تعرفه علیه مکزیک، این بار به موضوع مهاجرت گره خورد: اگر همکاری نشود، تعرفه بالا میرود. گزارشها نشان میدهند بازارها لرزیدند و داراییهای امن جان گرفتند.
اما چند روز بعد، خبرِ توافق و تعلیق نامحدود تعرفهها آمد و فضا عوض شد.
این «رفت و برگشت» برای بحث نوسانسازی، مثل بنزین روی آتش است. چون منتقدان میپرسند:
اگر تهدید واقعاً «قطعی» بود، چرا اینقدر سریع جمع شد؟
و طرفداران میگویند: همین سرعت یعنی تهدید کار کرد، امتیاز گرفت.
بازار اما احساساتیتر از این بحثهاست: برای بازار، همین رفت و برگشت یعنی نوسانِ قابل معامله.
عقبنشینیهای حسابشده؛ وقتی بازار نفس میکشد
اوت ۲۰۱۹، بخشی از تعرفههای برنامهریزیشده روی کالاهای مصرفی مثل تلفن همراه و لپتاپ به تعویق افتاد و بازارها جهش کردند؛ چون هزینه مستقیم روی مصرفکننده کمتر میشد و امید به مذاکره بالا میرفت.
در روایت داستانیِ بازار، این لحظه مثل یک «چراغ سبز ناگهانی» بود:
دیروز تیترها از جنگ تجاری میگفتند، امروز از تعویق.
و در همین فاصله کوتاه، میلیونها دلار بین ترس و امید جابهجا شد.
جمعهٔ تلخ والاستریت؛ وقتی خواسته شد از چین بیرون بروند
چند روز بعد، اوت ۲۰۱۹، لحن تندتر شد و بازار سهام آمریکا شدیداً افت کرد. رویترز گزارش داد که تشدید تنش و درخواست برای یافتن جایگزین چین، شاخصها را پایین کشید.
بازار اینجا یک پیام را جدی گرفت:
تهدید، فقط عدد تعرفه نیست؛ تهدید یعنی «جهتگیری کل زنجیره تأمین».
و این یعنی هزینه چندساله، نه چندماهه. سرمایهگذار از این میترسد.
پایان معافیتهای نفتی ایران؛ جهش تا سقفهای سال
آوریل ۲۰۱۹، اعلام پایان معافیتها برای واردات نفت ایران، قیمت نفت را بالا برد. گزارشها نشان میدهند بازار نفت همان روز جهش کرد و به بالاترینهای سال نزدیک شد.
برای بازار انرژی، این لحظه یک یادآوری بود:
سیاست خارجی در بعضی حوزهها، «سوییچ قیمت» است.
و وقتی نفت تکان میخورد، موجش دیر یا زود به تورم و نرخ بهره و بورس میرسد.
شبی که ژنرال کشته شد؛ نفت و طلا بالا رفتند
ژانویه ۲۰۲۰، بعد از کشته شدن ژنرال قاسم سلیمانی در حمله آمریکا، بازارها به سمت داراییهای امن رفتند و نفت جهش کرد. رویترز گزارش داد: نفت نزدیک دو دلار بالا رفت و طلا و ارزهای امن هم تقویت شدند.
در این نقطه، داستان یک لایه دیگر پیدا میکند:
تهدیدها و عملیاتها فقط «کلمه» نیستند گاهی «عمل» میشوند.
و بازار در همان ثانیه اول، بین این دو فرق نمیگذارد؛ چون معاملهگرها باید پیش از همه واکنش نشان دهند.
امضای فاز یک؛ رکوردها و آرامش کوتاه
ژانویه ۲۰۲۰، توافق «فاز یک» میان آمریکا و چین امضا شد و بازارها آن را بهعنوان حذف یک ریسک بزرگ دیدند. رویترز در جمعبندی بازار همان زمان به رکورد شاخصها و واکنشها اشاره کرد.
این هم یک الگوی تکراری بود:
وقتی تهدیدها کم میشوند، بازارها بالا میروند.
وقتی تهدیدها برمیگردند، بازارها میریزند.
پس اگر کسی بتواند «رفت و برگشت» را کنترل کند، میتواند موج بسازد.
بازگشت در ۲۰۲۵؛ رمزارزها و تعرفههای چندجبههای
در ۲۰۲۵، داستان رنگ تازه گرفت: رمزارزها.
یک اعلام درباره «ذخیره راهبردی رمزارز» باعث جهش قیمتها شد؛ رویترز نوشت با نام بردن از چند دارایی دیجیتال، بازار رمزارزها موج صعودی گرفت.
چند روز بعد، خبر امضای فرمان اجرایی برای ایجاد ذخیره راهبردی بیتکوین (بر پایه داراییهای مصادرهشده) آمد و بخشی از بازار که انتظار خرید تازه داشت، ناامید شد اما خودِ خبر، باز هم بازار را تکان داد.
همزمان، جنگ تعرفهای هم پررنگ شد. در آوریل ۲۰۲۵، تهدیدها علیه چین دوباره شدت گرفت و بازارها از «داروی تعرفه» دچار تب و لرز شدند.
و بعد، یک اعلام درباره «توقف» یا «تعلیق» تعرفهها، یکی از بزرگترین جهشهای روزانه را در بازار سهام رقم زد؛ اما درست همینجا پای یک موضوع حساس وسط آمد: معاملههای اختیار معاملهای که انگار «خیلی دقیق» قبل از اعلام، روی برگشت بازار شرط بسته بودند. رویترز نوشت این زمانبندی سؤالبرانگیز شده و برخی سیاستمداران خواهان بررسی شدهاند در حالی که «مدرک قطعی» مطرح نشده است.
این صحنه، قلب سؤال اصلی است:
وقتی یک اعلام سیاسی میتواند در چند دقیقه دهها میلیارد دلار ارزش بازار را بالا و پایین کند، وسوسه «سود بردن از موج» طبیعی است حتی اگر اثباتش دشوار باشد.
ژانویه ۲۰۲۶؛ از سئول تا اتاوا، از دلار تا نفت
در ژانویه ۲۰۲۶، دوباره همان موسیقی تکرار شد، با سازهای جدید.
تهدید افزایش تعرفه بر واردات از کره جنویس، بهویژه خودرو، ابتدا باعث افت سهام خودروسازها و تضعیف وون شد، سپس بخشی از بازار برگشت. رویترز این رفتوبرگشت را ثبت کرد.
چند روز بعد هم پیامهای آشتیجویانهتر درباره «حلوفصل» مطرح شد.
در دل این رفتوبرگشت، بازار یک بار دیگر همان درس را مرور کرد:
تهدید ممکن است واقعی باشد؛ یا ممکن است ابزار فشار باشد. اما «نوسان» واقعی است.
در پروندهای متفاوت، تنش با کانادا به حوزه هواپیما کشیده شد: بحث گواهینامه و تهدید تعرفه بر واردات هواپیما. این هم از آن جنس اهرمهایی است که میتواند صنایع بزرگ را بلرزاند.
در این گزارش نام Bombardier و Gulfstream بهعنوان نقاط تماسِ اقتصادی-حقوقی مطرح شده بود.
دلار
همزمان، صحبتها درباره ارزش دلار و واکنش بازار ارز باعث شد دلار به پایینترین سطح چندساله نزدیک شود. رویترز توضیح داد که ترکیبی از انتظار کاهش نرخ بهره، عدم قطعیت سیاست تجاری و نگرانیها درباره استقلال بانک مرکزی، به فشار روی دلار کمک کرده است.
نفت و نگرانی از تنگه
و دوباره سایه تنش با ایران روی نفت افتاد: نگرانی از اختلال عرضه، و ترس از واکنشهایی که میتواند مسیرهای حیاتی مثل تنگه هرمز را درگیر کند. رویترز گزارش داد نفت در چنین فضایی جهش کرده است.
بازآیا هدف، «نوسانسازی» برای سود مالی است؟
در این نقطه، روایت باید مکث کند؛ چون اینجا مرز «تحلیل» و «اتهام» است. داستان بازار پر از همزمانیهاست، اما همزمانی همیشه «نیت» را ثابت نمیکند. با این حال، چند نکته قابل گفتن است روشن، روایی، و بدون اغراق.
چرا این ایده اصلاً مطرح میشود
۱) قدرت کلمه: نمونههای بالا نشان میدهد کلمات، قبل از تصمیمهای رسمی بازار را تکان میدهند.
۲) نوسان، خودش پول است: معاملهگرها لازم نیست جهت بازار را «درست» حدس بزنند؛ کافی است نوسان زیاد شود تا ابزارهای مختلف (از اختیار معامله تا معاملات کوتاهمدت) سود بدهند.
۳) سرعت دسترسی به پیام: وقتی پیام در شبکه اجتماعی منتشر میشود، «برتری اطلاعاتی» میلیثانیهای هم میتواند مهم باشد؛ مخصوصاً در بازارهای مشتقه.
چه چیزهایی میتواند «سودآفرینی از نوسان» را ممکن کند
اینجا سه مسیر نظری مطرح است:
مسیر اول: سود مستقیم از تصمیم
اگر کسی قبل از اعلام رسمی بداند چه میشود، میتواند موقعیت بگیرد. ماجرای اختیار معاملههای دقیق قبل از اعلام «تعلیق تعرفه» دقیقاً به خاطر همین حساسیت مطرح شد هرچند رویترز تأکید کرد مدرک قطعی در دست نیست و تشخیص «اتفاقی یا آگاهانه بودن» سخت است.
مسیر دوم: سود غیرمستقیم از «فضاسازی»
حتی بدون اطلاعات محرمانه، اگر یک سیاستمدار بداند با چه کلیدواژههایی بازار را میترساند یا آرام میکند، میتواند موج بسازد. بخشی از پژوهشهای دانشگاهی هم نشان دادهاند توییتهای ترامپ با افزایش نوسان در بازارهای مالی همبستگی دارد.
مسیر سوم: پیامهای چندلایه
گاهی تهدید، همزمان سه هدف دارد: فشار به طرف مقابل، پیام به رأیدهنده، و آزمون واکنش بازار. اینجا بازار تبدیل میشود به «نظرسنجی لحظهای». حتی خودِ رویترز در گزارشهای تحلیلیتر درباره دلار میگوید که بازار از «عدم قطعیت» متنفر است و سیاستهای پرتابی مثل «نارنجک دستی» بازار را آشفته میکند.
اما چه چیزهایی این فرضیه را محدود میکند
۱) ریسک حقوقی
در بازار سهام، چارچوبهای ضد تقلب و دستکاری وجود دارد و نهادهایی مثل SEC و CFTC (در حوزه مشتقات و کالاها) اصولاً برای همین کار ساخته شدهاند. بحث «دستکاری بازار» و پیگردها در پروندههای مختلف انرژی و مشتقات هم سابقه دارد.
این یعنی اگر «نیت دستکاری» با شواهد قابل پیگیری گره بخورد، هزینه میتواند سنگین باشد.
۲) ردپا
برای سودآوری واقعی از این موجها، معمولاً باید ردپایی از معاملات غیرعادی، ارتباطات، یا دسترسی زودهنگام وجود داشته باشد. در ماجرای اختیار معاملههای ۲۰۲۵، دقیقاً مشکل همین است: حجم معاملات در کل بازار آنقدر زیاد بود که جدا کردن «الگوی مشکوک» از «نویز» آسان نیست.
۳) توضیحهای سادهتر هم هست
بخش بزرگی از این تهدیدها و عقبنشینیها را میتوان با منطق مذاکره توضیح داد: فشار حداکثری برای گرفتن امتیاز، بعد ارائه یک دریچه خروج. مثال مکزیک همین را نشان میدهد: تهدید، شوک، مذاکره، تعلیق.
یعنی ممکن است «هدف اصلی» معامله سیاسی باشد، و بازار فقط «پیامد» باشد هرچند پیامدی پرمنفعت برای کسانی که روی موج سوار میشوند.
جمعبندی
-
شواهد تاریخی نشان میدهد اظهارنظرها و اقدامات ترامپ بارها اثر فوری روی بازارها داشتهاند؛ از نفت تا سهام و از ارز تا رمزارز.
-
پژوهشهای دانشگاهی هم نشان میدهد توییتها میتوانند نوسان را بالا ببرند.
-
اما تبدیل این واقعیت به نتیجهای قطعی درباره «نیتِ نوسانسازی برای سود مالی»، بدون مدارک مشخص (مثل شواهد معاملهگری مبتنی بر اطلاعات محرمانه)، قابل اثبات نیست و گزارشهای خبری معتبر هم معمولاً با همین احتیاط جلو میآیند. نمونهاش گزارش رویترز درباره معاملات اختیار معاملهای ۲۰۲۵ که سؤالبرانگیز بود، اما «دودِ قطعی» نشان نداد.
در نتیجه، تصویر واقعبینانهتر این است:
این سبک سیاستورزی بهطور ساختاری نوسان تولید میکند؛ و در بازاری که نوسان پول است، همیشه کسانی پیدا میشوند که از آن سود ببرند چه با برنامه، چه با فرصتطلبی.
فهرست منابع
-
گزارش رویترز درباره ماجرای «لغو سفارش» در قرارداد هواپیمای ریاستجمهوری و بحث هزینهها.
-
گزارش رویترز درباره واکنش سهام دارویی به اظهارات «getting away with murder».
-
گزارش رویترز و گزارش تایم درباره ماجرای نوردستروم و واکنش کاخ سفید.
-
گزارش رویترز درباره اثر «fire and fury» بر سهام و داراییهای امن.
-
گزارش رویترز درباره تعرفه فولاد و آلومینیوم و واکنش سهام صنایع مختلف.
-
گزارش رویترز درباره جهش نفت پس از خروج آمریکا از توافق هستهای با ایران.
-
گزارش رویترز درباره توقف ۹۰ روزه تعرفههای جدید در مذاکرات آمریکا و چین.
-
گزارشهای رویترز درباره واکنش قیمت نفت به فشارهای کلامی علیه اوپک.
-
گزارش رویترز درباره سقوط قراردادهای آتی پس از تهدید تعرفهای علیه چین در مه ۲۰۱۹.
-
گزارش رویترز و گاردین درباره تهدید تعرفه علیه مکزیک و اثر آن بر بازارها، و سپس تعلیق تعرفهها پس از توافق.
-
گزارش رویترز درباره تعویق بخشی از تعرفههای چین در اوت ۲۰۱۹ و جهش بازار.
-
گزارش رویترز درباره ریزش والاستریت در اوت ۲۰۱۹ با تشدید جنگ تجاری.
-
گزارشهای رویترز درباره پایان معافیتهای واردات نفت ایران و جهش قیمت نفت.
-
گزارش رویترز درباره جهش نفت و داراییهای امن پس از کشته شدن قاسم سلیمانی.
-
جمعبندی رویترز از جزئیات توافق فاز یک و واکنش بازارها.
-
گزارش رویترز درباره اعلام «ذخیره راهبردی رمزارز» و جهش قیمتها.
-
گزارش رویترز و فکتشیت وبسایت کاخ سفید درباره فرمان اجرایی «ذخیره راهبردی بیتکوین».
-
گزارش رویترز درباره معاملات اختیار معامله «زمانبندیشده» پیش از اعلام تعلیق تعرفهها و طرح سؤال درباره سوءاستفاده احتمالی.
-
گزارشهای رویترز درباره تهدید تعرفه علیه کره جنوبی، واکنش سهام خودروسازها و وون، و سپس پیامهای تعدیلشده.
-
گزارشهای رویترز درباره افت دلار و نقش عدم قطعیت سیاستها.
-
پژوهشهای علمی درباره اثر توییتها بر نوسان بازارها.








