دونالد ترامپ به فارسی
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
دونالد ترامپ به فارسی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی مواضع دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران

ترامپ و آرایش نظامی جدید آمریکا در منطقه؛ «نمایش قدرت» یا «قمار راهبردی»؟

در هفته‌های اخیر، آمریکا هم‌زمان با بالا گرفتن تنش با ایران و پیام‌های متناقض «تهدید/مذاکره» از سوی ترامپ، بخشی از توان دریایی، هوایی و پدافندی خود را به منطقه منتقل کرده و در پایگاه‌های کلیدی، تغییر وضعیت حفاظتی داده است.

بهمن ۱۱, ۱۴۰۴
در اخبار, جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ, دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
A A
آنچه می‌خوانید...
  1. تصویر کلی آرایش نظامی جدید
  2. مولفه دریایی: ناو هواپیمابر، ناوشکن‌ها و شناورهای رزمی ساحلی چه نقشی دارند؟
  3. مولفه هوایی: چه هواگردهایی جابجا می‌شوند و «رزمایش پراکندگی» چه معنایی دارد؟
  4. پدافند و فرماندهی: MEAD-CDOC و معنای سیاسی-امنیتی آن
  5. تغییرات در پایگاه‌های منطقه: از خروج محدود نیرو تا محدودیت میزبان‌ها
  6. ارزش و هزینه‌ها: این آرایش چقدر «می‌ارزد» و استقرارش چه بار مالی دارد؟
  7. آیا این آرایش برای حمله به ایران است؟ «نشانه‌ها» چه می‌گویند؟
  8. سناریو ۱: «فشار برای امتیازگیری» و بازگرداندن ایران به میز مذاکره
  9. سناریو ۲: «حمله محدود و پله‌ای» علیه ایران (از ضربه تنبیهی تا تضعیف توانمندی‌های مشخص)
  10. سناریو ۳: «هدف اصلی ایران نیست»؛ تمرکز بر بازدارندگی منطقه‌ای و پرونده‌های دیگر (کشتیرانی، اسرائیل، عراق/افغانستان)
  11. اگر هدف ایران باشد، چه چیزهایی می‌تواند مانع این تصمیم بشود؟
  12. شاخص‌های عینی برای تشخیص مسیر ترامپ در روزهای آینده
  13. جمع‌بندی

دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در هفته‌های اخیر، از یک‌سو با ادبیات تهدیدآمیز (اشاره به «آرمادا» و آمادگی برای اقدام سخت‌تر) سیگنال بازدارندگی داده و از سوی دیگر، پنجره مذاکره را با ایران را باز گذاشته است.

این دوگانه‌سازی، تهدید معتبر در کنار مسیر دیپلماسی، الگویی است که در تصمیم‌سازی‌های امنیتی واشنگتن، به‌ویژه در پرونده‌های پرریسک، رایج است؛ اما در سبک ترامپ معمولاً «نمایشی‌تر» و رسانه‌ای‌تر اجرا می‌شود (به‌خصوص وقتی بخشی از پیام‌ها برای مخاطب داخلی طراحی می‌شود). به گفته برخی ناظران اعزام‌ نیروها «توان اقدام» را بالا می‌برد، اما لزوماً به معنی تصمیم قطعی برای حمله نیست.

عامل محرکِ موج اخیر، طبق گزارش‌های خبری، ترکیبی از تنش‌های مرتبط با ایران، هشدارهای متقابل درباره پاسخ به هرگونه حمله، و نیاز به حفاظت از پایگاه‌های آمریکا در منطقه است. در همین چارچوب، تغییر وضعیت در پایگاه‌ها (مثل خروج بخشی از پرسنل) هم‌زمان با اعزام یگان‌های دریایی و جابه‌جایی جنگنده‌ها رخ داده که معمولاً نشانه «مدیریت ریسکِ تلافی» است؛ یعنی حتی اگر هدف اصلی بازدارندگی باشد، باید برای سناریوی بدترین حالت آماده بود.

تصویر کلی آرایش نظامی جدید

در سطح کلی، آرایش جدید آمریکا را می‌توان در سه لایه دید:

  1. لایه دریایی: ورود یک ناو هواپیمابر به منطقه تحت مسئولیت فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) و حضور پررنگ‌تر ناوشکن‌ها و شناورهای رزمی کوچک‌تر. طبق گزارش رویترز، یک ناو هواپیمابر (USS Abraham Lincoln) وارد منطقه شده و شمار ناوشکن‌های آمریکایی در منطقه به ۶ فروند رسیده؛ همچنین ۳ شناور رزمی ساحلی (LCS) نیز ذکر شده‌اند.

  2. لایه هوایی/پدافندی: پنتاگون هم‌زمان از جابجایی جنگنده‌ها و سامانه‌های پدافند هوایی به منطقه خبر داده است و از برگزاری رزمایشی برای «استقرار، پراکندگی و پشتیبانی پایدار از قدرت هوایی» سخن رفته؛ عبارتی که معمولاً با آمادگی برای عملیات‌های طولانی‌تر یا دست‌کم نمایش ظرفیت استمرار عملیات مرتبط است.

  3. لایه فرماندهی و یکپارچه‌سازی دفاع هوایی: ایجاد یک سلول هماهنگی جدید برای دفاع هوایی/موشکی در پایگاه کلیدی منطقه (درون ساختار CAOC) که هدفش «هماهنگی و یکپارچه‌سازی دفاع هوایی و موشکی میان شرکای منطقه‌ای» اعلام شده است.

مولفه دریایی: ناو هواپیمابر، ناوشکن‌ها و شناورهای رزمی ساحلی چه نقشی دارند؟

۱) ناو هواپیمابر: «قدرت هواییِ شناور» و انعطاف‌پذیری سیاسی
ورود ناو هواپیمابر USS Abraham Lincoln به منطقه، از نظر نظامی دو کارکرد اصلی دارد: (الف) افزودن یک «فرودگاه شناور» که می‌تواند بدون وابستگی کامل به پایگاه‌های زمینی، چرخه‌های پرواز/شناسایی/پشتیبانی را انجام دهد؛ (ب) تقویت بازدارندگی با یک نماد پرهزینه و قابل‌نمایش. رویترز صریحاً نوشته است که این ورود، توان آمریکا را برای «دفاع از نیروها یا بالقوه اقدام نظامی» افزایش می‌دهد.

۲) ۶ ناوشکن در منطقه: دفاع موشکی، اسکورت، و ضربه‌زنی دقیق
طبق گزارش رویترز از بازدید بندری یک ناوشکن آمریکایی در ایلات، ناوشکن USS Delbert D. Black «یکی از شش ناوشکن آمریکا در خاورمیانه» معرفی شده است. ناوشکن‌های کلاس ایجیس (به‌طور کلی) هم در دفاع هوایی (رهگیری و کشف) نقش دارند و هم در حملات دقیق (موشک‌های کروز). همین ترکیبِ حمله باعث می‌شود حضور آنها هم برای بازدارندگی از تلافی ایران و هم برای افزایش گزینه‌های ضربتی به کار بیاید.

موارد بیشتر

حمایت قاطعانه پرزیدنت ترامپ از معترضان ایرانی

ترامپ و بحران کلمبیا: تهدیدهای نظامی، جدال ایدئولوژیک و دفاع از حاکمیت

ترامپ و اروپا: شکاف‌های عمیق در روابط و آینده‌ای نامعلوم

۳) سه شناور رزمی ساحلی: تمرکز بر مأموریت‌های «کم‌هزینه‌تر» اما پرتکرار
رویترز از «سه شناور رزمی ساحلی» در کنار ناو و ناوشکن‌ها یاد می‌کند. این شناورها معمولاً برای گشت‌زنی، اسکورت، و مأموریت‌های حضور مداوم (خصوصاً در خلیج و پیرامون تنگه‌ها) به‌کار می‌آیند؛ یعنی همان جایی که «حضور دائمی» مهم‌تر از «ضربه اولِ بزرگ» است. در عمل، ترکیب ناو+ناوشکن‌ها+شناورهای کوچک‌تر یک «چتر چندلایه» می‌سازد: از قدرت نمادین تا قابلیت واکنش سریع.

مولفه هوایی: چه هواگردهایی جابجا می‌شوند و «رزمایش پراکندگی» چه معنایی دارد؟

۱) جابه‌جایی جنگنده‌ها و رزمایشِ «استقرار/پراکندگی/پشتیبانی پایدار»
رویترز گزارش داده که پنتاگون علاوه بر ناو و ناوشکن‌ها، در حال انتقال «جنگنده‌ها و سامانه‌های پدافند هوایی» به منطقه است و هم‌زمان از رزمایشی برای نمایش توان «استقرار، پراکندگی و پشتیبانی پایدار از قدرت هوایی» خبر داده شده است. در ادبیات عملیاتی، «پراکندگی» معمولاً به معنی کاهش آسیب‌پذیری پایگاه‌های ثابت است (یعنی هواگردها در یک نقطه متراکم نباشند و در چند پایگاه پخش شوند).

۲) نمونه عینی: استقرار/حضور F-15E (و پیام بازدارندگی تاکتیکی)
گزارش‌ها از حضور F-15E در منطقه سخن گفته‌اند. در سطح عملیاتی، این نوع جنگنده‌ها برای حملات دقیق و مأموریت‌های ضربتی در عمق، مناسب‌اند و وقتی در کنار پشتیبانی سوخت‌رسانی، جنگ الکترونیک، و اطلاعاتی قرار بگیرند، می‌توانند بخشی از یک بسته «ضربه محدود» باشند. البته صرفِ ورود یک اسکادران یا چند فروند، به‌تنهایی «شاخص قطعی حمله» نیست؛ بیشتر یعنی «بالا بردن گزینه‌ها» و کوتاه کردن زمان واکنش.

۳) هزینه عملیاتی پروازها (یک شاخص برای فهم بار مالی)
برای اینکه مقیاس هزینه روشن شود: طبق نرخ‌های بازپرداختی رسمی دولت آمریکا (FY2024)، هزینه ساعتی (به‌صورت نرخ‌های استاندارد) برای برخی هواگردها حدوداً این‌گونه است: F-15E حدود 26,967 دلار/ساعت، F-22 حدود 54,470 دلار/ساعت، F-35A حدود 17,525 دلار/ساعت. اگر تنها 24 فروند F-15E روزانه هر کدام 2 ساعت پرواز عملیاتی داشته باشند، هزینه پروازیِ خام می‌تواند به حدود 1.29 میلیون دلار در روز برسد (24×2×26,967)—بدون احتساب مهمات، سوخت‌رسان‌ها، نگهداری فوق‌العاده، و هزینه‌های استقرار زمینی. این اعداد «تقریبیِ حداقلی»اند، اما نشان می‌دهند چرا «پراکندگی» و «حفاظت پایگاه‌ها» از نگاه پنتاگون حیاتی است.

پدافند و فرماندهی: MEAD-CDOC و معنای سیاسی-امنیتی آن

۱) MEAD-CDOC دقیقاً چیست و چرا اهمیت دارد؟
در میانه همین موج تنش، یک مرکز هماهنگی جدید برای دفاع هوایی و موشکی در داخل ساختار CAOC در پایگاه Al Udeid افتتاح شده است. طبق اطلاع‌رسانی رسمی، این سلول با مشارکت آمریکا و شرکای منطقه‌ای ایجاد شده تا «دفاع هوایی و موشکی یکپارچه» را تقویت کند.

۲) چرا این اقدام «سیگنال» است؟
ایجاد چنین سلولی معمولاً زمانی برجسته می‌شود که تهدیدِ موشکی/پهپادی و نیاز به هشدار سریع و اشتراک داده بالا رفته باشد. در عمل، وقتی چند کشور شبکه‌های راداری/پدافندی خود را هماهنگ‌تر می‌کنند، هدف می‌تواند دفاع از پایگاه‌ها و زیرساخت‌ها در برابر تلافی باشد—یعنی حتی اگر آمریکا صرفاً دنبال «فشار برای مذاکره» باشد، باید برای واکنش‌های غیرخطی آماده شود.

۳) پیام ضمنی برای ایران و شرکای منطقه
پیام برای ایران: «شبکه دفاعی در حال منسجم‌تر شدن است، و هزینه تلافی ممکن است بالا برود.» پیام برای برخی شرکای منطقه: «اگر بحران بالا گرفت، آمریکا می‌خواهد مسیر هماهنگی را از قبل آماده کرده باشد.» این دقیقاً با همان دوگانه‌سازی ترامپ هم‌خوان است: تهدیدِ معتبر، همراه با ادعای ترجیحِ عدم استفاده از زور.

تغییرات در پایگاه‌های منطقه: از خروج محدود نیرو تا محدودیت میزبان‌ها

۱) تغییر وضعیت در Al Udeid: خروج بخشی از پرسنل، نه «تخلیه»
رویترز گزارش داده که به برخی پرسنل توصیه شده بود پایگاه Al Udeid در قطر را ترک کنند و یک دیپلمات این اقدام را «تغییر وضعیت» (posture change) و نه تخلیه اجباری توصیف کرده است. همچنین آمده که این پایگاه حدود ۱۰ هزار نیرو را در خود جای می‌دهد و بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه معرفی شده است. این نوع اقدام معمولاً دو هدف دارد: کاهش ریسک تلفات در صورت حمله موشکی، و آزاد کردن ظرفیت عملیاتی/امنیتی پایگاه.

۲) روایت رسمی قطر: «اقدامات احتیاطی» به دلیل افزایش تنش
هم‌زمان، قطر اعلام کرده اقدامات احتیاطی در پایگاه Al Udeid اتخاذ شده، از جمله خروج برخی پرسنل و آن را بخشی از تلاش گسترده‌تر برای حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات نظامی دانسته است. ترکیب «گزارش خروج محدود» و «بیانیه احتیاطی میزبان» معمولاً نشانه این است که حتی متحدان نزدیک هم از تبدیل شدن به میدان تلافی نگران‌اند.

۳) محدودیت میزبان‌ها: خط قرمز امارات درباره استفاده از قلمرو علیه ایران
یکی از مهم‌ترین قیود عملیاتی علیه سناریوی حمله، موضع امارات متحده عربی است. رویترز گزارش داده امارات اعلام کرده اجازه نمی‌دهد از حریم هوایی/قلمرو/آب‌های سرزمینی‌اش برای اقدام خصمانه علیه ایران استفاده شود. این موضع از نظر نظامی یعنی: آمریکا اگر به گزینه حمله فکر کند، باید بیش از پیش روی مسیرهای دریایی، پایگاه‌های دیگر، یا «دارایی‌های فراساحلی» حساب کند—و این، هزینه و پیچیدگی را بالا می‌برد.

ارزش و هزینه‌ها: این آرایش چقدر «می‌ارزد» و استقرارش چه بار مالی دارد؟

۱) ارزش دارایی‌ها (Procurement Value): یک برآورد محافظه‌کارانه
ارزش دقیق دارایی‌های حاضر، بسته به ترکیب اسکادران‌ها و تعداد مهمات، قابل اعلام عمومی نیست؛ اما می‌توان بر اساس اعداد مرجع، یک «حداقل محافظه‌کارانه» ساخت:

  • هر ناوشکن کلاس DDG-51 حدود ۲.۲ میلیارد دلار برای خرید و ساخت هزینه دارد (برآورد CRS). اگر ۶ ناوشکن در منطقه باشد، فقط «ارزش ساخت» آنها حدود 13.2 میلیارد دلار می‌شود؛ بدون احتساب موشک‌ها و ارتقاها.

  • درباره ناوهای هواپیمابر، برای کلاس نیمیتز منابع رسمی آمریکا رقم «حدود 4.5 میلیارد دلار» (به‌عنوان Unit Cost تاریخی/مرجع) را ذکر کرده‌اند. (توجه: این رقم، بسته به سال ساخت و محاسبه دلاری، می‌تواند متفاوت گزارش شود؛ اما برای یک برآورد محافظه‌کارانه قابل استفاده است.)

با همین دو قلم، «ارزش ساخت» دارایی‌های اصلی دریایی به‌راحتی وارد بازه ده‌ها میلیارد دلار می‌شود. اگر شناورهای رزمی ساحلی و ارزش هواگردهای روی ناو (جنگنده‌ها، آواکس، بالگردها) و انبار مهمات را هم اضافه کنیم، مقیاس دارایی‌های درگیر، به‌صورت محافظه‌کارانه می‌تواند چند ده میلیارد دلار باشد.

۲) ارزش/هزینه سامانه‌های پدافندی: پاتریوت به‌عنوان نمونه
رویترز (در گزارش مرتبط با قراردادهای پاتریوت) نقل می‌کند که یک آتشبار پاتریوتِ جدید می‌تواند «بیش از ۱ میلیارد دلار» هزینه داشته باشد و قیمت هر موشک رهگیر پاتریوت حدود ۴ میلیون دلار برآورد می‌شود. وقتی پنتاگون از انتقال «سامانه‌های پدافند هوایی» به منطقه می‌گوید، حتی بدون دانستن تعداد دقیق، می‌دانیم که فقط یک دور «درگیری واقعی» برای رهگیری پهپاد/موشک می‌تواند ده‌ها میلیون دلار هزینه مهماتی ایجاد کند.

۳) هزینه عملیات (Operating Cost): از پروازها تا حضور دریایی
در مورد هزینه روزانه یک ناوگروه ضربتی، منابع تحلیلی/حرفه‌ای نظامی در آمریکا گاهی ارقام چند میلیون دلار در روز را مطرح کرده‌اند (به‌عنوان یک تخمین عمومی، نه رقم رسمی لحظه‌ای). برای نمونه، مجله Proceedings وابسته به مؤسسه نیروی دریایی ایالات متحده (USNI) به رقمی در حدود ۶.۵ میلیون دلار در روز برای هزینه‌های عملیاتی یک strike group اشاره کرده است. اگر این تخمین را در کنار هزینه پروازها (نرخ‌های ساعتی هواگردها) بگذاریم، می‌توان گفت «هزینه حفظ این آرایش» حتی در حالت بازدارندگی و بدون درگیری مستقیم، به‌سرعت به صدها میلیون دلار در ماه نزدیک می‌شود—به‌خصوص اگر رزمایش‌ها، سوخت‌رسانی‌ها، و آماده‌باش پدافندی تشدید شود.

آیا این آرایش برای حمله به ایران است؟ «نشانه‌ها» چه می‌گویند؟

۱) واقعیت کلیدی: این آرایش «دو منظوره» است
خودِ رویترز می‌گوید ورود ناو و جنگ‌افزارها توان آمریکا را هم برای دفاع از نیروها و هم برای «بالقوه اقدام نظامی» افزایش می‌دهد. یعنی از نظر قابلیت، بله این چینش می‌تواند بخشی از زیرساخت حمله باشد. اما از نظر نیت، همین آرایش می‌تواند صرفاً برای بازدارندگی و حفاظت از نیروها هم طراحی شده باشد (خصوصاً وقتی پایگاه‌ها در حالت احتیاطی قرار می‌گیرند).

۲) اگر هدف «حمله قریب‌الوقوع» بود، دنبال چه تفاوت‌هایی می‌گشتیم؟
معمولاً برای حمله، علاوه بر ناو و ناوشکن‌ها، نشانه‌هایی مثل «انباشت گسترده مهمات هدایت‌شونده»، افزایش ناگهانی سوخت‌رسان‌ها و هواگردهای پشتیبانی، خروج وسیع خانواده‌ها/پرسنل غیرضروری از چند کشور، و محدودیت‌های هوانوردی (NOTAM) در مقیاس بزرگ‌تر دیده می‌شود. در داده‌های علنیِ همین چند هفته، آنچه پررنگ‌تر است «حفاظت از نیروها» و «نمایش آمادگی» است که با سناریوی فشار برای امتیازگیری هم سازگار است.

۳) پیام سیاسی ترامپ: هم‌زمان «آمادگی برای اقدام سخت» و «باز گذاشتن درِ مذاکره»
در گزارش رویترز، در کنار اعزام‌ها، به این هم اشاره می‌شود که ترامپ سیگنال آمادگی برای مذاکره داده و در عین حال هشدار داده که ایران باید به مذاکرات هسته‌ای بازگردد وگرنه اقدام سخت‌تری در راه است. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که تحلیل را سخت می‌کند: «توان» بالا می‌رود تا «تهدید» باورپذیر شود؛ اما تصمیم نهایی، ممکن است اساساً برای گرفتن امتیاز باشد نه ورود به جنگ.

سه سناریوی پیش رو برای ترامپ

سناریو ۱: «فشار برای امتیازگیری» و بازگرداندن ایران به میز مذاکره

در این سناریو، آرایش جدید بیش از آنکه مقدمه جنگ باشد، ابزارِ «دیپلماسی قهری» است: ترامپ با نمایش قدرت (ناو، ناوشکن‌ها، جابه‌جایی جنگنده‌ها) می‌خواهد هزینه تعلل ایران را بالا ببرد و هم‌زمان به تهران و میانجی‌ها پیام دهد که «پنجره مذاکره باز است، اما زمان محدود». گزارش رویترز نیز به همین دوگانه اشاره دارد: اعزام دارایی‌ها در کنار سیگنال «آمادگی برای گفت‌وگو».

منطق عملیاتی سناریو ۱ این است که با افزایش قابلیت دفاعی (پدافند/ناوشکن‌ها/هماهنگی منطقه‌ای)، ایران از گزینه تلافی مستقیم علیه پایگاه‌ها یا متحدان بازداشته شود؛ در نتیجه ترامپ می‌تواند با ریسک کمتر، فشار سیاسی/اقتصادی را تشدید کند یا شروطی برای مذاکرات بگذارد.

شاخص‌های تقویت این سناریو شامل افزایش رفت‌وآمد دیپلماتیک، پیام‌های میانجی‌گرانه، و تداوم اعزام‌ها بدون عبور از خطوط قرمز عملیاتی (مثل خروج گسترده نیروها یا انتقال بمب‌افکن‌های استراتژیک به صورت آشکار) است. گزارش AP هم از نگرانی متحدان عرب و تلاش برای جلوگیری از جنگ سخن می‌گوید که با سناریوی «فشار برای توافق» هم‌خوان است چون این کشورها معمولاً از جنگ گسترده هراس دارند اما ممکن است از «کنترل تنش» برای گرفتن امتیاز از هر دو طرف حمایت کنند.

سناریو ۲: «حمله محدود و پله‌ای» علیه ایران (از ضربه تنبیهی تا تضعیف توانمندی‌های مشخص)

در این سناریو، ترامپ به این جمع‌بندی می‌رسد که فشار صرفاً سیاسی کافی نیست یا ایران از نگاه واشنگتن از یک «خط قرمز» عبور کرده است (مثلاً در حوزه هسته‌ای یا در تهدید مستقیم نیروهای آمریکا). آنگاه آرایش جدید می‌تواند به سکوی اجرای یک حمله محدود تبدیل شود: ترکیب ناو هواپیمابر، ناوشکن‌ها، جنگنده‌های اضافه‌شده، و پدافندهای تقویت‌شده، این امکان را می‌دهد که یک عملیات چندروزه با هدف‌های محدود اجرا شود؛ نه لزوماً جنگ تمام‌عیار.

اما همین سناریو با موانع عملیاتی و سیاسی مهم روبه‌روست. نمونه روشن، موضع امارات است که اعلام کرده اجازه استفاده از حریم هوایی‌اش برای اقدام خصمانه علیه ایران را نمی‌دهد. این محدودیت می‌تواند مسیرهای پروازی، سوخت‌رسانی، و گزینه‌های استقرار را پیچیده‌تر کند. افزون بر این، خروج محدود پرسنل از Al Udeid و اقدامات احتیاطی قطر نشان می‌دهد میزبان‌ها نگران تبدیل شدن پایگاه‌ها به اهداف تلافی هستند یعنی حتی در صورت حمله محدود، «هزینه دفاع از نیروها» بالاست.

خطر اصلی سناریو ۲ «لغزش به سمت چرخه تلافی» است. اگر ایران حمله را آغاز «جنگ تمام‌عیار» تلقی کند (چنان‌که مقامات ایرانی در گزارش رویترز به لحن‌های تند اشاره کرده‌اند)، تلافی می‌تواند شامل حمله موشکی/پهپادی به پایگاه‌ها، فشار بر کشتیرانی، یا فعال شدن شبکه‌های نیابتی باشد. بنابراین حتی یک حمله محدود، به‌سرعت می‌تواند هزینه‌های چند ده میلیارد دلاری دارایی‌ها را در معرض ریسک قرار دهد و این همان نقطه‌ای است که تصمیم ترامپ را از «نمایش قدرت» به «قمار راهبردی» تبدیل می‌کند.

سناریو ۳: «هدف اصلی ایران نیست»؛ تمرکز بر بازدارندگی منطقه‌ای و پرونده‌های دیگر (کشتیرانی، اسرائیل، عراق/افغانستان)

در این سناریو، افزایش نیروها بیشتر به‌عنوان «چتر امنیتی منطقه‌ای» دیده می‌شود: حفاظت از مسیرهای دریایی، اطمینان دادن به متحدان، و بالا بردن آمادگی در چند جبهه هم‌زمان. حضور بیشتر ناوشکن‌ها در نزدیکی دریای سرخ و حتی بازدید بندری از ایلات، می‌تواند در چارچوب همکاری‌های دفاعی و حفاظت از مسیرهای کشتیرانی هم تفسیر شود حتی اگر تنش با ایران محرک اصلی باشد.

همچنین، ایجاد سلول هماهنگی دفاع هوایی/موشکی با شرکای منطقه‌ای، الزاماً فقط برای «حمله به ایران» نیست؛ این زیرساخت برای مقابله با تهدیدهای پهپادی/موشکی در هر بحران منطقه‌ای کاربرد دارد. وقتی CAOC با مشارکت چندین کشور کار می‌کند، «تهدید» می‌تواند چندمنشأ باشد؛ و آمریکا با این ابزار، سهم بار دفاعی را میان شرکا توزیع‌پذیرتر می‌کند.

اگر ترامپ تصمیم بگیرد ناگهان اولویت را به پرونده‌ای مثل بازدارندگی در عراق یا فشار امنیتی در مسیرهای دیگر بدهد، چنین آرایشی به‌ویژه ناو و ناوشکن‌ها قابلیت «تغییر محور سریع» دارد. اما داده‌های علنی فعلی بیشتر نشان می‌دهد که «ایران» همچنان محور پیام‌رسانی سیاسی است (از جمله تاکید روی بازگشت به مذاکرات هسته‌ای).

اگر هدف ایران باشد، چه چیزهایی می‌تواند مانع این تصمیم بشود؟

۱) مانع اول: آسیب‌پذیری پایگاه‌ها و ترس میزبان‌ها از تلافی
خروج محدود نیرو از Al Udeid و بیانیه قطر درباره اقدامات احتیاطی، یادآور این واقعیت است که پایگاه‌های منطقه در تیررس موشک‌ها هستند و میزبان‌ها هم مایل نیستند هزینه جنگ را بپردازند. این موضوع می‌تواند «آستانه تصمیم برای حمله» را بالا ببرد، چون اگر حمله منجر به تلافی گسترده شود، آمریکا باید از روز اول برنامه دفاع پایگاه‌ها را با شدت بالا اجرا کند که هزینه و ریسک سیاسی را زیاد می‌کند.

۲) مانع دوم: محدودیت‌های عملیاتی ناشی از مواضع کشورها
موضع امارات درباره عدم اجازه استفاده از حریم هوایی برای اقدام خصمانه علیه ایران، یک نمونه روشن از محدودیت‌های میزبانی است. اگر در کنار این، سایر کشورها هم شروط مشابهی بگذارند (یا همکاری را محدود کنند)، آمریکا مجبور می‌شود بیشتر روی دارایی‌های دریایی و مسیرهای طولانی‌تر تکیه کند که هم پرهزینه‌تر است و هم پیچیدگی‌های عملیاتی دارد.

۳) مانع سوم: میانجی‌گری و مدیریت بحران توسط بازیگران منطقه‌ای
طبق گزارش رویترز، ترامپ در کنار اعزام‌ها، سیگنال‌هایی از «باز بودن درِ مذاکره» داده و برخی بازیگران (از جمله در منطقه) تلاش می‌کنند مسیر گفت‌وگو باز بماند. همچنین گزارش AP از نگرانی متحدان عرب و تلاش برای جلوگیری از کشیده شدن منطقه به جنگ حکایت دارد. اگر این کانال‌ها فعال شوند (پیام‌رسانی، کاهش تنش، توافق‌های موقت)، سناریوی حمله سخت‌تر می‌شود مگر آنکه یک حادثه بزرگ رخ دهد.

۴) مانع چهارم: رفتار و محاسبه ایران (بازدارندگی متقابل)
گزارش رویترز از هشدارهای ایران درباره هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در صورت حمله می‌گوید. در چنین فضایی، حتی اگر ترامپ دنبال حمله محدود باشد، باید فرض کند که ایران می‌تواند پاسخ را در قالب‌های مختلف (نظامی مستقیم، نیابتی، دریایی) سازمان دهد. این همان نقطه‌ای است که «هزینه‌های روزانه چند میلیون دلاری» ناگهان به «هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی و چندمیلیارد دلاری» تبدیل می‌شود.

شاخص‌های عینی برای تشخیص مسیر ترامپ در روزهای آینده

  1. گسترش خروج نیروها از چند پایگاه و چند کشور (نه فقط تغییر وضعیت محدود).

  2. انباشت آشکار مهمات هدایت‌شونده و پروازهای سنگین لجستیکی به سمت پایگاه‌های منطقه.

  3. افزایش محسوس هواگردهای پشتیبانی (سوخت‌رسان‌ها، آواکس‌ها، جنگ الکترونیک) در منابع علنی.

  4. هم‌آهنگی سیاسی آشکار با میزبان‌ها یا بالعکس، اعلام محدودیت‌های بیشتر (مثل موضع امارات).

  5. بالا رفتن شدت پیام‌های «بازگشت فوری به مذاکرات» یا تعیین ضرب‌الاجل در کنار استمرار اعزام‌ها.

این شاخص‌ها کمک می‌کند تشخیص دهیم آیا مسیر به سمت سناریوی ۱ (فشار برای امتیازگیری)، سناریوی ۲ (حمله محدود)، یا سناریوی ۳ (بازدارندگی منطقه‌ای/پرونده‌های دیگر) حرکت می‌کند.

جمع‌بندی

آرایش جدید آمریکا در خاورمیانه، ناو هواپیمابر، افزایش تعداد ناوشکن‌ها، جابه‌جایی جنگنده‌ها و سامانه‌های پدافندی، و ایجاد سلول هماهنگی دفاع هوایی/موشکی—از نظر قابلیت، «گزینه حمله» را تقویت می‌کند؛ اما از نظر الگوی رفتاری و نشانه‌های علنی، به همان اندازه می‌تواند برای «بازدارندگی، حفاظت از نیروها و امتیازگیری» طراحی شده باشد.

در محور ترامپ، مهم‌ترین نکته این است که او تلاش می‌کند هم‌زمان «تهدید معتبر» و «راه مذاکره» را روی میز نگه دارد. در چنین وضعی، تصمیم نهایی معمولاً به ترکیبی از رخدادهای میدانی، واکنش ایران، ظرفیت میانجی‌گری منطقه‌ای، و هزینه سیاسی-نظامی تلافی بستگی دارد؛ و نشانه‌هایی مثل تغییر وضعیت پایگاه Al Udeid و خط قرمز امارات یادآور می‌شود که حتی برای آمریکا هم اجرای گزینه نظامی در منطقه، ساده و کم‌هزینه نیست.

فهرست منابع (منتخب)

  • گزارش‌های رویترز درباره ورود ناو هواپیمابر، افزایش ناوشکن‌ها، و پیام‌های ترامپ/محدودیت امارات/تغییر وضعیت پایگاه‌ها.

  • اطلاع‌رسانی رسمی درباره ایجاد MEAD-CDOC (USCENTCOM Public Affairs / DVIDS / AF.mil).

  • نرخ‌های رسمی هزینه ساعتی هواگردها (DoD FY2024 Reimbursable Rates).

  • گزارش CRS درباره هزینه ساخت ناوشکن‌های DDG-51 (RL32109).

  • منابع هزینه‌های پاتریوت/موشک رهگیر (رویترز، با استناد به برآوردها).

  • برآورد عمومی هزینه عملیاتی ناوگروه ضربتی (USNI Proceedings).

  • گزارش آسوشیتدپرس (AP) درباره نگرانی متحدان عرب و تلاش برای جلوگیری از جنگ.

اخبارمشابه

حمایت قاطعانه پرزیدنت ترامپ از معترضان ایرانی
دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران

حمایت قاطعانه پرزیدنت ترامپ از معترضان ایرانی

دی ۲۸, ۱۴۰۴
ترامپ و بحران کلمبیا: تهدیدهای نظامی، جدال ایدئولوژیک و دفاع از حاکمیت
دیدگاه در قبال رهبران و کشورها

ترامپ و بحران کلمبیا: تهدیدهای نظامی، جدال ایدئولوژیک و دفاع از حاکمیت

دی ۱۷, ۱۴۰۴
ترامپ و اروپا: شکاف‌های عمیق در روابط و آینده‌ای نامعلوم
اخبار

ترامپ و اروپا: شکاف‌های عمیق در روابط و آینده‌ای نامعلوم

دی ۱۶, ۱۴۰۴
گرینلند؛ جزیره‌ای یخ‌زده در قلب رقابت قدرت‌ها
جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ

گرینلند؛ جزیره‌ای یخ‌زده در قلب رقابت قدرت‌ها

دی ۱۶, ۱۴۰۴
پست‌ بعدی
ترامپ چگونه با یک جمله، میلیاردها دلار را در یک ثانیه جابه‌جا می‌کند؟

ترامپ چگونه با یک جمله، میلیاردها دلار را در یک ثانیه جابه‌جا می‌کند؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار امروز

پرزیدنت ترامپ و بازتعریف ترس در نظم جهانی

لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

پرزیدنت ترامپ؛ معامله‌گری که سیاست خارجی را اقتصادی کرد

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

پرونده ویژه

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

بهمن ۱۹, ۱۴۰۴
ردپای کلینتون‌ها در اسناد جفری اپستین

ردپای کلینتون‌ها در اسناد جفری اپستین

بهمن ۱۹, ۱۴۰۴
لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

بهمن ۲۰, ۱۴۰۴
«پرونده اپستین» بعد از انتشار میلیون‌ها سند: چه منتشر شد و چه پنهان ماند؟

«پرونده اپستین» بعد از انتشار میلیون‌ها سند: چه منتشر شد و چه پنهان ماند؟

بهمن ۱۳, ۱۴۰۴
پرونده‌های دفن‌شده در سایه اپستین؛ وقتی یک رسوایی جهان را کور کرد

پرونده‌های دفن‌شده در سایه اپستین؛ وقتی یک رسوایی جهان را کور کرد

دی ۶, ۱۴۰۴

پرتال دونالد ترامپ چهل و هفتمین رئیس‌ جمهوری ایالات متحده آمریکا برای اطلاع‌ رسانی به مخاطبان فارسی‌ زبان در سراسر جهان

برچسب‌ها
bbc Delta Force iran آزمایش هسته ای آفریقای جنوبی آمریکا اتحاد کواد ارز دیجیتال استیو ویتکاف اسرائیل الیزابت کریست ترامپ اوکراین ایران برزیل بریکس بمب هسته ای بی بی سی تعرفه جفری اپستین جیانی اینفانتینو خاورمیانه دلتافورس دونالد ترامپ روسیه زهران ممدانی عربستان فردریک ترامپ فیفا محمد بن سلمان مکزیک میریام ادلسون ناتو نارندرا مودی نتانیاهو نیویورک هند هندوراس پرونده های جنسی ترامپ چین کره شمالی کریسمس کلمبیا کوبا کیم جونگ‌اون گرینلند

© 2025 All Rights Reserved.

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات

© 2025 کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق پرتال دونالد ترامپ می باشد.