دونالد ترامپ به فارسی
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
دونالد ترامپ به فارسی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی مواضع دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران

حمایت قاطعانه پرزیدنت ترامپ از معترضان ایرانی

از تحریم‌های هدفمند و پیام‌های علنی و پیوسته تا فشار دیپلماتیک و بازدارندگی نظامی، پرزیدنت دونالد ترامپ در سیاست خود نسبت به ایران، همواره تلاش کرده حمایت قاطعانه‌اش از معترضان ایرانی را برجسته کند و خود را رهبر ایستاده در برابر سرکوب و حامی صدای مردم ایران نشان دهد.

دی ۲۸, ۱۴۰۴
در دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران, مواضع
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
A A

موارد بیشتر

لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

ردپای کلینتون‌ها در اسناد جفری اپستین

آنچه می‌خوانید...
  1. مقدمه
  2. پیشینهٔ اعتراض‌های ایران و نقش پرزیدنت ترامپ
  3. واکنش حکومت ایران: جنایت، شورش و دخالت خارجی
  4. حمایت های پرزیدنت ترامپ از معترضان
  5. بررسی مفهوم «حمایت» در پیام‌های پرزیدنت ترامپ
  6. نتیجه‌گیری: پیچیدگی روایت‌ها

مقدمه

در سال‌های اخیر، موجی از نارضایتی‌های مردمی در کشورهای مختلف جهان شکل گرفته که ریشه آن را باید در ناکارآمدی سیاست‌های اقتصادی، فساد ساختاری و فاصله گرفتن دولت‌ها از مطالبات واقعی مردم جست‌وجو کرد. ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و اعتراض‌هایی را تجربه کرده که بیش از هر چیز، بازتاب فشارهای معیشتی و محدودیت‌های سیاسی بر زندگی روزمره شهروندان است.

در این میان، دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده، رویکردی شفاف و بی‌پرده در قبال این اعتراض‌ها اتخاذ کرد. او برخلاف بسیاری از سیاستمداران محافظه‌کار غربی که ترجیح می‌دهند پشت زبان دیپلماتیک پنهان شوند، آشکارا در کنار مردم ایران ایستاد و از حق آن‌ها برای شنیده شدن صدا و مطالبه آزادی و رفاه دفاع کرد. از نگاه ترامپ، این موضع‌گیری نه «دخالت»، بلکه دفاعی اخلاقی از مردمی بود که سال‌ها زیر بار سیاست‌های شکست‌خورده و ماجراجویی‌های پرهزینه حاکمانشان قرار گرفته‌اند.

واکنش حکومت ایران به این حمایت‌ها، قابل پیش‌بینی بود: اتهام «دخالت خارجی» و تلاش برای مصادره اعتراض‌های مردمی به دشمن بیرونی. اما برای بسیاری از معترضان و ناظران مستقل، مواضع ترامپ نوعی پشت‌گرمی سیاسی و معنوی تلقی شد؛ نشانه‌ای از اینکه صدای آن‌ها در سطح بین‌المللی شنیده می‌شود و جهان چشم خود را بر واقعیت‌های داخل ایران نبسته است.

این گزارش با نگاهی همسو با رویکرد ترامپی، نشان می‌دهد که حمایت ترامپ از معترضان ایرانی نه از سر ماجراجویی، بلکه در چارچوب سیاست «فشار حداکثری» برای وادار کردن یک نظام بسته به پاسخ‌گویی در برابر مردمش معنا پیدا می‌کند؛ سیاستی که هواداران ترامپ آن را تلاشی صریح برای ایستادن در کنار ملت‌ها، نه حکومت‌های سرکوبگر، می‌دانند.

پیشینهٔ اعتراض‌های ایران و نقش پرزیدنت ترامپ

اعتراض‌های ۲۰۱۷–۲۰۱۸ و واکنش پرزیدنت ترامپ

اولین موج جدی اعتراض‌ها در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ در دی‌ماه ۱۳۹۶ (دسامبر ۲۰۱۷) شکل گرفت. اعتراض‌ها با مطالبات اقتصادی آغاز شد، اما خیلی زود به نقد مستقیم ساختار سیاسی رسید. ترامپ در همان مقطع موضعی شفاف گرفت و با پیام‌هایی مستقیم خطاب به مردم ایران سخن گفت. او اعلام کرد گزارش‌های گسترده‌ای از اعتراض‌های مسالمت‌آمیز دریافت کرده و تأکید کرد دولت ایران باید حقوق شهروندانش را به رسمیت بشناسد. جمله کلیدی او، «جهان در حال تماشاست»، به‌سرعت به یک پیام نمادین بدل شد. این جمله نشان داد دوره سکوت و مصلحت‌اندیشی دیپلماتیک پایان یافته است. برای نخستین‌بار، صدای معترضان ایرانی در بالاترین سطح سیاسی آمریکا شنیده شد و به موضوعی بین‌المللی تبدیل گشت.

ترامپ در ادامه، با صراحت از این گفت که رژیم‌های سرکوبگر نمی‌توانند برای همیشه دوام بیاورند و مردم ایران در نهایت «انتخابی خواهند داشت». این موضع‌گیری‌ها در فضای مجازی فارسی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد و حتی برخی رسانه‌ها از آن به‌عنوان پرمخاطب‌ترین توییت‌های فارسی یاد کردند.  این پیام‌ها صرفاً حرف نبود؛ بلکه مکمل سیاست فشار حداکثری دولت او بود. خروج از برجام و تشدید تحریم‌ها، در این چارچوب نه اقدامی علیه مردم، بلکه ابزاری برای تحت فشار قرار دادن ساختاری تلقی می‌شد که به‌جای پاسخ‌گویی، سرکوب را انتخاب کرده است. در نگاه هواداران ترامپ، او در این مقطع تلاش کرد هم‌زمان دو پیام روشن بدهد: ایستادن در کنار مردم ایران و پایان دادن به حاشیه امن یک نظام غیرپاسخ‌گو.

اعتراض‌های ۱۳۹۸ (نوامبر ۲۰۱۹)

در آبان ۱۳۹۸، تصمیم ناگهانی دولت ایران برای افزایش قیمت بنزین، جرقه موجی از اعتراض‌های گسترده را زد؛ اعتراض‌هایی که به‌سرعت به یکی از پرهزینه‌ترین ناآرامی‌های سال‌های اخیر تبدیل شد. گزارش‌های متعدد حقوق بشری از کشته‌شدن صدها نفر و بازداشت هزاران معترض حکایت داشت؛ رخدادهایی که بار دیگر شکاف عمیق میان حاکمیت و جامعه را عیان کرد. این‌بار نیز نگاه‌ها به واکنش واشنگتن دوخته شد؛ جایی که دونالد ترامپ بدون ابهام، سرکوب خشونت‌بار اعتراض‌های مردمی را محکوم کرد و از حکومت ایران خواست به‌جای گلوله و بازداشت، صدای مردمش را بشنود.

این موضع‌گیری ادامه همان خط روشن بود: ایستادن در کنار مردم، نه مماشات با ساختاری که اعتراض مدنی را با خشونت پاسخ می‌دهد. هرچند منتقدان، تحریم‌های تشدیدشده در دوره ترامپ را عامل فشار بیشتر بر اقتصاد و معیشت مردم می‌دانستند، اما هواداران او استدلال می‌کردند که ریشه بحران در سوءمدیریت و اولویت‌های سیاسی حاکمیت است، نه در فشار خارجی. ترامپ صراحتاً حاکمیتی را که با ابزارهای خشونت‌بار به استقبال مطالبات مردمی می‌رود، هدف حمله قرار داد و تأکید کرد که در این تقابل، در کنار مردم ایران خواهد ایستاد. در این نگاه، فشار اقتصادی ابزاری برای وادار کردن یک نظام غیرپاسخ‌گو به تغییر رفتار بود؛ نه سیاستی علیه مردمی که خود قربانی همان ساختارند.

اوج‌گیری اعتراض‌ها در سال ۱۴۰۱ و بعد از آن

پس از کشته شدن مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱، موجی از اعتراض‌های سراسری با شعار «زن، زندگی، آزادی» شکل گرفت؛ اعتراض‌هایی که از نظر گستره و شدت، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین خیزش‌های ضدحکومتی پس از انقلاب ۱۳۵۷ شناخته می‌شوند. در این مقطع، دولت جو بایدن به حمایت‌های لفظی بسنده کرد و با اعمال چند تحریم محدود علیه برخی نیروهای امنیتی، تلاش کرد موضعی نمادین نشان دهد؛ رویکردی که از نگاه بسیاری از ناظران و معترضان، فاقد قاطعیت و اثرگذاری واقعی بود و نتوانست تغییری ملموس در معادله قدرت ایجاد کند.

در مقابل، دونالد ترامپ با نزدیک شدن به فضای انتخاباتی ۲۰۲۴، بار دیگر به صحنه بازگشت و صریح‌تر از گذشته خود را حامی معترضان ایرانی معرفی کرد. او با استفاده از شعار «Make Iran Great Again» در شبکه‌های اجتماعی و تجمعات انتخاباتی، تلاش کرد پیام روشنی بدهد: مشکل ایران، مردمش نیستند، بلکه ساختاری است که فرصت زندگی، آزادی و پیشرفت را از آن‌ها گرفته است.

موج جدید اعتراض‌ها در زمستان ۱۴۰۴

در پایان سال ۲۰۲۵ (دی‌ماه ۱۴۰۴)، سقوط شدید ارزش ریال و جهش بی‌سابقه تورم، بار دیگر جامعه ایران را وارد فاز تازه‌ای از ناآرامی‌ها کرد. گزارش‌ها از ده‌ها شهر حکایت داشت که صحنه تظاهرات و اعتصاب شده‌اند؛ اعتراض‌هایی که این‌بار مستقیماً معیشت، بیکاری و فروپاشی قدرت خرید را هدف گرفته بود. برخورد نیروهای امنیتی در برخی مناطق، از جمله استفاده از گلوله واقعی، بار دیگر نشان داد که شکاف میان حاکمیت و جامعه به مرحله‌ای خطرناک رسیده و اعتراض اقتصادی به سرعت به بحران سیاسی بدل شده است.

در این شرایط، دونالد ترامپ با موضع‌گیری صریح در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال، پیام روشنی ارسال کرد. او هشدار داد که اگر حکومت ایران طبق الگوی همیشگی خود به سرکوب خونین معترضان مسالمت‌جو متوسل شود، ایالات متحده در کنار مردم خواهد ایستاد و تأکید کرد که آمریکا «آماده و مسلح» است؛ عبارتی که در ادبیات نظامی به معنای آمادگی کامل برای واکنش تلقی می‌شود. این سخنان، اگرچه خشم رسمی تهران را برانگیخت، اما برای بخشی از معترضان نشانه‌ای از جدیت و تفاوت رویکرد ترامپ با سیاست‌های محتاطانه گذشته بود. این پیام نه تهدیدی بی‌هدف، بلکه خط قرمزی آشکار بود: سرکوب خونین مردم، هزینه خواهد داشت و جهان قرار نیست بار دیگر صرفاً نظاره‌گر بماند.

واکنش حکومت ایران: جنایت، شورش و دخالت خارجی

روایت رسمی از «آشوب» و «مزدوران دشمن»

رهبران جمهوری اسلامی، اعتراض‌های اخیر را «اغتشاش» و معترضان را «مزدوران دشمن» نامیده‌اند. در سخنرانی روز سوم ژانویه ۲۰۲۶، علی خامنه‌ای، رهبر ایران، گفت عده‌ای «افراد آشوبگر و مزدور دشمن» خود را پشت سر بازاریان قرار داده‌اند و شعارهای ضداسلام و ضدایران سر داده‌اند . او تأکید کرد که اعتراض حق مردم است ولی «آشوبگر» را باید سر جای خود نشاند . خامنه‌ای همچنین گفت نوسانات نرخ ارز و مشکلات اقتصادی کار «دشمن» است و برخی عوامل خارجی از اعتراضات سوء‌استفاده می‌کنند .

این گفتمان، که سابقه‌ای طولانی دارد، همواره تلاش کرده است اعتراض‌ها را نتیجهٔ توطئه‌های خارجی معرفی کند؛ از دولت آمریکا و اسرائیل گرفته تا سازمان‌های مخالف در خارج از کشور. در رسانه‌های رسمی، حمایت ترامپ به‌عنوان دلیلی بر «ساختگی بودن» اعتراض‌ها عرضه می‌شود: اگر ترامپ – که به‌گفتهٔ آنان دشمن مردم ایران است – از این اعتراض‌ها حمایت می‌کند، پس اعتراض‌ها مشروعیت ندارند.

واکنش مقامات به پیام «قفل و مسلح»

پس از پیام ترامپ که گفت آمریکا «قفل و مسلح» است ، مقامات ارشد ایران به‌شدت واکنش نشان دادند. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در پاسخ گفت آمریکا با این اقدام «ماجراجویی» خود را آغاز کرده و این مداخله امنیت منطقه را به خطر می‌اندازد . علی شمخانی، مشاور رهبر، هشدار داد که ایرانی‌ها سابقهٔ «نجات آمریکایی‌ها» را از عراق و افغانستان تا غزه دیده‌اند و «هر دستی که برای دخالت دراز شود قطع خواهد شد» . وزارت خارجه نیز تهدید کرد که هرگونه اقدام نظامی، ناقض منشور سازمان ملل است و با واکنش قاطع ایران مواجه خواهد شد .

مجلس شورای اسلامی و سپاه پاسداران هم تهدید کردند در صورت اقدام نظامی، پایگاه‌ها و نیروهای آمریکا در منطقه هدف قرار خواهند گرفت . این واکنش‌ها نشان می‌دهد نظام ایران حمایت یا تهدید خارجی را «جنایت» تلقی می‌کند و در گفتمان رسمی، نه تنها حامیان داخلی بلکه کسانی که با کشورهای خارجی ارتباط برقرار کنند، «عامل دشمن» محسوب می‌شوند.

حمایت های پرزیدنت ترامپ از معترضان

ترامپ در مواجهه با اعتراض‌های مردمی در ایران، برخلاف سیاستمدارانی که پشت دیپلماسی مبهم پنهان می‌شوند، یک خط روشن داشت: ایستادن کنار مردم و هزینه‌دار کردن سرکوب. او بارها اعتراض‌های ایرانیان را «مسالمت‌آمیز» توصیف کرد، حکومت ایران را بابت خشونت و بازداشت‌های گسترده زیر ضرب برد، و با ادبیاتی صریح پیام داد که جهان نظاره‌گر است و سرکوب نمی‌تواند بی‌پاسخ بماند.

بخشی از حمایت های پرزیدنت ترامپ 

تحریم های هدفمند

یکی از ارکان کلیدی حمایت ترامپ از معترضان ایرانی، تحریم‌های هدفمند بود؛ تحریم‌هایی که آگاهانه به‌جای مردم، مستقیماً رهبران و هسته‌های تصمیم‌گیر حاکمیت را نشانه گرفت. از منظر دونالد ترامپ، فشار اقتصادی زمانی مشروع و مؤثر است که رفتار سرکوبگرانه را برای عاملان آن پرهزینه کند، نه اینکه مردم عادی را مجازات نماید. به همین دلیل، تمرکز این تحریم‌ها بر مقامات ارشد، نهادهای امنیتی، شبکه‌های مالی وابسته و منابع تأمین سرکوب بود؛ با این پیام روشن که ادامه خشونت و بی‌پاسخ‌گویی، انزوا و هزینه‌های شخصی بیشتری به‌دنبال خواهد داشت. در نگاه ترامپی، این رویکرد تلاشی بود برای تغییر محاسبات رهبران: یا مسیر رفتار را اصلاح کنند، یا با فشاری روبه‌رو شوند که امکان تداوم سرکوب «بدون هزینه» را از آن‌ها می‌گیرد.

  • تحریم مقامات ارشد سیاسی و امنیتی: قرار دادن افراد کلیدی در فهرست تحریم‌ها به‌دلیل نقش مستقیم در صدور دستور سرکوب، بازداشت‌ها و نقض حقوق بشر.

  • تحریم نهادهای امنیتی و انتظامی: هدف گرفتن ساختارهایی که ابزار اجرایی خشونت هستند، برای افزایش هزینه ادامه سرکوب.

  • تحریم شبکه‌های مالی وابسته به حاکمیت: مسدودسازی حساب‌ها، شرکت‌های پوششی و کانال‌هایی که منابع مالی سرکوب را تأمین می‌کنند.

  • تحریم فرماندهان و تصمیم‌سازان نظامی: محدود کردن سفر، دارایی‌ها و دسترسی بین‌المللی کسانی که در مدیریت بحران‌ها نقش دارند.

  • تحریم افراد و نهادهای دخیل در سانسور و قطع اینترنت: نشانه‌گرفتن ابزارهای کنترل اطلاعات که برای خاموش‌کردن صدای معترضان به‌کار می‌رود.

  • تحریم‌های حقوق‌بشری مبتنی بر رفتار: تحریم‌هایی که با تداوم نقض حقوق بشر تشدید می‌شوند و با تغییر رفتار قابلیت تعلیق دارند.

اخراج وابستگان سیاسی حاکمیت ایران از امریکا

در راستای «هزینه‌دار کردن سرکوب»، موضوع اخراج وابستگان سیاسی و شبکه‌های نزدیک به حاکمیت ایران از آمریکا نیز به‌عنوان یک ابزار فشار مطرح شد. از منظر دونالد ترامپ، تناقض آشکاری وجود داشت: کسانی که در داخل ایران از سرکوب، فساد و محدودسازی آزادی‌ها حمایت می‌کنند، نباید هم‌زمان از مزایای زندگی، تحصیل، سرمایه‌گذاری یا اقامت در آمریکا بهره‌مند شوند. این سیاست با هدف قطع «حاشیه امن خارجی» برای وابستگان قدرت طراحی شد؛ پیامی روشن که آمریکا پناهگاه شبکه‌هایی نیست که در داخل، علیه مردم خود عمل می‌کنند. در نگاه ترامپی، چنین اقداماتی نه علیه مردم ایران، بلکه علیه دورویی نخبگانی است که یک‌سو در ساختار سرکوب نقش دارند و سوی دیگر، از آزادی‌ها و امنیت غرب استفاده می‌کنند؛ فشاری هدفمند برای تغییر محاسبه همان حلقه‌های نزدیک به تصمیم‌گیری.

توییت ها و اظهار نظرهای پیوسته در رابطه تحولات ایران

یکی از مؤثرترین ابزارهای ترامپ در حمایت از معترضان ایرانی، پیام‌رسانی پیوسته و زمان‌مند بود. او به‌محض آغاز اعتراض‌ها واکنش نشان می‌داد و اجازه نمی‌داد روایت رسمی تهران دست بالا را بگیرد. دونالد ترامپ در دی‌ماه ۱۳۹۶ با توییت‌هایی مانند «جهان در حال تماشاست» و تأکید بر «اعتراض‌های مسالمت‌آمیز مردم ایران»، افکار عمومی جهان را مستقیماً خطاب کرد. در آبان ۱۳۹۸ نیز سرکوب را محکوم کرد و با هشدار درباره کشتار معترضان، خط قرمز روشنی کشید. پس از ۱۴۰۱ و در آستانه انتخابات ۲۰۲۴، او همین مسیر را در سخنرانی‌ها و پیام‌های تروث‌سوشال ادامه داد؛ از جمله با شعار «Make Iran Great Again» و برجسته‌سازی تمایز مردم از حاکمیت. در منطق ترامپی، این تداوم اهمیت دارد. او فشار رسانه‌ای پایدار می‌سازد، به معترضان پشت‌گرمی می‌دهد و به حاکمیت یادآوری می‌کند که سرکوب پنهان نمی‌ماند و هزینه دارد.

  • در «Trump Archive» (آرشیو اینترنتی اظهارات/محتوا)، جست‌وجوی عبارت “Iran Deal” «تقریباً ۲۰۰ نتیجه» می‌دهد؛ یک شاخص کمی از تکرار موضوع ایران.

  • توییت ها

در ادامه، چند مورد از معروف‌ترین توییت‌های ترامپ درباره اعتراض‌ها و تحولات داخلی ایران را می توان مشاهده کرد:

  • ۳۰ دسامبر ۲۰۱۷ — درباره اعتراض‌های دی ۱۳۹۶: «گزارش‌های زیادی از اعتراض‌های مسالمت‌آمیز… دولت ایران باید حقوق مردمش را محترم بشمارد… جهان در حال تماشاست!» 

  • ۲ ژانویه ۲۰۱۸ — حمایت صریح از معترضان و حمله به «حکومت فاسد/بی‌رحم»: ترامپ معترضان را تحسین کرد و حکومت را «brutal and corrupt» خواند. 

  • ۲۱ نوامبر ۲۰۱۹ — اعتراض‌های آبان ۱۳۹۸ و قطع اینترنت: ترامپ گفت حکومت با قطع اینترنت می‌خواهد «مرگ و تراژدی» را پنهان کند. 

  • ۱۲ ژانویه ۲۰۲۰ — هشدار مستقیم: «DO NOT KILL YOUR PROTESTERS… The World is watching…» (به حکومت ایران خطاب کرد). 

و یک مورد «خیلی پربازتاب» که در رسانه‌ها زیاد نقل شد:

  • ۲ ژانویه ۲۰۲۶ — هشدار درباره کشتار معترضان و عبارت «locked and loaded» (آماده و مسلح): گفت اگر معترضان کشته شوند آمریکا واکنش نشان می‌دهد. 

یکی از جنجالی‌ترین نمونه‌های حمایت دونالد ترامپ به ادعای لغو اعدام صدها زندانی پس از هشدارهای علنی او برمی‌گردد. ترامپ با پیام‌هایی صریح اعلام کرد که پس از توییت‌ها و موضع‌گیری‌های سختش علیه سرکوب معترضان، حکومت ایران اجرای اعدام‌های گسترده را متوقف کرده است. او حتی از «لغو بیش از ۸۰۰ اعدام برنامه‌ریزی‌شده» سخن گفت. مقام‌های رسمی ایران این ادعا را رد کردند، اما اصل ماجرا چیز دیگری بود. ترامپ فشار علنی را به ابزار بازدارندگی تبدیل کرد و هزینه بین‌المللی سرکوب را بالا برد. به‌زعم او، همین فشار حاکمیت را به عقب‌نشینی موقت واداشت. هواداران ترامپ این رویداد را نمونه روشن سیاست «خط قرمز علنی» می‌دانند. در این منطق، هشدار مستقیم و رسانه‌ای می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد یا دست‌کم محاسبه سرکوب را تغییر دهد؛ حتی اگر حکومت برای حفظ روایت داخلی، ناچار به انکار شود.

استارلینک ابزاری در راستای آزادی ملت ایران

یکی دیگر از نمادین‌ترین و در عین حال عملی‌ترین اشکال حمایت از معترضان ایرانی، دسترسی به اینترنت آزاد از طریق استارلینک بود؛ موضوعی که در گفتمان ترامپ به‌عنوان «شکستن دیوار سانسور» برجسته شد. از منظر دونالد ترامپ، قطع اینترنت یکی از ابزارهای اصلی سرکوب است و وقتی حاکمیت صدای مردم را خاموش می‌کند، باید راهی برای بازگرداندن ارتباط آن‌ها با جهان باز شود. حمایت از فعال‌سازی و تسهیل دسترسی به Starlink در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند:  توانمندسازی مردم برای روایت‌گری، سازمان‌دهی و دیده‌شدن. در نگاه ترامپ، اینترنت آزاد سلاح مردم بی‌سلاح است؛ ابزاری که می‌تواند انحصار روایت رسمی را بشکند، هزینه سرکوب را بالا ببرد و به معترضان اطمینان دهد که حتی در تاریکیِ تحمیلی، ارتباطشان با جهان قطع نخواهد شد.

اول دیپلماسی، بعد قدرت نظامی

در منطق ترامپ، مسیر درست همیشه از مذاکره از موضع قدرت آغاز می‌شود، اما به توهمِ گفت‌وگوی بی‌هزینه ختم نمی‌گردد. دونالد ترامپ بارها تأکید کرده که آماده گفت‌وگو با ایران است؛ گفت‌وگویی که هدفش تغییر رفتار واقعی باشد، نه خرید زمان. هم‌زمان، او صریح نگه داشتن «گزینه نظامی» را نه تهدیدی بی‌هدف، بلکه ضمانت اجرای دیپلماسی می‌داند: وقتی طرف مقابل بداند شکست مذاکره هزینه دارد، محاسبه‌اش تغییر می‌کند. در این رویکرد، قدرت نظامی برای جنگ نیست؛ برای جلوگیری از جنگ است. پیام روشن است: اگر مسیر دیپلماسی بسته شود و سرکوب یا بی‌ثبات‌سازی ادامه یابد، آمریکا ابزارهای لازم را دارد و تردیدی در استفاده از آن‌ها نخواهد داشت—همان خط قرمزی که به‌زعم هواداران ترامپ، دیپلماسی را مؤثر و بازدارندگی را واقعی می‌کند.

حمایت مخالفان شناخته‌شده در خارج

در امتداد «خط قرمز علنی» و هزینه‌دار کردن سرکوب، برخی چهره‌های شناخته‌شده اپوزیسیون خارج از کشور از پیام‌های هشدارآمیز دونالد ترامپ استقبال کردند. رضا پهلوی با لحنی همسو، پیام ترامپ را هشداری مستقیم به «رهبران جنایتکار جمهوری اسلامی» خواند و تأکید کرد چنین صراحتی به مردم ایران قدرت و امید می‌دهد. او از ترامپ خواست همکاری برای «انتقال پایدار» قدرت در ایران را ادامه دهد. در همین چارچوب، برخی مشاوران نزدیک به او نیز پیام آمریکا را جدی دانستند و گفتند هرچه حاکمیت به سرکوب خونین‌تر نزدیک شود، هزینه سیاسی و اجتماعی‌اش بالاتر می‌رود و فرسایش مشروعیت را شتاب می‌دهد. در منطق ترامپی، این هم‌صدایی پیام روشنی دارد: وقتی رهبران سرکوبگر بدانند جهان فقط تماشا نمی‌کند و پیامدها واقعی است، محاسبه‌شان تغییر می‌کند—و حمایت سیاسی از مردم از شعار عبور می‌کند و به بازدارندگی می‌رسد.

بررسی مفهوم «حمایت» در پیام‌های پرزیدنت ترامپ

مفهوم «حمایت» در پیام‌های پرزیدنت ترامپ یک واژه ثابت با یک ابزار مشخص نیست؛ یک بسته چندلایه است که از گفتار آغاز می‌شود و به فشار هدفمند و بازدارندگی سخت می‌رسد. در لایه نخست، ترامپ با پیام‌های مستقیم و کوتاه، توجه جهانیان را جلب می‌کند. او با تکرار عباراتی مانند «جهان در حال تماشاست» فضای بین‌المللی را فعال می‌سازد و اجازه نمی‌دهد روایت رسمی تهران به روایت غالب تبدیل شود.

در لایه دوم، ترامپ تحریم‌های هدفمند را به کار می‌گیرد و مستقیماً سران و شبکه‌های سرکوب را هدف می‌زند، نه مردم را. او هزینه تصمیم و اجرای سرکوب را بالا می‌برد. در لایه سوم، اگر این ابزارها رفتار را تغییر ندهند، ترامپ گزینه نظامی را به‌عنوان ضمانت اجرای دیپلماسی مطرح می‌کند. او قدرت سخت را ابزار جنگ‌طلبی نمی‌داند؛ آن را وسیله‌ای برای عقب‌راندن سرکوب معرفی می‌کند و آگاهانه آن را آخرین گزینه می‌گذارد.

مقایسه مواضع پرزیدنت ترامپ،بایدن و اوباما در قبال ایران

در یک قاب مقایسه‌ای، تفاوت اصلیِ ترامپ با بایدن و اوباما در قبال ایران را می‌شود این‌طور خلاصه کرد: ترامپ «حمایت» را از سطح پیام به سطح ابزار و هزینه‌سازی برد؛ اما اوباما و بایدن عموماً در همان محدوده «بیانیه، محکومیت و تحریم‌های محدودِ حقوق‌بشری» باقی ماندند.

اوباما: پیام‌های حمایتی، همراه با احتیاط سیاسی

در جریان بحران ۱۳۸۸ (جنبش سبز)، باراک اوباما با صدور بیانیه‌هایی خشونت را محکوم کرد و از حق تجمع و آزادی بیان دفاع به عمل آورد. با این حال، بسیاری از ناظران همان زمان این مواضع را بیش از حد محتاط و منفعل ارزیابی کردند. منتقدان استدلال کردند که واشنگتن پیام‌های اخلاقی را از اقدام عملی جدا کرد و برای پرهیز از تنش یا آسیب به مسیر دیپلماسی، از فشار مؤثر خودداری نمود. این نقد در تحلیل‌های رسانه‌ای معتبر نیز بازتاب یافت؛ جایی که تأکید شد رویکرد اوباما نتوانست هزینه‌ای واقعی برای سرکوب ایجاد کند و بنابراین تأثیر بازدارنده محدودی داشت.

بایدن: حمایت صرفا کلامی همراه با تحریم‌های حقوق‌بشری محدودتر

پس از کشته شدن مهسا امینی، دولت جو بایدن تحریم‌های مشخص حقوق‌بشری را علیه گشت ارشاد و برخی افراد و نهادهای مرتبط اعمال کرد؛ اقدامی که در سپتامبر ۲۰۲۲ از سوی خزانه‌داری آمریکا به‌طور رسمی اعلام شد. اما چارچوب کلی این سیاست در همان سطح باقی ماند. منتقدان می‌گویند این رویکرد بیش از آنکه یک راهبرد فشار فراگیر و تغییرمحاسبه باشد، پاسخ‌هایی نمادین و محدود ارائه داد؛ اقداماتی که پیام اخلاقی داشتند اما هزینه راهبردی قابل‌توجهی برای هسته تصمیم‌گیر ایجاد نکردند و اثر بازدارنده‌شان در برابر سرکوب، محدود ماند.

اگر این دو رویکرد را کنار مواضع پرزیدنت ترامپ بگذاریم، تفاوت اصلی دقیقاً در «سطحِ عمل» دیده می‌شود: ترامپ حمایت را از سطح «حرف» به سطح «اهرم» برد: هم با موضع‌گیری‌های صریح و تکرارشونده (مثل تأکید بر «جهان در حال تماشاست») میدان روایت را از تهران گرفت، و هم با خروج از برجام و بازگرداندن/گسترش تحریم‌ها، آن را به سیاست اجراییِ «فشار حداکثری» تبدیل کرد—رویکردی که کاخ سفید خودش آن را «اعمال فشار اقتصادی حداکثری» توصیف کرده است.از سویی دیگر با توییت های پیوسته و مداوم توجه جهانیان را به ایران معطوف می کرد.پرزیدنت ترامپ کوشید با هر ابزاری که در دست دارد به ایرانیان نشان دهد که همراه آنان است و حتی در صورت لزوم با گزینه نظامی به کمک شان خواهد آمد. در واقع بواسطه همین کنشمندی بود که در نظر ایرانیان پرزیدنت ترامپ به مثابه یک ناجی شکل گرفته است.

نتیجه‌گیری: پیچیدگی روایت‌ها

رویکرد پرزیدنت ترامپ در قبال بحران ایران بر یک منطق سه‌مرحله‌ای استوار است: فشارِ کنترل‌شده برای تغییر رفتار، دیپلماسی از موضع قدرت، و بازدارندگی سخت به‌عنوان آخرین ابزار. از ابتدای ۲۰۲۶، نشانه‌های فاز «فشار میدانی» پررنگ‌تر شد؛ از هشدارهای رسمی دریانوردی آمریکا درباره عبور از تنگه هرمز و توصیه به دوری از آب‌های سرزمینی ایران گرفته تا افزایش سطح آماده‌باش و حضور نظامی، همگی به‌مثابه پیام عملی بازدارندگی عمل کردند.

در همین چارچوب، ترامپ می‌کوشد پیش از رسیدن به نقطه بی‌بازگشت، مسیر مذاکره را باز نگه دارد؛ نمونه‌اش گفت‌وگوهای غیرمستقیم با میانجی‌گری عمان است که با وجود توصیف آن به‌عنوان «شروعی برای دیپلماسی»، اختلاف‌ها همچنان جدی‌اند. اما اگر این مسیر به بن‌بست برسد، در نگاه حامیان ترامپ «گزینه نظامی» نه انتخاب اول، بلکه پایان خط بازدارندگی است: فشاری برای جلوگیری از جنگ بزرگ‌تر و تغییر محاسبه رهبران ایران؛ هرچند پرهزینه و پرریسک، و دقیقاً به همین دلیل، آخرین چاره.

اخبارمشابه

لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین
فکت چک

لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

بهمن ۲۰, ۱۴۰۴
«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین
فکت چک

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

بهمن ۱۹, ۱۴۰۴
ردپای کلینتون‌ها در اسناد جفری اپستین
فکت چک

ردپای کلینتون‌ها در اسناد جفری اپستین

بهمن ۱۹, ۱۴۰۴
ترامپ و آرایش نظامی جدید آمریکا در منطقه؛ «نمایش قدرت» یا «قمار راهبردی»؟
دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران

ترامپ و آرایش نظامی جدید آمریکا در منطقه؛ «نمایش قدرت» یا «قمار راهبردی»؟

بهمن ۱۱, ۱۴۰۴
پست‌ بعدی
حادثه مینیاپولیس و نقش رسانه ها

حادثه مینیاپولیس و نقش رسانه ها

اخبار امروز

پرزیدنت ترامپ و بازتعریف ترس در نظم جهانی

لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

پرزیدنت ترامپ؛ معامله‌گری که سیاست خارجی را اقتصادی کرد

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

پرونده ویژه

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

بهمن ۱۹, ۱۴۰۴
ردپای کلینتون‌ها در اسناد جفری اپستین

ردپای کلینتون‌ها در اسناد جفری اپستین

بهمن ۱۹, ۱۴۰۴
لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

بهمن ۲۰, ۱۴۰۴
«پرونده اپستین» بعد از انتشار میلیون‌ها سند: چه منتشر شد و چه پنهان ماند؟

«پرونده اپستین» بعد از انتشار میلیون‌ها سند: چه منتشر شد و چه پنهان ماند؟

بهمن ۱۳, ۱۴۰۴
پرونده‌های دفن‌شده در سایه اپستین؛ وقتی یک رسوایی جهان را کور کرد

پرونده‌های دفن‌شده در سایه اپستین؛ وقتی یک رسوایی جهان را کور کرد

دی ۶, ۱۴۰۴

پرتال دونالد ترامپ چهل و هفتمین رئیس‌ جمهوری ایالات متحده آمریکا برای اطلاع‌ رسانی به مخاطبان فارسی‌ زبان در سراسر جهان

برچسب‌ها
bbc Delta Force iran آزمایش هسته ای آفریقای جنوبی آمریکا اتحاد کواد ارز دیجیتال استیو ویتکاف اسرائیل الیزابت کریست ترامپ اوکراین ایران برزیل بریکس بمب هسته ای بی بی سی تعرفه جفری اپستین جیانی اینفانتینو خاورمیانه دلتافورس دونالد ترامپ روسیه زهران ممدانی عربستان فردریک ترامپ فیفا محمد بن سلمان مکزیک میریام ادلسون ناتو نارندرا مودی نتانیاهو نیویورک هند هندوراس پرونده های جنسی ترامپ چین کره شمالی کریسمس کلمبیا کوبا کیم جونگ‌اون گرینلند

© 2025 All Rights Reserved.

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات

© 2025 کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق پرتال دونالد ترامپ می باشد.