دونالد ترامپ به فارسی
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
دونالد ترامپ به فارسی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی مواضع دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران

ترامپ: آماده‌ام اگر ایران معترضان را بکشد، وارد عمل شویم

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در پیامی جنجالی در شبکه اجتماعی Truth Social با اشاره به اعتراضات جاری در ایران اعلام کرد که اگر حکومت ایران به اعتراضات مسالمت‌آمیز به‌طور خشونت‌آمیز پاسخ دهد، ایالات متحده آماده دخالت و کمک به معترضان است. این موضع تحریک‌آمیز واکنش‌های داخلی و بین‌المللی گسترده‌ای به دنبال داشته و تنش‌ها میان تهران و واشینگتن را شدت بخشیده است.

دی ۱۲, ۱۴۰۴
در اظهارات و سخنرانی‌ها, جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ, دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران, دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
A A
آنچه می‌خوانید...
  1. زمینه اعتراضات در ایران: اقتصاد، فرسایش اعتماد، و جغرافیای نارضایتی
  2. محتوای پیام ترامپ: از «هشدار اخلاقی» تا «ابهام عملیاتی»
  3. واکنش‌ها در داخل ایران: سه خوانشِ رسمی، اصلاح‌طلبانه، و اجتماعی
  4. بازتاب بین‌المللی: از رسانه‌ها تا نهادهای تصمیم‌گیری
  5. پیشینه رفتارهای ترامپ در قبال ایران: چرا این لحن «غافلگیرکننده» نیست؟
  6. اهداف احتمالی پشت موضع ترامپ: فشار، سیاست داخلی، و معامله‌سازی
  7. تهدیدات و پیامدهای احتمالی: از تشدید تنش تا پیچیده شدن اعتراضات
  8. حمایت یا مداخله؟ و چرا هر دو می‌تواند هم‌زمان درست باشد

در بزنگاه‌هایی که یک بحران داخلی به نقطه‌ی جوش می‌رسد، دو روند به‌طور هم‌زمان فعال می‌شود: اول، «امنیتی‌شدن» در داخل (از سوی حکومت برای کنترل خیابان و مدیریت روایت) و دوم، «بین‌المللی‌شدن» بحران (از سوی بازیگران خارجی که هر کدام هدف و مخاطب خود را دارند). موضع‌گیری تند دونالد ترامپ درباره ایران—با ادبیاتی مثل «locked and loaded»—دقیقاً در همین نقطه قرار می‌گیرد: جمله‌ای که هم به خیابانِ ایران نگاه می‌کند، هم به ساختار قدرت در تهران پیام می‌دهد، هم برای متحدان منطقه‌ای و هم برای سیاست داخلی آمریکا کارکرد تبلیغاتی/بازدارنده دارد.

اما اهمیت این نوع پیام‌ها فقط در «تهدید» یا «حمایت» خلاصه نمی‌شود. این پیام‌ها در عمل، یک بازی چندسطحی است: در سطح اول، تلاش برای اثرگذاری بر رفتار نیروهای امنیتی ایران؛ در سطح دوم، ساختن یک روایت اخلاقی/حقوق‌بشری برای توجیه فشار یا حتی گزینه‌های سخت‌تر؛ و در سطح سوم، مدیریت فضای تصمیم‌گیری در واشینگتن؛ جایی که کنگره، افکار عمومی، متحدان، و محاسبات هزینه/فایده نظامی روی هم سوار می‌شوند.

زمینه اعتراضات در ایران: اقتصاد، فرسایش اعتماد، و جغرافیای نارضایتی

آن‌چه در موج اخیر اعتراضات برجسته بود، «اقتصادی بودنِ جرقه» و «سیاسی شدنِ سریعِ شعارها» است. گزارش‌ها از اعتراضاتی خبر می‌دهند که ابتدا حول فشار معیشتی، جهش قیمت‌ها، رکود، و سقوط ارزش پول ملی شکل گرفت و سپس در بسیاری از نقاط به اعتراض علیه سازوکار تصمیم‌گیری و سرکوب تبدیل شد. رسانه‌ها از اعتصاب و تعطیلی برخی کسب‌وکارها در تهران و گسترش تجمع‌ها به شهرهای متعدد گفته‌اند و حتی به نقاطی مثل قم و مشهد و همدان و برخی محله‌های تهران اشاره شده است.

در همین بستر، مسئله‌ی «اطلاعات ناقص و ارقام متناقض» به یک ویژگی ساختاری بحران تبدیل شد. قطع یا اختلال گسترده اینترنت، محدودیت رسانه‌ای، و روایت‌های متعارض، باعث شد برآورد تلفات و گستره‌ی سرکوب با فاصله‌های بسیار زیاد گزارش شود. نهادهای حقوق بشری از «کشتار گسترده» و هزاران کشته سخن گفته‌اند و هم‌زمان تأکید کرده‌اند که شدت محدودیت‌های ارتباطی، راستی‌آزمایی مستقل را دشوار کرده است.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، موج‌های اعتراضی‌ای که با «معیشت» شروع می‌شوند، معمولاً حامل یک پارادوکس‌اند: از یک‌سو دامنه نفوذشان وسیع‌تر است، چون مسئله‌ی نان، مرز جناح‌ها و سبک‌های زندگی را می‌شکند؛ از سوی دیگر، به‌محض ورود نیروی سرکوب و بسته‌شدن کانال‌های بیان، سریع‌تر رادیکال می‌شوند و «گفتار کرامت» جای «گفتار قیمت» را می‌گیرد. به همین دلیل است که حتی اگر محرک اولیه اقتصادی باشد، میدان به‌سرعت سیاسی و امنیتی می‌شود و همین نقطه‌ای است که بازیگران خارجی روی آن سرمایه‌گذاری روایی می‌کنند.

محتوای پیام ترامپ: از «هشدار اخلاقی» تا «ابهام عملیاتی»

ترامپ در ۲ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۲ دی ۱۴۰۴) در تروث‌سوشال نوشت اگر ایران «به معترضان مسالمت‌آمیز شلیک کند و آنان را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد»، آمریکا «به کمکشان خواهد آمد» و «locked and loaded and ready to go» است. این عبارت عامدانه دو پهلوست: هم لحن نظامی دارد، هم الزاماً وعده‌ی اقدام نظامی مشخص نمی‌دهد، اما «تصویرِ آمادگی» را در ذهن مخاطب می‌کارد.

موارد بیشتر

ترامپ و آرایش نظامی جدید آمریکا در منطقه؛ «نمایش قدرت» یا «قمار راهبردی»؟

حمایت قاطعانه پرزیدنت ترامپ از معترضان ایرانی

ترامپ و بحران کلمبیا: تهدیدهای نظامی، جدال ایدئولوژیک و دفاع از حاکمیت

نکته‌ی کلیدی در این پیام، «عدم تصریح مکانیسم» است. حتی گزارش‌های رسانه‌ای آمریکا هم تأکید می‌کنند ترامپ مشخص نکرد «این نجات» دقیقاً با چه ابزارهایی انجام می‌شود. همین ابهام، یک مزیت سیاسی برای گوینده است: می‌تواند هم فشار روانی و بازدارنده ایجاد کند، هم در صورت عقب‌نشینی یا عدم اقدام، هزینه‌ی نقض وعده را کاهش دهد؛ چون وعده‌ی عملیاتی دقیق نداده است.

از زاویه‌ی ارتباطات سیاسی، این پیام سه مخاطب هم‌زمان دارد: (۱) حاکمیت ایران و نیروهای امنیتی برای بالا بردن هزینه‌ی سرکوب؛ (۲) معترضان و افکار عمومی برای القای اینکه «جهان می‌بیند»؛ و (۳) پایگاه سیاسی داخلی ترامپ برای نمایش قاطعیت. اما همین چندمخاطبی بودن، ریسک هم دارد: هر مخاطب، پیام را به نفع روایت خودش بازتفسیر می‌کند؛ حکومت ایران آن را «مداخله و تهدید»، معترضان آن را «حمایت»، و رقبا در آمریکا آن را «ماجراجویی مبهم» می‌خوانند.

واکنش‌ها در داخل ایران: سه خوانشِ رسمی، اصلاح‌طلبانه، و اجتماعی

الف) واکنش رسمی: «مداخله»، «تهدید»، و بازیِ بازدارندگی متقابل

در سطح رسمی، پاسخ ایران عمدتاً در دو مسیر رفت: مسیر رسانه‌ای/سیاسی و مسیر حقوقی/دیپلماتیک. گزارش الجزیره می‌گوید نماینده ایران در سازمان ملل (امیرسعید ایروانی) در نامه‌ای به دبیرکل و رئیس شورای امنیت، خواستار محکومیت «تهدیدهای غیرقانونی» ترامپ شد و این رویکرد را نقض حاکمیت و استقلال سیاسی ایران دانست و هشدار داد آمریکا مسئول پیامدهای هر تشدید تنش خواهد بود.

در همان گزارش، به نقل از مقام ارشد امنیتی ایران (علی لاریجانی، به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی) آمده که «دخالت آمریکا معادل آشوب در سراسر منطقه» و ضربه به منافع آمریکا خواهد بود یعنی تهران تلاش می‌کند تهدید را با «تهدید هزینه‌های منطقه‌ای» پاسخ دهد. این همان منطق بازدارندگی کلاسیک است: اگر شما از گزینه سخت حرف بزنید، من از هزینه‌هایش می‌گویم.

ب) واکنش اصلاح‌طلبان/میانه‌روها و ناظران: «حق اعتراض» در برابر «انحراف خارجی»

در گفتمان نیروهای میانه‌رو و بخشی از ناظران سیاسی، معمولاً یک خط مشترک وجود دارد: اعتراض را به‌عنوان حق اجتماعی به رسمیت می‌شناسند، اما هم‌زمان نسبت به «مصادره خارجی» هشدار می‌دهند. منطق این نگرانی روشن است: هرچه ردپای حمایت خارجی پررنگ‌تر شود، دست حکومت برای امنیتی‌سازی شدیدتر، برچسب‌زنی به معترضان، و تبدیل اعتراض اقتصادی به نزاع امنیت ملی بازتر می‌شود. در چنین شرایطی، هزینه مشارکت برای شهروند عادی بالا می‌رود و میدان در اختیار هسته‌های رادیکال (از هر دو طرف) قرار می‌گیرد.

همچنین تجربه‌های منطقه‌ای نشان داده وقتی یک رهبر خارجی با ادبیات نظامی وارد روایت اعتراضات می‌شود، دو پیامد هم‌زمان محتمل است: (۱) تقویت روایت «تهدید خارجی» در رسانه‌های رسمی و افزایش بسیج نیروهای سخت‌گیر؛ (۲) دوپارگی در بدنه اعتراضات میان کسانی که هر نوع فشار خارجی را «کمک» می‌بینند و کسانی که آن را «بلای جان جنبش» می‌دانند. این شکاف، سرمایه اجتماعی اعتراض را فرسوده می‌کند و امکان شکل‌گیری رهبری/سازماندهی منسجم را کاهش می‌دهد چون هر طرح مشترک زیر سایه‌ی سوءظن می‌رود.

ج) بازتاب اجتماعی: امید، ترس، و مسئله «اعتبارِ وعده»

در سطح افکار عمومی، پیام ترامپ دو احساس متضاد را تحریک می‌کند: «امید» برای بخشی که سرکوب را واقعی و بیرون از ظرفیت اصلاح درونی می‌بیند، و «ترس» برای بخشی که هرگونه تهدید خارجی را مقدمه‌ی جنگ، تحریم بیشتر، یا فروپاشی اقتصادی می‌داند. این دوگانه مخصوصاً در ایران حساس‌تر است، چون خاطره‌ی جنگ و تجربه‌ی تحریم، «هزینه‌های واقعی» را ملموس کرده است.

هم‌زمان، مسئله‌ی اعتبار هم مطرح است: آیا این ادبیات واقعاً به اقدام منتهی می‌شود یا صرفاً جنگ روانی است؟ گزارش‌های بعدی درباره تردیدها و نوسان‌گویی‌های واشینگتن نشان می‌دهد حتی وقتی تهدیدها مطرح می‌شود، تصمیم برای اقدام مستقیم الزاماً قطعی نیست و می‌تواند تحت تأثیر نگرانی متحدان، هزینه‌های حقوقی، و نبود هدف روشن، عقب‌وجلو شود.

بازتاب بین‌المللی: از رسانه‌ها تا نهادهای تصمیم‌گیری

الف) رسانه‌های غربی و روایت‌سازی: «حقوق بشر» + «بازدارندگی» + «ابهام مأموریت»

در سطح رسانه‌های غربی، دو محور پررنگ شده است: محور «کشتار/سرکوب» و محور «تهدید/بازدارندگی». گاردین گزارش می‌دهد ترامپ علاوه بر مسئله اعتراضات، ایران را به توقف «جاه‌طلبی هسته‌ای» هم فراخوانده و گفته برای پرهیز از اقدام نظامی، ایران باید «دو کار» کند: «نه هسته‌ای» و «توقف کشتن معترضان».
رویترز هم در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ از اعزام شناورهای بیشتر و آماده‌بودن پنتاگون برای اجرای تصمیم ترامپ خبر می‌دهد، در حالی که خود ترامپ می‌گوید «امیدوارم لازم نباشد از این کشتی‌ها استفاده کنیم».

در همین حال، واشینگتن‌پست به مسئله «ابهام مأموریت» می‌پردازد: تجمع نیرو و تهدیدهای لفظی وجود دارد، اما روشن نیست هدف عملیاتی دقیق چیست؛ جلوگیری از سرکوب؟ بازدارندگی ایران از حمله به نیروهای آمریکا؟ فشار برای امتیاز هسته‌ای؟ یا ترکیبی از همه؟ چنین ابهامی، در سیاست خارجی خطرناک است، چون ماشین نظامی را حرکت می‌دهد بدون آن‌که «نقطه پایان» تعریف شده باشد.

ب) آمریکا: کنگره، محدودسازی اختیارات جنگی، و یادآوری «War Powers»

یکی از نقاط حساس همین‌جاست: در آمریکا، اختیار رئیس‌جمهور برای ورود به درگیری نظامی همواره محل چالش بوده است. گزارش‌ها و تحلیل‌های حقوقی یادآوری می‌کنند که «قطعنامه اختیارات جنگی» (War Powers Resolution) سازوکارهایی برای گزارش‌دهی و محدودسازی تداوم عملیات بدون مجوز کنگره در نظر گرفته است.
هم‌زمان، حتی در سال‌های اخیر هم نمایندگان کنگره تلاش کرده‌اند اختیار ورود به جنگ با ایران را بدون تصویب کنگره محدود کنند نشانه‌ای از این‌که در واشینگتن، «اجماع» بر سر ماجراجویی مستقیم وجود ندارد.

این تردید کنگره‌ای پیام مهمی برای تهران هم دارد: تهدیدهای رئیس‌جمهور الزاماً به معنی چراغ سبز نهادی و سیاسی برای جنگ نیست. اما همین‌جا یک تناقض شکل می‌گیرد: اگر تهدیدها «توخالی» دیده شود، اثر بازدارنده‌اش کاهش می‌یابد و ریسک سوءمحاسبه بالا می‌رود؛ اگر هم تهدیدها «جدی» تلقی شود، احتمال اقدامات پیش‌دستانه یا رفتارهای واکنشی از سوی بازیگران منطقه‌ای بیشتر می‌شود. این همان بازی خطرناکِ «تصورِ نیتِ طرف مقابل» است که بارها در بحران‌های بین‌المللی فاجعه آفریده.

ج) منطقه و متحدان: پیام به اسرائیل، احتیاط عرب‌ها، و نقش میانجی‌ها

گاردین گزارش می‌دهد در همان مقطع، برخی دولت‌های عربی تمایلی ندارند خاک یا امکاناتشان برای حمله آمریکا به ایران استفاده شود و در عین حال ایران با بازیگران منطقه‌ای تماس‌هایی داشته است.
از طرف دیگر، رویترز و آسوشیتدپرس از نقش ترکیه و اظهارات مقامات ایرانی در استانبول می‌گویند؛ جایی که تهران از «آمادگی برای گفت‌وگو» حرف می‌زند اما تأکید می‌کند مذاکره «زیر تهدید» پیش نمی‌رود و درباره توان دفاعی/موشکی گفت‌وگو نمی‌کند.

این یعنی پیام ترامپ هم‌زمان دو کار می‌کند: فشار برای امتیازگیری در میز مذاکره، و ساختن فضای بازدارندگی نظامی. اما ترکیب این دو، همیشه ساده نیست؛ چون هرچه تهدید پررنگ‌تر شود، هزینه سیاسی عقب‌نشینی برای تهران بالا می‌رود و دست جریان‌های تندرو برای بستن پنجره دیپلماسی بازتر می‌شود.

پیشینه رفتارهای ترامپ در قبال ایران: چرا این لحن «غافلگیرکننده» نیست؟

الف) خروج از برجام: شکستن چارچوب توافق و بازگشت تحریم‌ها

در ۸ مه ۲۰۱۸ ترامپ خروج آمریکا از توافق هسته‌ای (برجام/JCPOA) را اعلام کرد و مسیر بازگرداندن تحریم‌ها را در پیش گرفت. این تصمیم نقطه عطفی بود که هم محاسبات اقتصادی ایران را تغییر داد و هم چشم‌انداز تعامل ایران با اقتصاد جهانی را تیره‌تر کرد.
در روایت منتقدان، این خروج یکی از عوامل تشدید فشارهای اقتصادی و افزایش نارضایتی‌های اجتماعی در سال‌های بعد بود؛ هرچند عوامل داخلی (ساختار بودجه، فساد، ناکارآمدی، بحران آب و…)، مستقل از تحریم هم نقش داشته‌اند و معمولاً در تحلیل دقیق باید کنار هم دیده شوند.

به‌هرحال، خروج از برجام برای ترامپ یک «امضای سیاسی» بود: نشان دادن این‌که او قواعد توافقات دولت‌های قبلی را الزام‌آور نمی‌داند و با فشار حداکثری می‌تواند امتیاز بیشتر بگیرد. همین پیش‌فرض، امروز هم در اظهاراتی که «دو شرط» می‌گذارد (نه هسته‌ای/نه سرکوب) دیده می‌شود: سیاست خارجی به‌مثابه معامله، با چاشنی تهدید.

ب) فشار حداکثری: اقتصاد به‌عنوان میدان جنگ کم‌هزینه

راهبرد «فشار حداکثری» ترامپ ترکیبی از تحریم‌های گسترده، محدودسازی فروش نفت، و فشار بر شبکه‌های مالی بود. حتی وزارت خارجه آمریکا در دوره اول ترامپ این راهبرد را با هدف قطع منابع درآمدی و تغییر رفتار ایران معرفی می‌کرد.
در دور جدید هم، رویترز گزارش داده که ترامپ در فوریه ۲۰۲۵ با امضای یک یادداشت/مذکور سیاستی، «بازگشت فشار حداکثری» را پیگیری کرده است.

این سیاست، از نگاه حامیان ترامپ «اهرم بدون جنگ» است؛ از نگاه منتقدان، فشار اقتصادی می‌تواند جامعه را فرسوده‌تر و رادیکال‌تر کند، و در عین حال حکومت را به سمت امنیتی‌تر شدن ببرد—یعنی دقیقاً همان وضعیتی که اعتراضات در آن رخ می‌دهد. در نتیجه، وقتی ترامپ امروز درباره سرکوب هشدار می‌دهد، منتقدان یادآوری می‌کنند که بخشی از شرایط اقتصادیِ بستر اعتراض، در طول زمان با تشدید فشار خارجی بدتر هم شده است.

ج) مواضع نظامی/اطلاعاتی: سابقه‌ی بالا بردن آستانه تنش

در دوره اول ترامپ، نقطه اوج تقابل، عملیات منجر به کشته شدن قاسم سلیمانی در ۳ ژانویه ۲۰۲۰ بود؛ اقدامی که آمریکا آن را پاسخ به تهدیدها و حملات علیه منافع خود می‌دانست و ایران آن را نقض آشکار حاکمیت و تشدید بی‌سابقه تنش تلقی کرد.
این سابقه مهم است چون نشان می‌دهد ادبیات تند ترامپ همیشه صرفاً «نمایشی» نیست و در شرایطی می‌تواند به اقدام پرهزینه هم تبدیل شود.

به همین دلیل، وقتی در ژانویه ۲۰۲۶ از «آماده‌باش» حرف زده می‌شود، تهران و بازیگران منطقه‌ای ناگزیرند آن را در پرتو تجربه‌های قبلی بخوانند: تهدید ممکن است برای چانه‌زنی باشد، اما احتمال عبور از آستانه هم صفر نیست—به‌خصوص اگر حادثه‌ای میدانی (مثلاً حمله به نیروهای آمریکا یا یک خطای محاسباتی) رخ دهد.

اهداف احتمالی پشت موضع ترامپ: فشار، سیاست داخلی، و معامله‌سازی

الف) فشار بر حکومت ایران: مهار سرکوب و هم‌زمان افزایش اهرم مذاکره

در ظاهر، پیام ترامپ با زبان «حفاظت از معترضان» و «هزینه‌دار کردن سرکوب» نوشته شده است. حتی در سطح روایت رسانه‌ای، گاهی این پیام‌ها ذیل ایده‌هایی مثل حمایت از حقوق بشر یا مسئولیت حمایت (R2P) تفسیر می‌شوند.
اما در واقع، همین پیام هم‌زمان می‌تواند ابزاری برای فشار بر پرونده‌های دیگر خصوصاً پرونده هسته‌ای باشد؛ چون ترامپ بعدها دو شرط را کنار هم گذاشت: «نه هسته‌ای» و «توقف کشتار معترضان».

به زبان ساده، اعتراضات داخلی تبدیل به «اهرم» می‌شود: اگر تهران عقب‌نشینی کند، به معنی پذیرش فشار خارجی تعبیر می‌شود؛ اگر سرکوب کند، بهانه برای فشار بیشتر فراهم می‌شود؛ و اگر به سمت مذاکره برود، باید هزینه داخلی «نرمش زیر تهدید» را مدیریت کند. این بازی سه‌ضلعی، دقیقاً همان پیچیدگی‌ای است که بحران را طولانی‌تر و خطرناک‌تر می‌کند.

ب) بهره‌برداری سیاسی داخلی در آمریکا: نمایش قاطعیت، بدون پرداخت کامل هزینه جنگ

ادبیات تند علیه ایران، در سیاست داخلی آمریکا همواره کارکرد انتخاباتی/هویتی داشته است. بخش مهمی از پایگاه جمهوری‌خواهان، سیاست سخت‌گیرانه در برابر ایران را نشانه قدرت و دفاع از منافع آمریکا می‌داند. در این چارچوب، جمله‌ای مثل «locked and loaded» هم خوراک رسانه‌ای می‌دهد، هم تصویر رهبری قاطع می‌سازد—بدون آن‌که الزاماً همان لحظه وارد جنگ شود.

اما در مقابل، منتقدان داخلی می‌توانند از همان جمله برای حمله استفاده کنند: «تهدید می‌کند ولی مأموریت روشن ندارد»، «کنگره را دور می‌زند»، یا «با بحران خارجی، دنبال پوشاندن مسائل داخلی است». همین دوگانه باعث می‌شود ترامپ روی «موازنه‌ی تهدید و عقب‌نشینی» راه برود؛ چیزی که واشینگتن‌پست هم به شکل نوسان بین هشدارها و امید به عدم استفاده از زور توصیف کرده است.

ج) ارسال پیام به متحدان منطقه‌ای و رقبا: هم‌افزایی علیه تهران

از زاویه ژئوپلیتیک، یک موضع علنی و تند علیه تهران، برای متحدانی مثل اسرائیل یک سیگنال دلگرم‌کننده است و برای رقبایی مثل ایران، یک سیگنال بازدارنده. گاردین گزارش می‌دهد هم‌زمان با این تهدیدها، بحث درباره شروط گسترده‌تر (موشکی، منطقه‌ای، غنی‌سازی) هم مطرح شده است؛ یعنی واشینگتن بسته مطالبات را بزرگ‌تر می‌کند.

این پیام همچنین به اروپا و بازیگران منطقه‌ای هم فرستاده می‌شود: «آمریکا دوباره در حال رهبری سخت‌گیرانه است». اما همین‌جا مسئله‌ی شکاف میان متحدان هم شکل می‌گیرد، چون همه بازیگران منطقه‌ای از هزینه‌های جنگ و بی‌ثباتی می‌ترسند و برخی (مثل ترکیه) آشکارا راه‌حل نظامی را رد می‌کنند و نقش میانجی را ترجیح می‌دهند.

تهدیدات و پیامدهای احتمالی: از تشدید تنش تا پیچیده شدن اعتراضات

الف) تشدید تنش تهران–واشینگتن: خطر لغزش از جنگ لفظی به حادثه میدانی

رویترز از تجمع نیرو و اعزام شناورهای بیشتر و «آمادگی پنتاگون» سخن می‌گوید همین حرکت‌های نظامی، حتی اگر برای بازدارندگی باشد، احتمال خطا و سوءمحاسبه را بالا می‌برد.
در چنین فضایی، یک حادثه کوچک (مثلاً حمله به نیروهای آمریکا در منطقه یا یک درگیری نیابتی) می‌تواند زنجیره واکنش‌ها را فعال کند و طرفین را وارد چرخه‌ای کند که خروج از آن سخت است.

هم‌زمان، اگر اعتراضات در ایران افت‌وخیز داشته باشد، واشینگتن ممکن است در تعیین «زمان و توجیه اقدام» دچار سردرگمی شود: اگر اوج سرکوب گذشته باشد، اقدام نظامی با چه عنوانی توجیه می‌شود؟ اگر سرکوب ادامه داشته باشد، آیا اقدام نظامی واقعاً جان معترضان را حفظ می‌کند یا برعکس، بهانه‌ی سرکوب شدیدتر را می‌دهد؟ واشینگتن‌پست دقیقاً همین ابهام مأموریتی را برجسته کرده است.

ب) بهره‌برداری مخالفان و امنیتی‌سازی داخلی: «مصادره‌ی اعتراض»

یکی از پیامدهای کلاسیک مداخله یا تهدید خارجی این است که حکومت‌ها می‌توانند اعتراضات را «پروژه بیرونی» معرفی کنند. این کار دو فایده برای نیروهای سخت‌گیر دارد: نخست، مشروعیت‌بخشی به سرکوب با عنوان دفاع از امنیت ملی؛ دوم، شکستن همدلی میان طبقات و گروه‌های اجتماعی که شاید با معیشت هم‌دردند اما از «جنگ» یا «دخالت خارجی» می‌ترسند.

در نتیجه، حتی اگر پیام ترامپ با ادبیات حمایتی مطرح شود، می‌تواند در عمل به پیچیده‌تر شدن میدان اعتراض منجر شود؛ چون بخشی از جامعه که شاید از سرکوب ناراضی است، ممکن است در برابر خطر جنگ یا بی‌ثباتی منطقه‌ای، «امنیت» را بر «اعتراض» ترجیح دهد. این همان نقطه‌ای است که دولت‌ها در بحران‌ها روی آن حساب می‌کنند.

ج) پیامدهای حقوقی و بین‌المللی: مرز میان «حمایت» و «نقض حاکمیت»

از منظر حقوق بین‌الملل، تهدید به استفاده از زور خصوصاً بدون مجوز شورای امنیت یا بدون توجیه دفاع مشروع می‌تواند با اصل منع توسل به زور و اصل حاکمیت ملی در تعارض قرار گیرد. به همین دلیل است که ایران تلاش کرده موضوع را به سازمان ملل ببرد و آن را «تهدید غیرقانونی» معرفی کند.

در مقابل، طرف آمریکایی یا حامیانش ممکن است روی ادبیات حقوق بشری و مسئولیت حمایت مانور دهند اما این مسیر هم دشوار است، چون حتی اگر سرکوب گسترده رخ دهد، «اجماع» برای اقدام نظامی بسیار سخت است و هزینه سیاسی‌اش سنگین. ضمن آن‌که تجربه‌های قبلی نشان داده مداخله نظامی همیشه به حفاظت از غیرنظامیان ختم نمی‌شود و می‌تواند موج جدیدی از خشونت ایجاد کند. به همین خاطر، حتی در آمریکا هم بحث محدودسازی اختیارات جنگی و ضرورت مجوز کنگره مطرح می‌شود.

حمایت یا مداخله؟ و چرا هر دو می‌تواند هم‌زمان درست باشد

اظهارات ترامپ را می‌توان هم «حمایت نمادین» از معترضان خواند و هم «مداخله‌جویانه» دانست و تناقضی هم ندارد. در سیاست بین‌الملل، حمایت از حقوق بشر اغلب با منافع ژئوپلیتیک گره می‌خورد. وقتی ترامپ هم‌زمان درباره توقف کشتار معترضان و توقف برنامه هسته‌ای شرط می‌گذارد، نشان می‌دهد پرونده اعتراضات برای او فقط یک مسئله اخلاقی نیست، بلکه بخشی از بسته فشار و معامله است.

در سطح راهبردی، به نظر می‌رسد واشینگتن دو مسیر را هم‌زمان پیش می‌برد: «قدرت‌نمایی نظامی برای بازدارندگی» و «باز گذاشتن پنجره مذاکره» چنان‌که هم اعزام شناورها گزارش شده و هم صحبت از امکان گفت‌وگو مطرح است.
اما این دوگانه اگر بدون هدف شفاف باشد، می‌تواند به خطاهای محاسباتی ختم شود: تهران تهدید را جدی بگیرد و واکنش تهاجمی‌تر نشان دهد؛ یا تهدید را بلوف ببیند و بازدارندگی فرو بریزد؛ یا بازیگران ثالث در منطقه دست به اقداماتی بزنند که طرفین را ناخواسته وارد درگیری کند.

در نهایت، برای ایران چه حکومت و چه جامعه خطر اصلی این است که بحران داخلی به «میدان رقابت خارجی» تبدیل شود و مسئله‌ی معیشت و کرامت انسانی، زیر سایه‌ی منازعه ژئوپلیتیک گم شود. و برای آمریکا، خطر اصلی این است که ادبیات تند، بدون نقشه راه، کشور را به سمت درگیری‌ای ببرد که نه هدف روشن دارد و نه اجماع سیاسی پایدار. در چنین فضایی، هر جمله‌ای از جنس «locked and loaded» فقط یک جمله نیست؛ یک قطعه از پازل بحران است که می‌تواند هم بازدارنده باشد و هم تحریک‌کننده بسته به این‌که بازیگران چگونه آن را بخوانند و روی زمین چه رخ دهد.

اخبارمشابه

ترامپ و آرایش نظامی جدید آمریکا در منطقه؛ «نمایش قدرت» یا «قمار راهبردی»؟
دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران

ترامپ و آرایش نظامی جدید آمریکا در منطقه؛ «نمایش قدرت» یا «قمار راهبردی»؟

بهمن ۱۱, ۱۴۰۴
حمایت قاطعانه پرزیدنت ترامپ از معترضان ایرانی
دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران

حمایت قاطعانه پرزیدنت ترامپ از معترضان ایرانی

دی ۲۸, ۱۴۰۴
ترامپ و بحران کلمبیا: تهدیدهای نظامی، جدال ایدئولوژیک و دفاع از حاکمیت
دیدگاه در قبال رهبران و کشورها

ترامپ و بحران کلمبیا: تهدیدهای نظامی، جدال ایدئولوژیک و دفاع از حاکمیت

دی ۱۷, ۱۴۰۴
ترامپ و اروپا: شکاف‌های عمیق در روابط و آینده‌ای نامعلوم
اخبار

ترامپ و اروپا: شکاف‌های عمیق در روابط و آینده‌ای نامعلوم

دی ۱۶, ۱۴۰۴
پست‌ بعدی
ترامپ زیر ذره‌بین: لغو جریمه، تداوم اتهام تقلب

ترامپ زیر ذره‌بین: لغو جریمه، تداوم اتهام تقلب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار امروز

پرزیدنت ترامپ و بازتعریف ترس در نظم جهانی

لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

پرزیدنت ترامپ؛ معامله‌گری که سیاست خارجی را اقتصادی کرد

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

پرونده ویژه

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

بهمن ۱۹, ۱۴۰۴
ردپای کلینتون‌ها در اسناد جفری اپستین

ردپای کلینتون‌ها در اسناد جفری اپستین

بهمن ۱۹, ۱۴۰۴
لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

بهمن ۲۰, ۱۴۰۴
«پرونده اپستین» بعد از انتشار میلیون‌ها سند: چه منتشر شد و چه پنهان ماند؟

«پرونده اپستین» بعد از انتشار میلیون‌ها سند: چه منتشر شد و چه پنهان ماند؟

بهمن ۱۳, ۱۴۰۴
پرونده‌های دفن‌شده در سایه اپستین؛ وقتی یک رسوایی جهان را کور کرد

پرونده‌های دفن‌شده در سایه اپستین؛ وقتی یک رسوایی جهان را کور کرد

دی ۶, ۱۴۰۴

پرتال دونالد ترامپ چهل و هفتمین رئیس‌ جمهوری ایالات متحده آمریکا برای اطلاع‌ رسانی به مخاطبان فارسی‌ زبان در سراسر جهان

برچسب‌ها
bbc Delta Force iran آزمایش هسته ای آفریقای جنوبی آمریکا اتحاد کواد ارز دیجیتال استیو ویتکاف اسرائیل الیزابت کریست ترامپ اوکراین ایران برزیل بریکس بمب هسته ای بی بی سی تعرفه جفری اپستین جیانی اینفانتینو خاورمیانه دلتافورس دونالد ترامپ روسیه زهران ممدانی عربستان فردریک ترامپ فیفا محمد بن سلمان مکزیک میریام ادلسون ناتو نارندرا مودی نتانیاهو نیویورک هند هندوراس پرونده های جنسی ترامپ چین کره شمالی کریسمس کلمبیا کوبا کیم جونگ‌اون گرینلند

© 2025 All Rights Reserved.

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات

© 2025 کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق پرتال دونالد ترامپ می باشد.