- زمان و شیوه انتشار: دو پیام، دو چهره
- کالبدشکافی متن: ترامپ چه گفت و چگونه گفت؟
- محور اول: مهاجرت و «سیاست مرز» بهعنوان هویت سیاسی
- محور دوم: جنگ فرهنگی و جنسیت؛ از «ورزش زنان» تا «ترنسجندر برای همه»
- محور سوم: اقتصاد؛ از «رکورد بازار» تا «تورم نداریم»
- محور چهارم: جرم، اجرای قانون و «اقتدار»
- تعرفهها و «احترام دوباره»: اقتصاد بهمثابه ملیگرایی
- واکنشها: کریسمسِ دوپاره
- دو تصویر از ترامپ در یک شب: «بابانوئلِ NORAD» و «خطیبِ جنگ سیاسی»
- جمعبندی تحلیلی: «کریسمس سیاسی» بهعنوان امضای دوره ترامپ
پیامهای کریسمسِ رؤسایجمهور آمریکا معمولاً قرار است نقش یک آیین جمعی را بازی کنند: لحظهای برای مکث، دعوت به همبستگی، و بازگشت به زبان مشترکِ اخلاقی—حتی اگر جامعه در بقیه سال قطبی باشد. اما در دوره ترامپ، بهخصوص در دور دوم ریاستجمهوریاش، همین لحظههای آیینی هم اغلب به میدان «نشانگذاری دشمن» و «نمایش کارنامه» تبدیل میشود؛ یعنی کریسمس نه فقط یک مناسبت مذهبی، بلکه یک فرصت ارتباطی برای تثبیت روایت قدرت. نمونه شاخصش، پیام کریسمس ۲۰۲۵ است که در آن «تبریک» با حمله مستقیم به مخالفان و فهرستکردن دستاوردهای ادعایی گره میخورد.
این الگو، بهخودیخود یک انتخاب سبک نیست؛ یک راهبرد است. ترامپ از «مناسبتهای پرمخاطب» (تعطیلات، آیینها، سوگواریها، رخدادهای ملی) برای تولید حداکثر توجه رسانهای استفاده میکند—حتی اگر هزینهاش افزایش شکاف اجتماعی باشد. گزارشهای رسانهای درباره «سیلاب پستها» در کریسمس (انتشار/بازنشر پرتعداد در Truth Social و پیوستکردن موضوعات مختلف از اقتصاد و فرهنگ تا حمله به منتقدان) دقیقاً همین منطق را نشان میدهد: خبرسازی در روزی که قرار است خبر کم باشد.
زمان و شیوه انتشار: دو پیام، دو چهره
۱) پیام شخصی/شبکههای اجتماعی (Truth Social)
طبق گزارشهای متعدد، ترامپ پیام جنجالیِ «Merry Christmas… including the Radical Left Scum» را در بستر Truth Social منتشر کرد؛ رسانهها آن را پیام «شب کریسمس» یا «کریسمس ایو» توصیف کردند (هرچند بازتاب و بازنشرش در کریسمس هم ادامه داشت).
نقطه مهم اینجاست: او از همان جمله اول، کریسمس را از «زبان وحدت» به «زبان صفبندی» میبرد—یعنی حتی تبریک را هم به یک ابزار جنگ سیاسی تبدیل میکند.
۲) پیام رسمی کاخ سفید (لحن مذهبی و سنتیتر)
همزمان، کاخ سفید «پیام رسمی کریسمس» را با تمرکز آشکار بر جنبههای مذهبی منتشر کرد: اشاره مستقیم به تولد عیسی مسیح و زبان سنتیترِ تبریک. همین دوگانگی—یک متن رسمی آرامتر و یک متن شخصی تهاجمیتر—نشان میدهد ترامپ بین «مخاطب عمومیِ ریاستجمهوری» و «پایگاه سیاسیِ بسیجشونده» تفکیک قائل است و برای هرکدام زبان جدا دارد.
کالبدشکافی متن: ترامپ چه گفت و چگونه گفت؟
جمله آغازین: «تبریک» با تحقیر بستهبندی میشود
در متن پیام، عبارت «Radical Left Scum» (که در فارسی معمولاً به «لجن/اراذلِ چپ افراطی» ترجمه میشود) همان ابتدا میآید. از منظر ارتباطات سیاسی، این کار سه اثر همزمان دارد:
-
تولید دشمن مشترک برای انسجام پایگاه؛
-
وادارکردن رسانهها به بازنشر (چون عبارت شوکآور است)؛
-
جابجایی موضوع کریسمس از همدلی به «کارنامه و جنگ فرهنگی».
این سبک نوشتار، عملاً پیام را از «آیین مذهبی» جدا و به «بیانیه کمپینی» نزدیک میکند. در نتیجه، کریسمس به جای آنکه لحظه کاهش تنش باشد، به سوختِ تازهی تنش تبدیل میشود—و همین دقیقاً همان چیزی است که طرفداران ترامپ آن را «صراحت» میخوانند و منتقدانش «تخریب مناسبت».
ساختار پیام: فهرستِ دستاوردها بهجای روایتِ معنوی
بهجای تمرکز بر مفاهیمی مثل صلح، بخشش، خانواده یا امید، متن خیلی سریع وارد فهرستکردن محورهایی میشود که ستونهای اصلی سیاستورزی ترامپاند:
-
مرز و مهاجرت
-
جنسیت/ورزش/ترنسپولیتیک (جنگ فرهنگی)
-
اجرای قانون و جرم
-
اقتصاد (بازار سهام، 401(k)، تورم، رشد GDP)
-
تعرفهها و «احترام دوباره به آمریکا»
این «فهرستمحوری» اتفاقی نیست: فهرستها سریع نقل میشوند، تیتر میشوند، و برای شبکههای اجتماعی عالیاند. یعنی متن طوری نوشته شده که به قطعات کوچکِ قابل بازنشر (soundbite) تقسیم شود.
محور اول: مهاجرت و «سیاست مرز» بهعنوان هویت سیاسی
ترامپ در پیام کریسمس ۲۰۲۵ ادعا میکند دوره «Open Borders» تمام شده است. این گزاره هم یک پیام سیاستی است و هم یک پیام هویتی: برای بخش بزرگی از پایگاه او، «مرز» فقط مسئله مدیریت مهاجرت نیست؛ نماد «کنترل»، «امنیت»، و «بازپسگیری کشور» است. پس آوردن آن در کریسمس یعنی پیوند زدن «ایمان و سنت» با «کنترل مرز»—ترکیبی که در گفتمان راست آمریکا کارکرد بسیجکنندگی دارد.
اما از منظر منتقدان، همین پیوندسازی دقیقاً محل مناقشه است: آنها میگویند وقتی رئیسجمهور در روزی مذهبی، مخالفان را تحقیر و سیاستهای سختگیرانه را جشن میگیرد، دین را به ابزار سیاست حزبی تقلیل میدهد. اینجاست که «کریسمس» از یک مناسبت عمومی، به یک «پرچم جناحی» نزدیک میشود—و این همان دوپارهسازی نمادهاست که قطبیسازی را پایدار میکند.
محور دوم: جنگ فرهنگی و جنسیت؛ از «ورزش زنان» تا «ترنسجندر برای همه»
بخش پررنگ دیگری از پیام، حمله به آن چیزی است که ترامپ «Men in Women’s Sports» و «Transgender for Everyone» مینامد. چه با این چارچوب موافق باشیم چه مخالف، واقعیت ارتباطیاش روشن است: او موضوعات پیچیده حقوقی/پزشکی/اجتماعی را به یک دوگانه ساده تبدیل میکند (حفاظت از زنان/کودکان در برابر «افراط چپ») و همین دوگانه را در روز کریسمس هم تکرار میکند.
این کار، یک پیام فرعی هم دارد: «ما نهفقط اقتصاد را درست کردیم، بلکه فرهنگ را هم پس گرفتیم.» به زبان دیگر، ترامپ دستاورد را صرفاً رشد و اشتغال نمیداند؛ «بازتعریف هنجارها» را هم دستاورد میفروشد. برای پایگاه محافظهکار مذهبی، این دقیقاً همان نقطه اتصال دین و سیاست است. اما برای لیبرالها و بسیاری از میانهروها، این یعنی واردکردن جنگ فرهنگی به صحنهای که باید آشتیدهنده باشد.
محور سوم: اقتصاد؛ از «رکورد بازار» تا «تورم نداریم»
ترامپ در پیامش از «رکورد بازار سهام و 401(k)» و «نبود تورم» و «رشد ۴.۳ درصدی GDP» حرف میزند. رسانهها همین ادعاها را بازتاب دادند.
اما نکته کلیدی اینجاست: برخی گزارشها همزمان یادآوری میکنند که همان دادههای رسمیِ اقتصادی که به رشد اشاره داشتند، شاخصهایی از فشار قیمتی را هم نشان میدادند. برای نمونه، گزارش AFP (به نقل رسانهها) اشاره میکند دادههای وزارت بازرگانی رشد ۴.۳ درصدی سهماهه سوم را نشان داده، ولی همزمان شاخص قیمتِ خریدهای داخلی افزایش قابل توجهی داشته است—چیزی که با گزاره «No Inflation» در تضاد است. این یعنی پیام کریسمس، بیش از آنکه «گزارش دقیق اقتصاد کلان» باشد، یک «قاببندی سیاسیِ اقتصاد» است: انتخاب چند عدد برای ساختن حس پیروزی.
محور چهارم: جرم، اجرای قانون و «اقتدار»
ترامپ همچنین از «پایینترین سطح جرم در دههها» و پایان «Weak Law Enforcement» حرف میزند. از نظر گفتمانی، او همواره «امنیت داخلی» را در قالب یک تصویر ساده عرضه میکند: یا با ما هستی و خیابان امن میشود، یا با آنها هستی و هرجومرج میآید. آوردن این قاببندی در کریسمس هم همان کارکرد را دارد: کریسمس را از «مهربانی» به «اقتدار» بازتفسیر میکند.
این بخش از پیام، برای خیلی از رایدهندگانِ خسته از ناامنی یا بیاعتمادی اجتماعی، جذاب است؛ چون «قطعیت» میدهد. اما برای منتقدان، این نوع قطعیت معمولاً با «سادهسازی» همراه است: جرم و ناامنی محصول شبکهای از علل اجتماعی و اقتصادی است و تبدیل آن به شعارهای قطبی، به جای حل مسئله، بیشتر به تولید خصومت کمک میکند.
تعرفهها و «احترام دوباره»: اقتصاد بهمثابه ملیگرایی
ترامپ در ادامه، تعرفهها را موتور «رشد و امنیت ملی» معرفی میکند و میگوید کشور «دوباره محترم شده است». اینجا اقتصاد دیگر صرفاً اقتصاد نیست؛ به «غرور ملی» تبدیل میشود. دقیقاً به همین دلیل، او تعرفه را در کنار امنیت ملی مینشاند: میخواهد بگوید سیاست تجاری = سیاست امنیتی.
این نوع روایت، برای بخشی از جامعه آمریکا که جهانیسازی را علت تضعیف طبقه متوسط میداند، قابل فروش است. اما مخالفان میگویند تعرفهها هزینه دارد و اغلب به قیمتهای مصرفکننده فشار میآورد. در پیام کریسمس، طبیعتاً بحث هزینهها جایی ندارد؛ کارکرد پیام، نه گفتوگوی سیاستی، بلکه «نمایش پیروزی» است.
واکنشها: کریسمسِ دوپاره
۱) انتقاد از «نامناسب بودن» لحن
بسیاری از واکنشهای منفی، روی یک گزاره ساده میچرخد: «در روز کریسمس چرا باید به مخالفان توهین کرد؟» حتی گزارشهای رسانهایِ غیرهمسو هم بر همین تضاد انگشت میگذارند: تضاد میان روایت مذهبیِ کریسمس (صلح و بخشش) و لحن تهاجمی.
۲) دفاع هواداران: «این صراحت است»
در سمت مقابل، هواداران میگویند ترامپ دارد واقعیتِ نبرد سیاسی را پنهان نمیکند و حتی تعطیلات هم مانع «راستگویی» نمیشود. از منظر آنها، این پیام نوعی «پیروزینامه» است: کشور از هرجومرج فرهنگی و اقتصادی بیرون آمده و حالا نوبت جشن است—حتی اگر جشن، با طعنه همراه باشد.
۳) بحث بزرگتر: دین در دولت و پیامهای رسمیِ مذهبی
جنجال کریسمس ۲۰۲۵ فقط به پست شخصی ترامپ محدود نشد. گزارشهایی منتشر شد که برخی مقامات/نهادهای دولتی در پیامهای رسمیِ حکومتی، زبان صریحاً مسیحی به کار بردهاند و همین موضوع واکنش گروههای مدافع جدایی دین از دولت را برانگیخته است. این یعنی «کریسمس» در دولت ترامپ صرفاً یک مناسبت نیست؛ به میدان کشمکش حقوقی-فرهنگی درباره هویت دینی حکومت هم تبدیل میشود.
دو تصویر از ترامپ در یک شب: «بابانوئلِ NORAD» و «خطیبِ جنگ سیاسی»
یکی از تناقضهای جذابِ کریسمس ۲۰۲۵ این بود که ترامپ در سنت تماسهای NORAD با کودکان، لحن شوخطبع داشت و حتی درباره «بدسانتا» شوخی کرد—اما همزمان در شبکههای اجتماعی به روال همیشگی حمله سیاسی برگشت. این تضاد، برای تحلیلگران مهم است: ترامپ میتواند در قالبِ نمایشهای آیینیِ ملی، چهره نرم نشان دهد، ولی بلافاصله همان سرمایه عاطفی را به میدان قطبیسازی تزریق کند.
به بیان ساده: او کریسمس را هم «مدیریت توجه» میکند. یک قاب خانوادگی/کودکانه (NORAD) برای مخاطب عام، و یک قاب جنگی/تحقیرآمیز برای پایگاه سیاسی. نتیجه، تولید همزمانِ دو احساس متضاد است: هم «سرگرمی» هم «خشم».
جمعبندی تحلیلی: «کریسمس سیاسی» بهعنوان امضای دوره ترامپ
پیام کریسمس ۲۰۲۵ ترامپ را میشود یک نمونه فشرده از سبک حکمرانی-ارتباطی او دانست: یک متن کوتاه، پر از کلیدواژههای بسیجکننده، با دشمنسازی صریح، و با ادعاهای کارنامهای که بیشتر «روایتساز» است تا گزارشمحور.
در سطح پیامد، چنین پیامهایی دو کار همزمان میکنند:
-
برای هواداران: حس پیروزی، پاکسازی، و بازگشت اقتدار میآفریند.
-
برای منتقدان: نشانهای از استمرار شکاف و ناتوانی دولت در «زبان ملیِ مشترک» است.
اگر قرار باشد یک نتیجه روشن بگیریم، این است: در دوران ترامپ، حتی کریسمس هم از سیاست مرخصی ندارد—و همین، هم امتیاز او در بسیج پایگاه است و هم نقطه ضعفش در کاهش قطبیسازی.








