دونالد ترامپ به فارسی
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
دونالد ترامپ به فارسی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی زندگی شخصی خانواده

زندگی فردریک ترامپ: از مهاجرت به آمریکا تا پایه‌گذاری امپراتوری خانوادگی ترامپ

فردریک ترامپ، مهاجر نوجوانی که از اروپا به آمریکا رفت، در سال‌های پرآشوب رونق شهرهای مرزی و تب طلا مسیر اقتصادی ویژه‌ای ساخت. زندگی او ترکیبی از کار سخت، جابه‌جایی‌های پرریسک، سود بردن از موج‌های اقتصادی و حاشیه‌هایی است که هنوز درباره مرزهای اخلاقی و حقوقی آن بحث می‌شود

آبان ۱۹, ۱۴۰۴
در دسته‌بندی نشده
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
A A
آنچه می‌خوانید...
  1. زادگاه و خانواده
  2. کودکی و شاگردی
  3. تصمیم به مهاجرت
  4. سال‌های نخست در آمریکا
  5. کوچ به شمال‌غرب آمریکا
  6. حاشیه «اتاق‌های خصوصی برای بانوان»
  7. تب طلا و حرکت به سوی شمال
  8. «سرکوب فساد» و خروج به‌موقع
  9. بازگشت به زادگاه و ازدواج
  10. نامه‌ها، اخراج و گره تابعیت
  11. بازگشت به نیویورک و تغییر میدان بازی
  12. مرگ در همه‌گیری و ادامه مسیر توسط خانواده
  13. میراث اقتصادی
  14. فهرست منابع

فردریک ترامپ (نام اصلی: فریدریش ترامپ) پدربزرگ پدری دونالد ترامپ است؛ اما اهمیت او صرفاً خانوادگی نیست. زندگی‌اش نمونه‌ای از یک مسیر «مهاجرتِ اقتصادی» در اواخر سده نوزدهم است: ترک زادگاه در نوجوانی، کار در شهرهای مهاجرپذیر، حرکت به سمت مرزهای توسعه‌نیافته و سپس بازگشت به کلان‌شهرها برای تبدیل سودهای پرریسک به دارایی‌های کم‌ریسک‌تر مانند ملک.

زادگاه و خانواده

فریدریش ترامپ در کالشتات، دهکده‌ای در ناحیه پالاتین که در آن دوره زیرمجموعه باواریا بود، به دنیا آمد.
او در فضایی رشد کرد که اقتصاد محلی‌اش به کشاورزی و تاک‌داری گره خورده بود و خانواده‌های بسیاری، برای فرار از تنگنای معیشت و محدودیت فرصت‌ها، به فکر مهاجرت می‌افتادند. در منابع زندگینامه‌ای و پژوهشی مرتبط با خانواده ترامپ، کالشتات به‌عنوان نقطه‌ای معرفی می‌شود که چندین خانواده مهاجر از آن برخاستند و بعدها در آمریکا مسیرهای اقتصادی تازه‌ای یافتند.

در مورد وضعیت خانوادگی او، گزارش‌های تاریخی می‌گویند پدرش در زمانی که فریدریش هنوز نوجوان بود از دنیا رفت و بار اقتصادی خانواده سنگین‌تر شد؛ همین زمینه، در کنار شرایط عمومی مهاجرت از مناطق آلمانی‌زبان، به تصمیم او برای ترک زادگاه کمک کرد.

کودکی و شاگردی

بر اساس روایت‌هایی که از نوشته‌ها و نامه‌های باقی‌مانده نقل شده، فریدریش پس از دوره‌ای از زندگی در دهکده، به سمت یادگیری یک حرفه شهری رفت: شاگردی در آرایشگری. این مسیر برای بسیاری از جوانان مناطق روستایی آن زمان، راهی برای خروج از چرخه اقتصاد کشاورزی و ورود به بازار خدمات شهری بود.

در ترجمه‌ای که از نوشته او درباره مهاجرت و زندگی‌اش منتشر شده، به این نکته اشاره می‌شود که پس از تأیید مذهبی (آیین بلوغ مذهبی)، برای آرایشگری شاگردی کرد و سپس در شانزده‌سالگی مهاجرت را انتخاب کرد.

تصمیم به مهاجرت

زمینه‌های اقتصادی و اجتماعی

اواخر سده نوزدهم، موج مهاجرت از سرزمین‌های آلمانی‌زبان به آمریکا، پدیده‌ای فراگیر بود؛ ترکیبی از فشارهای اقتصادی، جذابیت فرصت‌های شغلی در آن سوی اقیانوس، و شبکه‌های مهاجرتی که با نامه‌نگاری و روایت موفقیت مهاجران، افراد جدید را تشویق می‌کرد. زندگی فریدریش در چنین بستری رخ داد: او در سال ۱۸۸۵، در شانزده‌سالگی، راهی آمریکا شد.

موارد بیشتر

مری ترامپ؛ مهاجری اسکاتلندی که فرزندش جنجالی‌ترین رئیس‌جمهور آمریکا شد

فرد ترامپ پدر دونالد

قرارداد ۲ میلیارد دلاری صندوق سعودی با جرد کوشنر

مسئله خدمت نظامی و پیامدهای بعدی

یکی از بحث‌های مهم در زندگی او، ارتباط مهاجرتش با الزام خدمت نظامی در باواریا است. مطابق اسناد و گزارش‌هایی که بعدتر در پرونده «اخراج» مطرح شد، مقام‌های باواریایی سال‌ها پس از مهاجرت او به این جمع‌بندی رسیدند که ترک کشور بدون طی تشریفات، و در وضعیتی که به سن خدمت نزدیک می‌شد، از نظر اداری می‌تواند به‌عنوان دور زدن وظیفه نظامی تلقی شود؛ همین برداشت، بعدها مبنای تصمیم به سلب تابعیت و اخراج شد.

سال‌های نخست در آمریکا

ورود و سازگاری

پس از ورود به ایالات متحده آمریکا، فریدریش نام خود را به شکل آمریکایی‌تر «فردریک» به کار برد؛ تغییر نام در میان مهاجران آن دوره رایج بود و معمولاً برای آسان شدن تلفظ، ادغام اجتماعی، و کاهش حساسیت‌های قومی انجام می‌شد.

او نخست در نیویورک و پیرامون آن زندگی کرد و کارش را در همان حرفه‌ای که بلد بود پی گرفت: آرایشگری. در روایت خود او نیز بر «کار با پشتکار، احتیاط و دوراندیشی» تأکید می‌شود؛ روایتی که البته باید در نظر داشت در قالب نامه‌نگاری و دفاع از خود نوشته شده و طبیعتاً جنبه خودتوصیفی دارد.

از کار خدماتی تا نگاه تجاری

آرایشگری در شهرهای بزرگ آن دوره فقط یک خدمت ساده نبود؛ آرایشگاه‌ها اغلب محل رفت‌وآمد طبقه متوسط و کارمندانی بود که شبکه‌های اطلاعاتی و اقتصادی‌شان از طریق گفت‌وگو و ارتباطات روزمره شکل می‌گرفت. همین محیط می‌توانست به فردی با ذهن تجاری کمک کند تا فرصت‌ها را زودتر ببیند و برای حرکت بعدی آماده شود. این تحلیل، نه به‌عنوان «قطعیت»، بلکه به‌عنوان توضیح زمینه‌ای برای فهم تصمیم بعدی او مطرح است: رفتن به غرب و شهرهای رونقیافته.

کوچ به شمال‌غرب آمریکا

سیاتل و اقتصاد شهرهای مرزی

در سال‌های آغازین دهه ۱۸۹۰، فردریک به سیاتل در واشینگتن رفت؛ شهری بندری که همزمان با رونق منابع طبیعی و موج‌های اقتصادی شمال‌غرب، رشد می‌کرد و بخش‌هایی از آن به «منطقه خوش‌گذرانی»، قمار و تجارت‌های خاکستری شهرت داشت.

برخی منابع می‌گویند او در این دوره صاحب یا گرداننده یک رستوران شد و در آگهی‌ها از «اتاق‌های خصوصی برای بانوان» سخن می‌رفت؛ عبارتی که در فضای آن زمان، در مواردی به‌عنوان کنایه‌ای برای دسترسی به خدمات جنسی یا تسهیل ارتباطات جنسی در محل کسب‌وکار به کار می‌رفت. این نکته از همان ابتدا، یکی از محورهای بحث‌برانگیز زندگی او شده است.

شهرک‌های معدنی و الگوی «رونق ناگهانی»

پس از سیاتل، او مدتی در شهرک‌های معدنی فعال شد؛ شهرک‌هایی که اقتصادشان به یک خبر، یک سرمایه‌گذار یا یک کشف معدنی وابسته بود و با همان سرعتی که بالا می‌رفتند، می‌توانستند سقوط کنند. در این فضا، سود اصلی غالباً نصیب کسانی می‌شد که به‌جای «کندن زمین»، برای جمعیتِ هجوم‌آور «خدمات» فراهم می‌کردند: خوراک، خوابگاه، ابزار، حمل‌ونقل، و تفریح.

حاشیه «اتاق‌های خصوصی برای بانوان»

عبارت تبلیغاتی و معنای اجتماعی آن

در چند منبع رسانه‌ای و تاریخی، از جمله روایت‌های مرتبط با سیاتل و سپس شهرهای مسیر تب طلا، گفته می‌شود برخی آگهی‌های کسب‌وکارهایی که فردریک در آنها نقش داشت یا مالکشان بود، عبارت‌هایی مانند «اتاق‌های خصوصی برای بانوان» را به کار می‌بردند. تحلیل رایج این است که در زبان تبلیغاتی آن دوره، چنین عبارتی می‌توانست پوششی برای ارائه یا تسهیل خدمات جنسی باشد؛ به‌ویژه در مناطقی که قمار، نوشیدنی و روسپیگری به‌طور نیمه‌علنی جریان داشت.

حد و مرز قطعیت

اما یک نکته مهم در گزارش بی‌طرفانه این است که «وجود عبارت» یا «شهرت یک منطقه» به‌تنهایی برای نسبت دادن نقش مستقیم به فرد کافی نیست. برخی نوشته‌ها با قطعیت بیشتری از «مهمانخانه روسپیخانه‌دار» سخن می‌گویند، و برخی دیگر محتاط‌ترند و تأکید می‌کنند که باید میان «فضای عمومی منطقه»، «رفتار مشتریان»، «نقش شرکا» و «سطح دخالت مالک» تفاوت گذاشت.

به بیان دقیق‌تر: می‌توان گفت بخشی از کسب‌وکارهای او در نقاطی شکل گرفت که اقتصادشان به «مردان تنها»، «پول نقد»، و «تفریح» وابسته بود؛ و در چنین اقتصادی، روسپیگری در کنار غذا و نوشیدنی حضور پررنگ داشت. این تصویر کلی در منابع معتبر تکرار می‌شود، اما درباره جزئیات نقش شخصی فردریک، شدت داوری‌ها متفاوت است.

تب طلا و حرکت به سوی شمال

چرا «خدمات» از «طلا» سودآورتر بود

تب طلا معمولاً دو گروه را به حرکت وامی‌داشت: جویندگان طلا، و جویندگان سود از جویندگان طلا. تجربه تاریخی نشان می‌دهد بسیاری از ثروت‌های پایدار در دوران تب طلا، از راه فروش کالا و خدمات به معدن‌کاران شکل گرفت، نه از راه استخراج مستقیم. منابعی که درباره فردریک نوشته‌اند نیز همین الگو را برای او برجسته می‌کنند: او به جای تکیه بر شانس یافتن رگه طلا، روی نیازهای روزمره و قابل پیش‌بینی جمعیتِ هجوم‌آور سرمایه‌گذاری کرد.

بنت و شکل‌گیری «آرکتیک»

در مسیر حرکت به شمال، از نقطه‌ای به نام بنت یاد می‌شود که در دوران تب طلا به‌صورت ناگهانی رونق گرفت. گزارش‌های رسانه‌ای و تاریخی می‌گویند فردریک در این منطقه کسب‌وکاری با عنوان «رستوران و هتل آرکتیک» راه انداخت؛ جایی برای غذا، اقامت و خدمات جانبی. برخی روایت‌ها همین مکان را «ریشه اولیه سرمایه خانوادگی» می‌خوانند.

در سال‌های بعد، پروژه‌ای برای بازسازی نمونه‌ای از ساختمان‌های آن دوره در مسیر تاریخی چیلکوت مطرح شد و در گزارش‌های جدیدتر به «الهام‌گیری از نمای بیرونی آن ساختمان» اشاره شده است. این نکته نشان می‌دهد «آرکتیک» فقط یک نام خانوادگی در یک روایت سیاسی نیست، بلکه در تاریخ محلی آن منطقه نیز به‌عنوان یکی از نمونه‌های معماری و اقتصاد تب طلا یاد می‌شود.

وایت‌هورس و اوج‌گیری کسب‌وکار

فردریک سپس در یوکان، در شهر وایت‌هورس نیز کسب‌وکاری مشابه راه‌اندازی کرد. در روایت‌های متعدد آمده است که این مجموعه ظرفیت بالایی داشت و هم خوراک و هم فضا برای قمار و تفریح فراهم می‌کرد؛ در برخی منابع از رقم‌های بزرگِ سرو غذای روزانه سخن رفته، که نشان‌دهنده حجم عبور و مرور و پول در گردش آن روزهاست.

«سرکوب فساد» و خروج به‌موقع

یکی از نقاط کلیدی در داستان فردریک، زمان‌بندی خروج او از مناطق تب طلاست. در گزارش‌های تاریخی آمده است که با کاهش تب طلا و همچنین اعلام برنامه‌هایی برای سخت‌گیری علیه روسپیگری، قمار و نوشیدنی، او سهم خود را فروخت و منطقه را ترک کرد؛ تصمیمی که در منطق اقتصادی، شبیه «خروج پیش از ریزش بازار» است.

در همین‌جا دوباره بحث «خدمات بزرگسالان» برجسته می‌شود: برخی گزارش‌ها دلیل خروج را دقیقاً ترس از سخت‌گیری علیه این فعالیت‌ها می‌دانند، و برخی دیگر آن را تصمیمی طبیعی در پایان رونق اقتصادی منطقه تفسیر می‌کنند.

بازگشت به زادگاه و ازدواج

بازگشت به کالشتات

پس از چند سال فعالیت در شهرهای مرزی، فردریک به زادگاهش بازگشت. منابع می‌گویند بازگشت او با سرمایه قابل توجه همراه بود و همین سرمایه جایگاه اجتماعی او را در دهکده تغییر داد: او دیگر همان نوجوان مهاجر نبود، بلکه مردی بود که «آن سوی اقیانوس» پول ساخته بود.

ازدواج و زندگی خانوادگی

او با الیزابت کریست ازدواج کرد. برخی روایت‌ها از اختلاف طبقاتی میان دو خانواده یا دست‌کم «نگرانی مادر فردریک» درباره این ازدواج سخن می‌گویند. آنچه قطعی‌تر است این است که این ازدواج، نقطه اتصال زندگی مهاجرتی او با پروژه «ثبات خانوادگی» بود؛ چیزی که در نهایت به بازگشت دوباره به آمریکا و شکل‌گیری هسته اولیه کسب‌وکار خانوادگی در نیویورک انجامید.

نامه‌ها، اخراج و گره تابعیت

برخورد دولت باواریا

موضوع اصلی این بخش، تصمیم مقام‌های باواریایی برای اخراج اوست. گزارش‌های خبری و پژوهشی می‌گویند دولت باواریا پس از بررسی، اعلام کرد که او در زمان مناسب خروج خود را ثبت نکرده و با توجه به سن و شرایط، از نظر اداری به‌عنوان کسی تلقی می‌شود که برای دور زدن خدمت نظامی مهاجرت کرده است؛ بر این اساس، دستور خروج صادر شد.

التماس‌نامه به نایب‌السلطنه

پس از صدور دستور، فردریک تلاش کرد بماند. گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس از کشف نامه‌ای دست‌نویس خبر می‌دهد که در آن او از لوییتپولد می‌خواهد اجازه ماندن بدهد.
در کنار این، ترجمه‌ای از متن خود او منتشر شده که به شکل یک روایت کوتاه از زندگی‌اش است: از شاگردی آرایشگری و مهاجرت در شانزده‌سالگی تا گرفتن تابعیت آمریکا و بازگشت به کالشتات. این متن از آن جهت مهم است که «روایت درونی» او را نشان می‌دهد، هرچند باید آن را در چارچوب دفاع از خود و تلاش برای اقناع مقام سیاسی خواند.

نتیجه

در نهایت، درخواست او پذیرفته نشد و خانواده ناچار شد دوباره به آمریکا بازگردد. این «بازگشت اجباری» یک نقطه عطف است: اگر او در آلمان می‌ماند، مسیر اقتصادی خانواده احتمالاً در همان چارچوب اروپا ادامه پیدا می‌کرد؛ اما بازگشت، او را به نیویورک و سپس به مسیر املاک و مستغلات نزدیک کرد.

بازگشت به نیویورک و تغییر میدان بازی

برانکس، سپس کوئینز

پس از بازگشت، خانواده در بخش‌هایی از نیویورک ساکن شد؛ از جمله برانکس و سپس کوئینز.

گزارش‌های تاریخی اشاره می‌کنند که فردریک همچنان در کار آرایشگری فعال بود و در مقطعی مدیریت بخش‌هایی از یک هتل را هم بر عهده داشت. این ترکیبِ «حرفه خدماتی» و «مدیریت محل اقامت»، با تجربه‌های او در شهرهای تب طلا سازگار بود: او می‌دانست گردش پول در خدمات اقامت و خوراک چگونه است، و چه‌طور می‌توان از آن برای ورود به دارایی‌های پایدارتر استفاده کرد.

گام‌های اولیه در ملک

منابع متعدد، از جمله گزارش‌های تاریخ‌محور، می‌گویند او در این دوره شروع به خرید و نگهداری ملک کرد؛ دارایی‌ای که نوسانش معمولاً از طلا و رونق‌های ناگهانی کمتر است و می‌تواند به خانواده امکان ثبات بدهد. همین تغییر رویکرد است که بعدتر توسط همسرش پی گرفته شد و به شکل‌گیری هسته کسب‌وکار خانوادگی انجامید.

مرگ در همه‌گیری و ادامه مسیر توسط خانواده

مرگ ناگهانی در بهار ۱۹۱۸

فردریک در سال ۱۹۱۸، در جریان همه‌گیری آنفلوآنزا، از دنیا رفت. برخی گزارش‌های روزنامه‌نگاری تاریخ‌محور، از ناگهانی بودن بیماری و مرگ او سخن گفته‌اند.
او در گورستان آل‌فیثز به خاک سپرده شد.

نقش الیزابت کریست پس از مرگ

پس از مرگ او، الیزابت کریست مدیریت دارایی‌های ملکی را ادامه داد و در نهایت با پسرش فرد ترامپ، کسب‌وکاری خانوادگی را شکل داد که بعدها به‌عنوان نقطه آغاز توسعه املاک خانواده شناخته شد.

نقش «قانون» و «مصلحت محلی»

در برخی توصیف‌ها آمده است که نیروهای انتظامی محلی در آن دوره، تا زمانی که «آشوب و نمایش علنی» رخ نمی‌داد، با این نوع فعالیت‌ها مدارا می‌کردند؛ چون اقتصاد شهرک به پولِ همان مشتریان وابسته بود. این وضعیت، برای صاحبان کسب‌وکار یک پیام روشن داشت: تا وقتی قواعد نانوشته رعایت شود، می‌توان کار کرد؛ اما با تغییر موازنه سیاسی یا کاهش رونق، سختگیری آغاز می‌شود.

یک جمع‌بندی محتاطانه

با تکیه بر مجموعه منابع، می‌توان چنین جمع‌بندی ارائه داد:

  • برخی شواهد و روایت‌ها (از جمله زبان آگهی‌ها و گزارش‌های رسانه‌ای) این احتمال را تقویت می‌کند که در برخی املاک یا کسب‌وکارهای او، «خدمات بزرگسالان» به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم حضور داشته است.

  • در عین حال، درباره میزان دخالت مستقیم او و اینکه آیا مدیریت «سازمان‌یافته» چنین خدماتی را بر عهده داشته، میان منابع اختلاف لحن و درجه قطعیت وجود دارد؛ بنابراین نسبت دادن داوری قطعی، بدون اتکا به اسناد محلی بیشتر، احتیاط‌برانگیز است.

میراث اقتصادی

فردریک از نظر تاریخی، نماد یک «کارآفرین مهاجر» است که از موج‌های اقتصادی استفاده کرد و سپس کوشید سودهای پرریسک را به دارایی‌های پایدار تبدیل کند. میراث اصلی او، نه یک شرکت بزرگ ثبت‌شده در زمان خودش، بلکه «سرمایه اولیه، تجربه مدیریت خدمات، و ورود به ملک» بود؛ سرمایه‌ای که پس از مرگش به دست همسر و فرزندش افتاد و به مسیر توسعه املاک در نیویورک تبدیل شد.

فهرست منابع

  • گزارش و اسناد مربوط به فرمان اخراج و روایت تاریخی آن در گاردین.

  • گزارش کشف نامه دست‌نویس در خبرگزاری آسوشیتدپرس.

  • متن ترجمه‌شده روایت فردریک در هارپرز.

  • بررسی ادعاهای اخراج و زمینه‌های حقوقی آن در اسنوپس.

  • گزارش درباره نقش تب طلا و کسب‌وکار در شمال در بلومبرگ.

  • گزارش تحلیلی درباره گذشته کانادایی خانواده در مکلینز.

  • گزارش درباره جنبه‌های بحث‌برانگیز و اختلاف روایت‌ها در یک رسانه منطقه‌ای آلاسکا.

  • گزارش‌های جدیدتر درباره بازسازی نمونه ساختمانی و اشاره به «آرکتیک» و نقش پارک‌های کانادا و مسیر تاریخی چیلکوت.

  • گزارش تاریخ‌محور از مرگ او در همه‌گیری ۱۹۱۸ در واشینگتن‌پست و روایت‌های مشابه.

  • مقاله تاریخ‌محور درباره پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های خانواده در پایگاه تاریخ‌نگاری عمومی.

برچسب ها: فردریک ترامپ

اخبارمشابه

مری ترامپ؛ مهاجری اسکاتلندی که فرزندش جنجالی‌ترین رئیس‌جمهور آمریکا شد
خانواده

مری ترامپ؛ مهاجری اسکاتلندی که فرزندش جنجالی‌ترین رئیس‌جمهور آمریکا شد

دی ۶, ۱۴۰۴
فرد ترامپ پدر دونالد
خانواده

فرد ترامپ پدر دونالد

آذر ۳۰, ۱۴۰۴
قرارداد ۲ میلیارد دلاری صندوق سعودی با جرد کوشنر
خانواده

قرارداد ۲ میلیارد دلاری صندوق سعودی با جرد کوشنر

آذر ۱۲, ۱۴۰۴
کریپتو و خاندان ترامپ: پول‌های دیجیتال، پرسش‌های بزرگ
خانواده

کریپتو و خاندان ترامپ: پول‌های دیجیتال، پرسش‌های بزرگ

آبان ۲۰, ۱۴۰۴
پست‌ بعدی
زنی پشت پرده آغاز یک نام خانوادگی؛ الیزابت کریست ترامپ

زنی پشت پرده آغاز یک نام خانوادگی؛ الیزابت کریست ترامپ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار امروز

پرزیدنت ترامپ و بازتعریف ترس در نظم جهانی

لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

پرزیدنت ترامپ؛ معامله‌گری که سیاست خارجی را اقتصادی کرد

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

پرونده ویژه

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

«دموکرات‌های فاسد» در آینه اسناد اپستین

بهمن ۱۹, ۱۴۰۴
ردپای کلینتون‌ها در اسناد جفری اپستین

ردپای کلینتون‌ها در اسناد جفری اپستین

بهمن ۱۹, ۱۴۰۴
لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

لرزه بر ارکان دولت چپگرای انگلیس در پی افشای اسناد جفری اپستین

بهمن ۲۰, ۱۴۰۴
«پرونده اپستین» بعد از انتشار میلیون‌ها سند: چه منتشر شد و چه پنهان ماند؟

«پرونده اپستین» بعد از انتشار میلیون‌ها سند: چه منتشر شد و چه پنهان ماند؟

بهمن ۱۳, ۱۴۰۴
پرونده‌های دفن‌شده در سایه اپستین؛ وقتی یک رسوایی جهان را کور کرد

پرونده‌های دفن‌شده در سایه اپستین؛ وقتی یک رسوایی جهان را کور کرد

دی ۶, ۱۴۰۴

پرتال دونالد ترامپ چهل و هفتمین رئیس‌ جمهوری ایالات متحده آمریکا برای اطلاع‌ رسانی به مخاطبان فارسی‌ زبان در سراسر جهان

برچسب‌ها
bbc Delta Force iran آزمایش هسته ای آفریقای جنوبی آمریکا اتحاد کواد ارز دیجیتال استیو ویتکاف اسرائیل الیزابت کریست ترامپ اوکراین ایران برزیل بریکس بمب هسته ای بی بی سی تعرفه جفری اپستین جیانی اینفانتینو خاورمیانه دلتافورس دونالد ترامپ روسیه زهران ممدانی عربستان فردریک ترامپ فیفا محمد بن سلمان مکزیک میریام ادلسون ناتو نارندرا مودی نتانیاهو نیویورک هند هندوراس پرونده های جنسی ترامپ چین کره شمالی کریسمس کلمبیا کوبا کیم جونگ‌اون گرینلند

© 2025 All Rights Reserved.

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم

افزودن لیست پخش جدید

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • اخبار
  • زندگی شخصی
    • بیوگرافی
    • خانواده
    • علاقه‌مندی‌ها
    • ترامپ درباره ترامپ
  • مواضع
    • اظهارات و سخنرانی‌ها
    • فکت چک
    • دیدگاه در قبال خاورمیانه و ایران
    • دیدگاه در قبال رهبران و کشورها
    • دیدگاه دیگران در قبال پرزیدنت ترامپ
  • اقدامات
    • اقدامات در حال انجام
    • نتایج اقدامات و برنامه‌ها
    • تجارب کشورها در تعامل با پرزیدنت ترامپ
    • جنگ‌‌ها و صلح‌ها در زمان پرزیدنت ترامپ
    • کنش‌های مجازی
    • موفقیت‌ها
  • پرونده‌ها و دفاعیات

© 2025 کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق پرتال دونالد ترامپ می باشد.